افغانستان،جامعهٔ آن و مقاومتمسلحانه و مسیر مقاومت
افغانستان اکنون مأمنسبزِ گروهی قومی و تروریستی به نام طالبان گشته،فضا و امکانات پیادهسازی امیال و سیاستهای مختلفالوجهیشان با تسلطشان بر جغرافیا و جامعه نیز فراهم و تسریع یافته،تغییرهای سطحی و لایهبهلایهٔ عمیق در ساختار اداری و تنظیم بافتهای جمعیتی به نفع خودشان جهت تقویت و تثبیت این تسلط و از سویی هم تضعیف و نابودسازی هر نوع امکان پای گرفتن و تحرک مخالفان سرسختشان با تمام قدرت و سرعت در حال وقوع اند.همین امر باعث شده نوعی سیگنال در ظاهر حقیقی به کشورهای همسایه پیام یا اطلاعاتی را مخابره کند که گویا طالبان اشراف کامل و قاطع دارد،اشراف بر امنیت کشور،مرزها و مدیریت گروههای فراملی که بخشی از ساختار آن اند مانند (گروههای اسلامگرای تاجیکستانی،
ازبکستانی،چینی-اویغورها،طالبان پاکستان،
بلوچهای جداییطلبایرانی و دیگر گروههای تروریستی مانند القاعده).اما این سیگنالِ به ظاهر حقیقی توخالی و دروغین است و این موضوع دور از فهم کشورهای منطقه نیست، به ویژه آنانی که از بازیگران اصلی در امور افغانستان محسوب میشوند اما وجود این گروه قومی و تروریستی و تهدیدها و خطرهایی که از جانب آن ممکنالوقوع است و همچنین وضعیت بغرنج و بسیار بد مردم در افغانستان آنها را از دادوستد و روابط تجاری و بعضا امنیتی بازنداشته و با توجه به آمارها روندی رو به افزایش مشاهده میشود.
پدیدار این قضیه بسیار ساده و طوری است که گویی پذیرش و استقبال منطقهایی از این گروه صورت گرفته و دیر یا زود این گروه حاکم بلامنازع و مشروع برشمرده شده و حکومت عام و تام خود را تاسیس نهایی و تثبیت خواهد کرد!!!
ولیکن چنین نیست و این پدیدار به ظاهر مثبت و پرمنفعت برای طالبان بر اساس نوعی برنامه یا پروتکل(احتمالی)از پیش اندیشیده و چیدهشده است که فضای بهوجود آمد از بازگشت این گروهها را مدیریت کند تا فضای مورد نیاز و نظر آفریده شود.
این برنامه(احتمالی)و به احتمال بسیار زیاد اکثر پیشداشتها و تدابیر آن با کامیابی پیاده و اعمال شده اند و فضای نسبتا آرام هرچند ظاهری روابط و امنیت منطقه و کشورها با این گروه به نوعی خود سندی بر تایید این دیدگاه و ادعاست.
آن سیگنال بهظاهر حقیقی اما توخالی و دروغین که رسانا یا حمال پیام و اطلاعات به منطقه و همسایگان افغانستان از اشراف و تسلط کامل طالبان بر افغانستان،مردم،امنیت،مرزها و گروههای تروریستی فراملی درونشان و این فصای همچنین بهظاهر مثبت و پرمنفعت حاصل از برنامه یا پروتکل(احتمالی) رویکردی و عملکردی همسایهها و بازیکران اصلی در امور افغانستان فضا و اوضاع را برای مخالفان سرسخت گروه قومی و تروریستی طالبان تنگ و دشوار ساخته است و عملا مقاومت مسلحانه و عملیاتهای چریکی علیه طالبان را برای «جبهه مقاومتملی» یا غیرممکن ساخته یا بسیار محدود!.زیرا مقاومت مسلحانه و عملیاتهای چریکی ابتدا نیاز به پشتوانه و پشتیبانی مالی،تسلیحاتی،سیاسی و اطلاعاتی دارد و در گام دوم ایجاد هرجمرج در روند برنامه و تدابیر رویکردی و عملکردی معینِ همسایهها و کشورهای بازیگرِ اسلی در امور افغانستان تلقی میشود که این دو عامل از عوامل کلیدی و اصلی چالشهای جدی و ژرفی اند که جبهه مقاومتملی با آنها روبروست.
مقاومت در برابر ستم و ستمگر و در کل باطل به قول قدیمیها مانند انسانیست که در استخوان خود ناپاک است و هرازگاهی در همان تشنج درونی و قطع تسلط بر اعصاب و روان خود فرومیرود و به موجودی تبدیل میشود که به ناگاه در وضعیت بقا قرار گرفته و برای زندگی و زنده ماندن دست و پا میزند!!!مقاومت درست مانند یا شاید دقیقا همان زمان،نیرو و انگیزهای است که یک جاندار در هنگام احساس خطر مرگ و نابودی از سوی حادثهای یا رقیب و دشمنی چه در چنگ او باشد و چه در حال گریز از او،از خود بروز میدهد و بهیکباره به کانی از سرسختی تبدیل میشود.
