38 mins read
مهر ۴, ۱۴۰۵

افغانستان و جامعهٔ آن در معرض خطر افکار تکفیری و تروریست‌پرور

افکار تکفیری و تروریستی وارد افغانستان می‌شوند.png

افکار تکفیری و تروریستی وارد افغانستان می‌شوند!

با مسلط‌سازیِ دوباره‌یِ طالبان بر کشور و مردم افغانستان،نه تنها که ورود و حضور فیزیکی و فکری این گروه قومی،تروریستی و تکفیری در این کشور باری دیگر بسیار جدی و هدفمند رقم‌خورده است بلکه موازی با آن دیگر گروه‌های قومی،تروریستی و تکفیری از سراسر جهان حضور همه‌جانبه یافته اند،تسلط طالبان چاشنی آغاز روندهای مختلف است که فعالیت‌های فکری،
تحرکات میدانی برای ایجاد فضای مناسب جهت سرباز‌گیری از جامعهٔ سنتی افغانستان و تنظیم گروه‌ها و جبهه‌های چندگانه برای خلق اخلال در منافع اقتصادی کشورهای منطقه،ناامن‌سازی مرزها و وارد کردن بخشی از نیروی ایجاد شده به آسیای میانه و نهایتا آن‌چه که همواره مورد هدف بازیگران و عاملین تسلط‌دهی و حامیان طالبان و انتقال دیگر گروه‌های قومی،تروریستی و تکفیری به افغانستان بوده است،یعنی بازکردن جبهه‌های جنگی با پوشش‌‌های «جهاد‌ی» در کشورهای آسیای میانه و «آزادی‌بخش»مانند اویغورها
در استان «سین‌کیانگ» در شمالغرب چین.

اما این موضوع به فضایی از پیش‌ تعیین و ترتیب داده شده نیاز دارد تا پایگاه اصلی خود که کشور افغانستان است را حفظ کند،این پایگاه(کشور افغانستان) در واقع حکم «سکوی‌پرتاب»را نیز برای عاملان اصلی آن به ویژه کشور«ترکیه» دارد و از نظر تباری و اتصال‌ کشورها و مردمان «دنیای‌تُرک»به یکدیگر نیز از اهمیت بالایی برای این کشور برخوردار است،اما حفظ این پایگاه برای پیشبرد برنامه‌ها و اهداف از دو راه می‌گذرد،
راه‌هایی که در گذشته در همین کشور و کشورهای دیگر اسلامی برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های مشابه پیموده و آزموده شده‌ اند،یعنی نخست ایجاد فضای فکری مناسب در اذهان عمومی برای بارورشدن اذهان با آن افکار و پیدایش پذیرش اجتماعی و سپس ایجاد گروه‌های مختلف مطابق الگوهای همین افکار و در پایان تسلط‌دهی این گروه‌ها در نقاط مختلف کشور و یا نهایتا تاسیس یک شورای عالی از اجماع این گروه‌ها برای ادارهٔ کل کشور،نمونهٔ بسیار موفق این سناریو در سوریه پیاده شده است و نتیجهٔ آن اجماع گروه‌های تکفیری و تروریستی داعش،جبهه‌النصره،گروه‌های ترکمانی عراقی-سوری،ارتشی‌های جداشده از ارتش سوریه و دیگر گروهک‌های تروریستی و تکفیری که اکنون همگی با پشتیبانی کشورهای ذی‌نفع منطقه از جمله ترکیه،عربستان،امارات و قطر و فرامنطقه طی یک اجماع به عنوان حاکمان این کشور گماشته شده اند.

