ممنوعیت تحصیل دختران و زنان از سوی گروه قومی،تروریستی و تکفیری طالبان در افغانستان جزئی از یک کلیت کاملا و تماما باطل است که آن کلیت خود این گروه تکفیری است!
انتقاد،اعتراض و یا سخن گفتن در این خصوص یعنی«ممنوعیت تحصیل دختران»نباید چنان جلوه کند که گویا این گروه در ذات و کلیت خود برحق ولکن در جزئیات و برخی از دیدگاههای خود که بارزترینشان «ممنوعیت تحصیل» برای دختران و زنان است،دارای ایراد و خطا میباشد!
اکنون نزدیک به پنج سال است که این گروه تکفیری بر کشور و جامعه تسلط داده شده است!
از بدو ورود خود آغاز به زیر ضرب بردن مدارس،
دانشگاهها و آموزشگاههای سراسر کشور ازجمله برای دختران و زنان کرده است،در امر و میدان اقامهٔ برهان و دلیل صریح و صحیح از دین اسلام و حتی مذهب حنفی ناتوان و درمانده است و همین مقوله در بُعد بشری یا انسانی هم بر این گروه جاهل و تکفیری صدق میکند.اما دو دلیل حداقلی را که هر دو از وضوح و صحت بسیار بالا برخوردارند میتوان برای این عمل غیردینی و غیر انسانی آن بیان کرد،یک اینکه طالبان یک گروه قومی است،قومی که تهی از فرهنگ به معنای عام آن است و همچنین دارای یک ساختار بسیار شدیدِ قبیلهای است که قوانین قبلیهای نزد آن از اهمیت و ارجحیت بالایی برخوردار است.و دلیل دیگر علت تشکیل و ماهیت وجودی این گروه است که تشیکل آن توسط چند سازمان اطلاعاتی کشورهای مختلف انجام شده و ماهیت آن مزدوری،ویرانگری، قتلعام و پیشبرد برنامهها،اهداف و حفاظت از منافع همان سازمانهایی است که او را خلق کرده اند.ممنوعیت تحصیل برای دختران و زنان در کنار دیگر دلایل چنین دلیل هدفمندی نیز دارد و صرفا بخش بسیار کوچک اما برجسته شده از جورچین علل وجود این گروه قومی و تکفیری در افغانستان است.
مشکل فراتر از یک ممنوعیت صرف رفته و در حال اوج گرفتن است،همزمان با اجرای این سناریو در داخل کشور،در بیرون از کشور اما کارزاری به راه افتاد،کارزاری که از تاسیس روزافزون مدارس و آموزشگاهها و امکانات آموزشی مختلف خبر میداد و احتمالا از اولینِ این تاسیسها «مکت هرات» توسط خانمی به نام «غیور»بود و این روند رفتهرفته شدت یافت و در بسیاری از کشورهای سراسر جهان افرادی با ارائه خدمات و امکانات تحصیلی مجازی/آنلاین اعلام موجودیت و همکاری کردند.اما همانطور که پیشبینی میشد این ماجرا برجسته نشد.دلیل رسمی از هیچ منبعی در این باره وجود ندارد،زیرا این کارزار به طور رسمی توسط یک یا چند منبع معتبر و رسمی دارای نشانی واقعی اعلام و یا گزارش نشده است اما میتوان حدس و گمان بر اساس ماهیتی که همواره چنین کارزارهایی داشته و دارند دلیلهای احتمالیای را برشمرد که میتواند پیشگیری از برجستهسازی صرفا ترس از درز اطلاعات از خاستگاه،برنامه و اهداف احتمالی و خاص برخی از این مدرسههای مجازی به بیرون باشد که میتواند پرسگشری و دغدغهٔ از رخنه فرهنگی و اجتماعی و امنیتی را در میان مردم ایجاد کند ،البته این کار میتواند اکنون هم صورت گیرد ولکن نوع عمومی یا مردمی آن که جدا از رسانه و روایت اصلی عمل میکنند تاثیر و اهمیت بیشتری دارد.
