جامعهٔ مسلمان به توانایی تشخیص و تفکیک اندیشههای دروندینی نیاز دارد تا بر محوری مشخص که از یک سو رستگاری الهی و از سوی دیگر اقناع فکری و ذهنی را برایش به ارمغان میآورد حرکت کند،دنیای اندیشهها دنیایی گسترده و پر از پیچ و خم است،به ویژه اندیشههایی که جنسشان دینی است ولکن نوعشان شخصی و یا رویکردی است،رویکردی که حاصل جبر زمان و مکان و یا حتی توطئه و مصالح شخصی و جمعی منحرف است!
درست مانند اندیشههای «خوارج»که در صدر اسلام در دوران خلافت خلیفهٔ چهارم علی «ع» با شعار «مبارزه با انحراف و سرپیچی ازعمل به اصل و امر الهی »که در قرآن نیز آمده «عمل به امر غیر خدا»ظهور کردند و سبب هرج و مرجها و کشتارهای متعدد شدند،و یا دیگر اندیشههایی که تولید افراد مسلمان دیگری… اما منحرف به سبب همان اندیشهها مانند گروههای معتزله و جبریه و غیره… هر یک از این گروهها در آغاز مسلمان سالمعقید و فکر بودند و اندیشههایشان که انحرافی و باطل اند نیز به دلیل رویکردها و برداشتهای اشتباه بود که باعث طرد فردی یا افرادی از اسلام میشد و جامعهٔ اسلامی را به مشکلات عدیدهای از جمله ناامنی و تشنجفکری فرو میبرد.
اما در زمان ظهور چنین افراد و گروههای منحرف در دورن دین و امت اسلامی و محتوای فکری و باوریشان که همگی رنگ و بویی از اسلام داشتند ولی در اصل خود غلط و باطل بودند علمای نیکسرشت و پرکار امت بیکار ننشستند و در رد انحرافات فکری و باوری و محتوای باطلشان کتابها نوشتند،بحثها و مناظرهها برگزار کردند تا در گام نخست انحراف و بطلان این افراد و گروهها روشن و ثابت شود و در گام دوم امت اسلامی از فکر و باور درست و صحیح طبق قرآن و سنت بهرهمند شود،زحماتی که این عالمان کشیدند تاکنون چراغ راه مردم مسلمان است و در برهههای سخت و خفقان فکری و باوری تاریخ، فکر و ذهنشان را با خواست و یاری خدای یگانه از انحراف بازداشته است.
امروزه که مسلمانان به کشورها و جوامع کوچک و بزرگ و مرزها و قوانین و نامهای مختلف تقسیم شده اند اما خطر ظهور و وجود افراد و گروههایی که انحراف فکری و باوری دارند کم نشده بلکه زیاد هم شده است و به همین سبب نیاز هر جامعهٔ مسلمان به شناخت دین و اصول و فروع آن با بهترین روش ممکن و همچنین نیاز به توانایی تشخیص و تفکیک افکار دروندینی و مذهبی بسیار بسیار مهم و حیاتیتر گشته است.
مانند هر بخش از تاریخ اسلام افکار منحرف و باطل که خود را بهترین و برترین و نزدیکترین به دین مبین اسلام معرفی میکردند در این برهه زمانی نیز این افکار و افراد حامل و ناقلشان به مراتب بیشتر از هر زمانی وجود دارند و پیوسته در حال کنشگری،تبلیغ و تکثیر اندیشههای منحرف و باطل خود اند،اندیشههایی که الزاما در تضاد و مخالفت با عقیدهٔ صحیح اسلامی نیستند ولیکن با دیدگاههای بسیار عجیب خود دین را برای مردم سخت کرده و یا میکنند و یا هم ضدیت بسیار جدی و عمیق با عرف،فرهنگ و هویت بومی و تاریخی مردمان و سرزمینهایی دارند که قرنهاست مسلمان شده اند و بلکه از انتشار دهندگان اسلام به دیگر مناطق بوده اند و یا حتی سهم کلانی در تدوین و ترتیبدهی علوم و کتب دینی(اسلامی) دارند.
انحرافات فکری دروندینی و مذهبی همیشه در یک بخش از دین مانند عقیده و یا عبادات نیستند بلکه در حوزههای مختلف خارج از این دو میتوانند باشند،مانند آنچه درخصوص تضاد با هویت و تاریخ،سبکزیست،شغل و غیره بیان داشته شد،انحراف میتواند به شکل یک رویکرد رفتاری و گفتاری باشد که امر تبلیغ و تکثیر محتوای دینی را دچار سکته و ضعف کند و مردم را زده و خسته کند و یا نوع اجرای احکام ثابت و یا اختلافی باشد که از این قبیل موضوعات در میان مذاهب چهارگانهٔ اهلسنت به وفور یافت میشود، برای مثال مقولهٔ پوشیدن صورت و دستها در باب حجاب زنان مسلمان مورد اختلاف بسیار جدی است و هر یک از مذاهب چهارگانه نظر بهخصوص خود را با استدلال صحیح دارد.