اما مرحلهٔ فضاسازی و پیش‌نیاز که برای آغاز فعالیت‌ها و تحرکات الزامی است،یعنی بذر‌پاشی فکری،شستشوی اذهان جهت آفریدن پذیرش و استقبال اجتماعی و در نهایت سربازگیری و ایجاد گروه‌ها و جبهه‌های منظم جنگی برای ایجاد اختلال در منافع،ناامنی‌مرزها و گشودن دروازه‌های آتش به کشورهای آسیای میانه،در این میان اما نباید فراموش کرد که تضاد منافع میان کشورهای ترکیه و دیگر همکارانش در این بخش از این«فتنهٔ‌کلان» وجود دارد و آن همان حفاظت از امنیت و منافعی‌ست که کشورهای به اصطلاح«دنیای‌ترک» را دربر می‌گیرد و این در نوع خود یک ضعف کلان و از سویی عامل تاخیر در آغاز جدی عملیات‌های این گروه‌ها می‌تواند باشد.

نوک پیکان این نوشتار البته به سمت موضوع دیگریست که اشاره به افرادی در جایگاه یا مقام«بازاریاب‌ها» دارد،بازاریاب‌ها یا مبلغان که برای پیشبرد این بازی بسیار پیچیده و خطرناک که برای کشور افغانستان،جامعهٔ آن و در کل کشورهای چین،آسیای‌میانه،روسیه و ایران در نظر گرفته شده است و در صورت کلیدخوردن پیامدهای فاجعه‌بار و مرگ‌باری برای آن‌ها یا حداقل برای افغانستان و کشورهای آسیای میانه در پی خواهد داشت،اما این بازار‌یاب‌ها و مبلغان چه کسانی اند و روش بازاریابی‌شان چیست و چه کالا و خدماتی را برای فروش و یا ارائه دارند؟

با توجه به اتفاقات دو دهه‌ی گذشته در کشورهای اسلامی دیگر شاید برای کسی جای تعجب یا شگفتی وجود نداشته باشد و با نیشخندی بگوید این که یک امر طبیعی و عادی است،این عبارت دقیقا درخور این امر مورد اشارهٔ نوشتار است،حداقل به دلیل رخدادهای سال‌های گذشته،و اما این امر همان پوشش اسلامی است،یعنی افکار و اندیشه‌هایی با رنگ،مزه و بوی گویا اسلامی که مبلغان آن نیز افرادی با ظواهر اسلامی،نام‌های اسلامی،درجات علمی و اجتماعی اسلامی اند،دقیقا آن‌چه که در سال‌های هفتاد شمسی از گروه تروریستی القاعده و طالبان دیده و پس از آن از دیگر گروه‌های تروریستی و تکفیری به ویژه داعش نیز دیده شد.

مبلغان این افکار با دقت بسیار بالا از میان افرادی گزیده شده اند که دارای نام و نشان بومی،شناخته شده در سطح شهر خود،استان خود و یا سطح کشور افغانستان اند،این افراد همگی از دو راه به یکدیگر وصل شده اند که یکی راه تحصیل در دانشگاه‌های اسلامی عربستان و سپس فعالیت در شبکه‌های ماهواره‌ای که برای اهل‌سنت فارسی زبان در سراسر جهان جهت خلق تشنج و تنفر مذهبی نسبت‌به دیگر مذاهب و منهج‌های اهل‌سنت و غیر اهل‌سنت مانند تشیع و غیره تاسیس شده بودند.راه دوم اما افرادی اند که در داخل افغانستان در دارالعلوم‌های سنتی تحصیل کرده و سپس با همکاری با این شبکه‌ها وارد این اردوگاه و فضای فکری شده‌اند.
هر دوی این گروه‌ها،بلااستثناء همگی برآمده از یک اجماع فکری-باوری حاصل از یک نوع آموزش و فراگیری علوم دینی اند که در دانشکده‌های الهیات دانشگاه‌های عربستان پایه‌گذاری شده و بعضا با عنوان«فقه‌مختلط» یاد می‌شود،فقهی که اصل مذاهب چهارگانهٔ اهل‌سنت را نشانه نمی‌رود، وآنکه نوعی سرپیچی و سرکشی «موردی» را در فرد یا طلبه نهادینه می‌کند،برای مثال یک طلبه که پیرو مذهب امام ابوحنیفه است می‌تواند یا اجازهٔ شرعی دارد همچنان بر مذهب خود بماند ولکن با توجه به فقه مختلط که خود را پیرو هر چهار امام صاحب مذهب اهل سنت می‌داند بایستی اصول و معیارهایی را رعایت کند و این رعایت بسته به حوزهٔ آن تفاوت کیفیتی دارد،برای مثال؛ حدیثی که مذهب امام‌ابوحنیفه به آن برای بستن و گذاشتن دست‌ها بالای«ناف»استناد می‌کند و ارجاع می‌دهد از حدیثی که نزد امام شافعی برای همین مسئله وجود دارد و به آن استناد و ارجاع داده می‌شود بر اساس روش صحت‌سنجی حدیثی و استدلالی«فقه‌مختلط» ضعیف‌تر است و میزان صحت حدیث و استدلال و استناد امام شافعی بیشتر،بهتر و مطبوع تر است،پس فرد حنفی یا طلبهٔ حنفی در دوراهی قرار می‌گیرد و در این مرحله «فقه‌مختلط»رای به پیروی از روش و حدیث امام شافعی می‌دهد،این تنها نمونه‌ای از اصول و معاییر این فقه و منهج است که خود نوعی تفاوت و اختلاف درون‌مذهبی را می‌آفریند.