پیامدهای منفی ممنوعیت تحصیل برای دختران و زنان کشور بی شمار اند و آسیبهایی که کشور و جامعه از آنها در آینده دریافت خواهند کرد به مراتب سهمگین و به سختی قابل جبران خواهند بود،زیرا نیمی از جامعهٔ کشور را زنان تشکیل میدهند و این خود به معنای نیاز مبرن و حیاتی کشور و جامعه به نیروی زنان متخصص در حوزهها و بخشهای مختلف از جمله بهداشت و
آموزش و پرورش است.
اما اگر با ذهنامنیتی به این مسئله نگاه کنیم پس از خود میپرسیم اگر در کشور ممنوعیت تحصیلی هست و در خارج از کشور افرادی و نهادهایی با تاسیس مدارس و آموزشگاههای آنلاین امکان تحصیل را برای دختران و زنان ما فراهم کرده اند پس پیامدهای منفی و آسیبهای این امر برای کشور و جامعه از چه نوع و چه میزان خواهند بود!؟
پرسش مطرح شده ذهن را به نزدیکترین برگها از حافظهتاریخی میبرد،برگهایی که در آن تاریخ ورود افراد و گروههایی را برای ما دوباره به تصویر میکشد که در کشورهای بیگانه تحصیل و توسط نهادهای مختلف اطلاعاتی و امنیتی خواسته یا ناخواسته آلوده به اندیشهها،باورها و رویکردهایی شدند که با درجات مختلف مخالف و متضاد با هویت تاریخی و واقعی کشور و جامعه به معنای عام آن یعنی ،فرهنگ،زبان،دین،مذهب،ویژگیهای مردمی و جغرافیایی و دیگر موارد بودند.
مصداقهایی واقعی و تاریخی که نسل گذشته آنها را درک کرده اند کم نیستند و ازجمله محرزترینشان حکومتهای چپی-کمونیستی دهههای ۵۰ و ۶۰ خورشیدی در افغانستان و همچنین گروه قومی و تروریستی طالبان که طلبههای مدارس علوم اسلامی پاکستان و یا نزدیکترین و ملموسترین مورد دوران جمهوریت ۲۰ ساله در افغانستان با ریاست دو رئیسجمهور که هر دو از پرورشیافتگان سازمانهای اطلاعاتی کشورهای بیگانه بودند و توسط همانها هم در افغانستان بر مسند قدرت گماشته شدند.
حال دغدغهای که هر فرد میهندوست را فرا میگیرد همین موضوع است،موضوع تحصیل و پرورش یافتن بخشی از دختران و زنان کشور در مدارس،آموزشگاهها و سایر امکانات و موسسههای اینچنینی،تحصیل و پرورش طبق معیارها و برنامههایی که در اتاقهای فکر سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی تنظیم و تهیه میشوند تا از میان این تشنگان دانش افرادی را برای چند هدف پرورش دهند،ازجملهٔ این اهداف میتواند کسانی که در همسویی و حفاظت از منافع سیاسی،اقتصادی و فرهنگی شان در هر زمینه کنشگری و کار میکنند و یا در قالب گروههای گوناگون فرهنگی،هنری،سیاسی و رسانهای سعی در مخدوش و منحرف کردن اذهان عمومی و ادراک جامعه میکنند تا امر اتحاد،انسجام،توسعه در حوزههای مختلف از جمله مسائل اجتماعی،قومی،زبانی،دینی،مذهبی و بسیاری دیگری دشوار گردد و یا به نفع خودشام رقم بخورد.
جامعه همواره و پیوسته باید تحت حراست و نظارت نخبگان،عالماندینی و افراد آگاه و میهندوست قرار داشته باشد،آسیبشناسی شود، در مواقع تهدید و خطر هشدار و آژیر داده شود، و همچنین محتوای مورد نیاز برای تغذیه فکری و باوری آن تولید و فراهم شود تا به راه و مسیری سوق داده شود که میهن را با حداقل تاوان و ضرر از برههها و وقایع و موانع خطیر راهبری و گذر دهد. و این نه تنها یک تکلیف و وظیفهٔ انسانی و اسلامی بلکه تکلیف و وظیفهٔ میهنی و شهروندی هر فرد در هر کجا که هست میباشد.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português