جبهه مقاومتملی نیز نیاز حیاتی و مبرن به فهم و درک،تعریف،تفسیر و تبیین صحیح و درست حداکثری از وضعیت موجود خود دارد و این امر تنها زمانی ممکن است که جبهه مقاومتملی خود را یک موجود زنده تعریف و معرفی کند که دارای تواناییها و برنامه و منفعت است،روابط در جهان در تعریف و معرفی و نیاز و منفعت خلاصه میشود و سیستمعامل یا نظام مدیریت و تدبیر آنها «قدرت»است.
جبهه مقاومتملی اگر در تعریف و وضعیت کنونی خود باقی بماند پس صرفا به امری معنوی تبدیل میگردد،امری که حامی آرمانهای شیرین و دلپسند بشری است مانند آزادی،برابری و عدالت و این آن چیزی نیست که ایجاد تغییر و تحول در اوضاع کشور و جامعه کند و همچنین همسایهها و بازیگران اصلی در امور افغانستان را تشویق و وادار به بازنگری در برنامه،رویکرد و عملکرد خود در قبال طالبان،اوضاع کشور،جامعه و خود(جبهه مقاومتملی)کند.
جبهه مقاومتملی دارای پایگاه،جایگاه و پذیرش بسیار کلان اجتماعی در کشور است،به ویژه در میان تاجیکان که حدود ۵۴ درصد از جامعه را تشکیل میدهند،این پذیرش در دیگر اقوام پارسیزبان مانند هزارهها،ازبکها،افغانها/پشتونها و بقیه نیز است،حال آنکه جبهه از چنین نیرو و اقبالی برخوردارست پس نهایت عقلانیت است که جامعه را به عنوان مرکز عصب و روان خود تعریف کند،ارتباط خود را در تمام سطوح به بهترین و مخفی ترین روش ممکن برقرار سازد،همواره این مرکز عصب و روان را با سیگنالهای تهدید و خطر وجودی تغذیه کند تا باالعکس فضای تنگ و دشوار برای مقاومتمسلحانه و عملیاتهای چریکی گسترده مقاومتاجتماعی تقویت شود،ساختار و نظاممندی به خود بگیرد و طبق رهنمودهای جبهه اعتراض و تظاهرات را در کلانشهرها و به طور عموم در سراسر کشور رقم زند.درست مانند جانداری که در لحظهٔ احساس خطر مرگ و نابودی خود توسط یک رقیب یا دشمن بهناگهان به یک نیرو و انگیزهٔ باورنکردنی برای مبارزه با آن یا فرار از چنگ آن دست مییابد،در واقع برای زندگی و زیستن با منبع و عامل تهدید و خطر با بالاترین سطح از قدرت،هوش و انگیزه میجنگد.
جامعه دقیقا همان مردمی اند که یک حکومت سیطره و قدرت خود را از آن برای اداره،پیگیری منافع و اهداف و رفع نیازهای خود آن میگیرد و این مسئله محق و نیازمند بسیار شدید تعریف رابطهٔ حکومت با جامعه و تعامل با آن است،اصل پذیرش یا مقبولیت یک حکومت در میان مردم از ستونهای برپا و برجا نگهدارنهٔ«تختقدرت» است که جبهه مقاومتملی از میزان بسیار بالایی از این اصل برخوردار است،پس اگر خواهان ایجاد تغییر و تحول در کشور و اوضاع بغرنج و بسبار فجیع آن از هر لحاظ است و همچنین در پی وادار سازی همسایهها و بازیگران اصلی در امور افغانستان به بازنگری در برنامه و رویکرد و عملکردشان در قبال طالبان و نیز دریافت پشتیبانیهای مورد نیاز خود جهت جنگ و نبرد با گروه قومی و ترروریستی طالبان است باید و باید جامعه را در جایگاه «مرکز عصب و روان» خود تعریف کند،آن را مداوم و پیوسته با اطلاعات حاکی از وجود تهدید و خطر وجودی از سپی طالبان و رهنمودهای تدبیر و اندیشیده شده تغذیه کند تا عرصهٔ عمومی و اجتماعی و مقبولیت یا پذیرش اجتماعی طالبان دچار تنگی و چالشهای جدی و ژرف شود و از سویی آن سیگنال به ظاهر حقیقی ولی پوچ و کاذب حامل پیام تسلط کامل و قاطع طالبان بر کشور و جامعه افغانستان که به همسایهها و کشورهای اصلی بازیگر در امور آن مخابره میشد مخدوش و نابود شود.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português