اکنون افرادی هستند که به همین دلیل یعنی پیروی از «فقه‌مختلط» خود را پیرو امامان مذاهب چهارگانهٔ اهل‌سنت می‌دانند و با ارائه پلکانی سلسله‌ایی از افراد صدر اسلام یعنی اصحاب پیامبر،تابعین اصحاب پیامبر،کسانی که از تابعین اصحاب پیامبر تبعیت کرده اند و پس از آن امامان چهارگانه و پس از این چهار مرجع یا گزینه شاگردان امامان و علمایی که طبق معیار‌های مورد نظرشان مستعد پیروی کلی یا موردی اند،این افراد بر همین اساس که پیروی از سَلَف یا پیشگامان امت‌اسلامی را پیشه می‌کنند،نام این پیروی و روش و معیارهای آن را «منهَج» و به دلیل همان پلکان سلسله‌ایی و مراجع ابتدایی اسلام که سَلَف نامیده می‌شوند«منهج سلف» و در زبان عامیانه «سَلَفی» می‌دانند.

حال این منهج و تعریف آن چه ارتباطی با مبلغین بازی کلان انتقال افکار تروریستی و تکفیری به کشور افغانستان دارد؟
مبلغین پروژهٔ انتقال افکار تروریستی-تکفیری به افغانستان بلااستثناء همگی خود را از پیروان همین«منهج‌سلفی»یا«فقه‌مختلط»معرفی می‌کنند و به دلیل برداشت‌های بسیار سختگیرانه،رویکرد خشن در قبال دیگر افکار،منهج‌ها و گروه‌های درون مذاهب چهارگانهٔ اهل‌سنت و غیر آن به ویژه مذهب تشیع،تقابل بسیار شدید با عرف و فرهنگ بومی مردم غیر عرب،تاریخ،تمدن و واقعیت‌ها و اقتضاعات عصر حاضر،ظرفیت بسبار بالایی در ایجاد اختلاف در میان مردم و جوامع مسلمان دارند،و همین اختلاف سبب نفاق و چندپارچگی در جامعهٔ یک کشور مسلمان می‌شود که نتیجهٔ‌اش پیدایش گروه‌های خشونت‌گرا،جهادگرا با تعریف،استدلال و رویکرد منحصر و خاص خودشان،گروه‌های نیابتی سازمان‌های اطلاعاتی و اگر واضح‌تر بگوییم ایجاد گروه‌هایی که غیر خود،یعنی مخالفان خود را گمراه،مشرک و بر اساس آن‌چه در عراق و سوریه و حتی از سوی طالبان و القاعده در افغانستان مشاهده شده بعضا مهدورالدم نیز می‌دانند،که همین موضوع خود سبب تاسیس فرقه‌های تکفیری و تروریستی،جنگ‌های داخلی و ویرانی کشورها و مردمان مسلمان می‌شود،چنانچه که در دو دههٔ گذشته در کشورهای عراق،افغانستان،
سوریه،لیبی،سومالی،سودان و غیره دیده شد.