یک فرد مسلمان لاجرم وادار به پیروی از یک مذهب و فقه است،از آنجایی که اکثریت مسلمانان را اهلسنت تشکیل میدهند پس هر فرد اهلسنت پیرو یکی از مذاهب چهارگانهٔ اهلسنت میباشد و تا حدودی بسته به رابطهاش با دین،علما و موضوعات دینی از اندیشهها و باورهای مذهبیاش آگاه است و از جایی به بعد این آگاهی در اکثر این افراد قطع میشود و ادامه نمییابد،دلایل مختلفی میتوانند مسبب این انسداد و یا انقطاع باشند از جمله مشغلههای گوناگون روزمره برای امرار معاش،رسیدگی به کارهای شخصی،خانواده،فرزندان،تحصیل،بیماری و غیره…بنابراین آسیب جدیای که ناخواسته دامن مسلمانان را گرفته است نیاز به تشخیص میزان آن و تدبیر روش کارا برای رفع آن دارد که این امر تکلیفی حائز اهمیت برای علما و افراد متخصص و آگاه در این حوزه است.
اما آیا امروزه که ما در سال ۱۴۰۵ هجری شمسی قرار داریم همچنان افکار و رویکردهایی هستند که برای اتحاد و اتفاق مسلمانان در یک کشور،جامعه و یا شهر تهدید حساب میشوند و یا مضر و خطرناک اند؟در پاسخ به این پرسش باید گفت بله و بسیار زیاد هم هستند،شاید بتوان کشور افغانستان را به عنوان مصداق روشن کشور و جامعهای آورد که قربانی افکار و باورهای منحرف،خشن و متعصبانهٔ برخی افراد تحت نام دین و مذهب قرار گرفته که هیچ ارمغانی مگر جنگ،تجاوز،کشتار،غصب دارایی،نابودی فرهنگ و زبان پارسی را زبان تاریخی و بومی این سرزمین و از افتخارات آن است نداشته اند و یا در امتداد همین جریانها گروه دیگری از افراد با افکاری از جنس دین و اما نوع و رویکرد دیگری این کشور و جامعه و مذهباش را زیر آماج حملات بیرحمانه و هدفمند خود گرفته اند که هر روز و هفته و ماه یک یا چند جنجال درونمذهبی را به پا میکنند و توسط آن جامعه و علمای آن را در تقابل با یکدیگر قرار میدهند،همهٔ این فعالیتهای خصمانه و ظالمانه به نام دین و منهج فلان و فلان که نمونهٔ بارزشان «منهج سلفی»است انجام میگیرد،آنهم توسط کسانی که در کشورهای دیگر زندگی میکنند،دارای وضع مالی و معیشتی خوب اند،
رسانه و امکانات گستردهٔ تبلیغاتی دارند و دور از واقعیت هم شاید نباشد که گمان کرد روابط تنگاتنگی با سازمانهای اطلاعاتی این کشورها داشته باشند!
هر آیینه،موضوع نیاز حیاتی جوامع مسلمان به ویژه جامعهٔ افغانستان در گام نخست به شناخت اصول و فروع دین و مذهب خود است و در گام دوم سخت نیازمند توان تشخیص و تفکیک افکار دروندینی و درونمذهبی است تا خداینکرده مبتلا به بیماریها و یا اشکالات فکری و باوری رایج که از سوی افراد و گروههایی مشکوک و عمدتا با رویکرد بسیار تند و متعصب تبلیغ و تکثیر میشوند نگردد.
جامعهٔ افغانسنان باید بداند که مذهباش مذهب امام ابوحنیفه رحمتالله علیه است و تمام زوایا و ابعاد امور زندگیاش نیز بر اساس فقه حنفی باید تعیین و ترتیب داده و اجرا شود و نه منهج فلان و فلان که کمترین سازش را در مواجهه با زبانش،فرهنگش،تاریخ و ارزشهایش که عمدتا موافق با موازین و اصول دین مبین اسلام اند دارد،باید راههای آموزش اصول مذهبی و ارتباط با عالمان و آگاهان معتبر که از مراجع مذهب حنفی اند ایجاد شود تا مردم سوالات خود را در شبکههای مختلف و یا کارشناسان دیگر که فقط یک صدا و تصویر و نام از آنها آشکار و در دسترس است نپرسند و یا تماشاچی برنامههای نشوند.
مردم باید افکار و منهجهای غیر و یا مخالف جدی و متعصب علیه مذهب خود یعنی مذهب حنفی را بشناسند و از نشستن پای سخنان و منبر افرادی که با انواع و اقسام روشها آنها را تبلیغ و تکثیر میکنند خودداری کنند و همنوعان خود را نیز آگاه کنند و هشدار دهند تا جامعه تا حد ممکن از تهدیدها و خطرات فکری،باوری و منهجی این افراد مشکوک و مغرض در امان بماند.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português