تمرکز عاملان و حامیان همه‌جانبهٔ انتقال افکار تکفیری-تروریستی به افغانستان بیشتر بر افراد پارسی‌زبان و در جغرافیای پارسیان در افغانستان است، اگر به افرادی که تاکنون در این چرخه و میدان به عنوان عالم‌دین و مبلغین پیشبرندهٔ فکری-شناختی این پروژه نگاهی بیندازیم متوجه این موضوع می‌شویم و بر همین اساس هم گویا استان هرات افغانستان هدف اصلی و نقطه مرکزی تمرکز این پروژه است،زیرا اکثر افرادی که فعالیت گسترده و پیوسته دارند از باشندگان دارای نام و نشان واقعی هرات اند که به راحتی می‌توان با یک جست‌جوی ساده هویت اصلی خود و خانواده‌شان را پیدا و تایید کرد!.

افغانستان باری دیگر و بسیار سخت‌تر و شدیدتر از گذشته در حال تبدیل شدن به میدان بازی قدرت‌هاست،قدرت‌هایی که سال‌هاست در افغانستان،امور و مهندسی جامعهٔ آن دست‌‌دراز و بلند دارند،این اختلافاتی که در چند روز گذشته میان افرادی معین در فضای‌مجازی بر سر پوشش زنان در افغانستان و یا تحصیل و نوع حکومت و یا دیگر مسائل مانند خروج و مبارزه با حکومتی که خود را«حکومت‌اسلامی»می‌داند مانند طالبان، پیش آمده،همگی نشان از آغار روندهای انتقال افکار و رویکردهای بسیار خشن و متعصب داعش‌مآبانه دارند که در تضاد با مذهب و فقه اکثریت مردم افغانستان یعنی مذهب و فقه حنفی،فرهنگ و عرف و یا در کل با هویت واقعی و تاریخی افغانستان و مردم آن یعنی هویت پارسی اند.

جامعهٔ افغانستان به دلایل بسیار همچنان در بخش‌هایی از خود تقریبا یک جامعهٔ سنتی و دور از یک استقلال‌فکری،عدم برخورداری کافی از آگاهی در خصوص اصول و فروع دین مبین‌اسلام و مذهب خود و علوم نوین و تاریخ و هویت واقعی خود است،تا توان تشخیص و تفکیک افکار سالم و ناسالم را داشته باشد،روندهای رخنه‌ی تفکرهای مغایر با باورهای دینی،مذهبی و هویتی‌اش،قدرت‌یافتن افراد و گروه‌هایی که تهدیدات و خطرات بسیار جدی را علیه امنیت،اقتصاد،آموزش و پرورش و به صورت عام و خاص برای موجودیت‌اش دارند سروقت و به خوبی شناسایی کرده و با روش و ابزار مناسب با آن مبارزه کند،متاسفانه از سویی هم ساختار جامعه در دو دههٔ گذشته چنان آسیب دیده که بخشی از آن به دامان تفکرهای نامناسب با نیازها و واقعیت‌های روزگار خود افتاده و بخشی دیگر همچنان بر ارزش‌ها،باورها و رویکرد میانه‌روی دینی،مذهبی،هویتی و اجتماعی خود پایبند و پایدار مانده،اما همین بخش هم در خطر سقوط به دامان افکار تکفیری و تروریستی یا له‌شدن زیر چکمه‌های پیروان تروریست آن‌ها قرار گرفته.

مسئله موجودیت هویتی به نام افغانستان نه بلکه سرزمین،تاریخ،هویت و مردمانی است که هزاران سال در این جغرافیا زیسته اند و بخش کلان و مهمی از یک تمدن کهن و اصیل جهان یعنی «تمدن پارسی»اند و از سویی دیگیر از میانه‌روترین و فعال‌ترین و خدمتگزارترین مردمان مسلمان برای بشریت و دین مبین اسلام اند که اکنون با تاسف بسیار باید گفت در معرض تعرض افکار شیطانی مبلغانی با حمایت کشورهایی منفعت‌طلب،جاه‌طلب،خائن به امت اسلامی و حتی دشمن اسلام قرار گرفته اند،تعرض و خطری که با لباس و پوشش اسلامی و افکار و رویکردهای گویا صحیح و دقیق که مطابق چهار نسل اول اسلام پس از پیامبر گرامی‌مان اند، اذهان جامعه را درمی‌نوردد و از جامعه‌ای که در دل خود شاعران،دانشمندان،اندیشمندان،عالمان و اسطوره‌هایی بی بدیل همچون شهید احمد شاه مسعود رحمت‌الله علیه را پرورانده به جامعه‌ای تبدیل می‌شود که مرجع و منبع اصلی تغذیه و تشکیل گروه‌های تکفیری و تروریستی مانند القاعده،طالبان،داعش،جبهه‌النصره و دیگر تکفیری‌ها و تروریست‌ها می‌شود.

منشأ و خاستگاه عاملان و حامیان انتقال افکار تکفیری و تروریستی به افغانستان را می‌توان در کشورهای ترکیه،عربستان‌سعودی،پاکستان،
قطر،امارات و کشورهای فرامنطقه جستجو کرد و یافت.مبلغین خائن،تکفیری و تروریست این افکار را نیز در میان افراد پارسی‌بان افغانستانی که در دانشگاه‌های گویا اسلامی عربستان،ترکیه و پاکستان و کسانی که در شبکه‌های ماهواره‌ای تاسیس شده برای اهل‌سنت در سال‌های گذشته جستجو کرد و یافت،جمع کثیری از افراد حوزهٔ علوم دینی و جامعهٔ روحانیت افغانستان که در ترکیه به خدمت این پروژه و سازمان اطلاعات ترکیه یعنی«میت» در آمده اند نیز از مبلغین برجسته و مهره‌های اصلی انتقال این افکار تکفیری و تروریستی به افغانستان و مأمور مستقیم تزریق آن‌ها به جامعهٔ افغانستانی در داخل و خارج کشور اند.

خطر انتقال این افکار تکفیری و تروریستی به افغانستان آنهم توسط بخشی از عالمان خائن و خودفروختهٔ افغانستانی به ویژه آن عده که در ترکیه زندگی می‌کنند بسیار بسیار جدی و واقعی است،این خطر می‌تواند آغازی برای ایجاد فضای فکری و پذیرش و استقبال از گروه‌های تکفیری و تروریستی بیشتر و سرسخت‌تری همچون داعش و جبهه‌النصره در سوریه و عراق باشد و همچنین عامل تقویت جایگاه و سلطهٔ طالبان و القاعده که از دیرباز در این کشور حضور دارند باشد و کشور در سال‌های آینده به جهنمی سوزان برای مردم تبدیل شود چنانچه که برای مردم عراق و سوریه و سودان و لیبی و بقیه شد.

خطر را باید جدی گرفت،خطری که از راه و پوشش باورها و اندیشه‌های دینی که برای مردم مقدس اند وارد می‌شود و آسیب خود را بسیار خاموش و ساختاری و بنیادی به پیکر و وجود سرزمین،جامعه و هویت مان وارد می‌کند.

ستون‌نویسان

دسته ها

آخرین ها از برگه

Don't Miss

تیری بر حباب خیالات ناشی از ادعای فروپاشی غرب.png

ادیان و مکاتب‌فکری؛چند علت در پیداش مذاهب،منهج‌ها،گرایش‌ها‌ و جریان‌های فکری (بخش ۱)

ادیان و مکاتب‌فکری گوناگون در سراسر جهان از جایی به بعد همچون

جامعهٔ افغانستان و‌ نیاز آن به شناخت دقیق مذهب حنفی و حفاظت از آن در برابر منهج‌های متعصب و تندرو

جامعهٔ افغانسنان باید بداند که مذهب‌اش مذهب امام ابوحنیفه رحمت‌الله علیه است
خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português