13 mins read
شهریور ۵, ۱۴۰۵

اهالی‌رسانه دورهٔ جمهوریت‌صوری در‌افغانستان و ایجاد توقعات غیرمنطقی در اذهان عمومی نسبت به مقاومت‌ملی و‌ رهبران آن.

  1.  

خبرنگاران و جامعهٔ خبرنگاری پرورش‌ یافته در دامان جمهوریت‌صوری در افغانستان!

حدود یک هفته است که یک خبر افغانستان را به لرزه درآورده و جامعهٔ آن را به سوگ نشانده!

خبر شهادتِ یک فرمانده،یک دلیر و مبارزی سرسخت و مقاومتگر،سوگِ فرزندی برومند و عزیز که برای رهایی مردم و میهن‌اش از ستم و احقاق حقوق‌شان در برابر تجاوز و دهشت لشکرسیاهی و اهریمنی طالبان جان خود را فدا کرد.

خبری که مجالس،جریان‌ها و قشرهای گوناگونی سیاسی،دینی،فرهنگی و آزادی‌خواهان را تکان داد و از هر لاکی که در آن فرو رفته بودند بیرون کشاند و چراغ نگرانی را روشن‌تر ساخت.

در این میان اما عده‌ای دیگر هم مانند همیشه با ویژگی‌های منحصر به خودشان تا بوی خون به مشام‌شان خورد دیوانه‌وار از هر منبر و سکویی که در اختیار داشتند استفاده کردند تا سهمی در مشوش کردن و تفسیر اوضاع و واقعه داشته باشند!در واقع مانند کسانی اند که بوی خرداغ شده را به جای بوی کباب اشتباه گرفته اند.

منظور از این قشر افرادی از اهالی حوزهٔ رسانه است که در دورهٔ جمهوریت‌صوری در افغانستان طی پروسه‌ها و برنامه‌های چند عاملی پدید آمدند و در تمام سال‌های فعالیت خود در‌ حوزهٔ خبرنگاری-خبررسانی و عموما رسانه بزرگ‌ترین خدمتی که به جامعه و کشور داشتند همان دریافت جوایز از موسسه‌های گوناگون امنیتی خارجی،ایجاد نفاق در جامعه،ایجاد گسل میان جامعه و علمای‌دینی و سران و نخبگان سیاسی و فرهنگی بود.

با واگذاری افغانستان به گروه قومی و تروریستی طالبان اکثریت این افراد به کشورهایی بازگشتند که از همان‌ها جوایز دریافت می‌کردند و طبق آیین و دستورات آن‌ها فعالیت رسانه‌ای داشتند،و واقعیت کشور،جامعه و اوضاع این دو را از چشم و چارچوب از پیش‌تعیین شده و به‌خصوص خود به گوش جامعه و دیگران می‌رساندند.

اکنون هم بیش‌از پنج سال از حضور دوبارهٔ گروه تکفیری طالبان در کشور می‌گذرد و هرازگاهی اتفاق خاص و تغییر‌آورنده‌ای در کشور می‌افتد،مانند شهادت یکی از فرماندهان مقاومت‌ملی افغانستان،خیزش‌ها و درگیری‌های مردمی با طالبان و غیره…این قشر که بخش کلانی از جامعهٔ خبرنگار و رسانه‌ای پرورش یافته در دامان جمهوریت‌صوری است مانند کفتار گرداگرد آن اتفاق یا واقعه حلقه می‌زند و تفاسیر و تعاریف ویژه و سفارشی خود را به خورد جامعه می‌دهد،تفاسیری که نه با موقعیت و نه با واقعیت و واقعه همسویی و سازگاری دارد.

در خصوص شهادت فرمانده حسیب‌پنجشیری نیز چنین عملی از سوی این قشر فرصت‌طلب صورت گرفته که نوعی پرسش را مطرح کرده و از در آسیب‌شناسی عملکرد مقاومت به ویژه رهبران آن طرح آن را توجیه می‌کند!

پرسشی با این صورت که «رهبران فرماندهان و افراد مخالفان طالبان که در افغانستان کشته می‌شوند،در کجا و کدام کشورها هستند!؟»

این پرسش در زمانی مطرح می‌شود که جامعه هنوز از داغ و سوگ فرزند عزیز و فرماندهٔ دلیر خود آرامش نیافته و همچنان در اندوه شهادت اوست،و طرح چنین پرسش‌هایی در چنین موقعیت‌ها به دلیل شوک بزرگی که داغ فرمانده حسیب‌پنجشیری به آن ها وارد کرده و ضعف در تسلط کامل و کافی بر روان و رفتار‌ مردم ایجاد کرده می‌تواند عده‌ای را به اشتباه برداشتی و محاسباتی و حتی توقع ناحق نسبت به اصل و حقیقت امر مقاومت در برابر گروه قومی‌ و تروریستی طالبان و از سویی دیگر نسبت به رهبران و دیگر فرماندهان و عملکرد مقاومت‌ملی سوق دهد و حاصل آن ایجاد اعتراض و معترض ناخوانده و بی‌منطق باشد که دیگر هیچ اعتمادی به هیچ فرد و جریانی نخواهد داشت!!!

این که رهبران جبهه مقاومت در کجا و یا کدام کشورها هستند و در افغانستان نیستند هیچ خللی در اصل و‌ حقیقت امر مقاومت و مبارزه در برابر این گروه تکفیری(طالبان) ایجاد نمی‌کند و حضور رهبران و حتی فرماندهان مقاومت در بیرون از کشور یا مناطق مرزی کشور می‌تواند بخشی از راهبرد،مصلحت و اقتضای مقاومت،برنامه‌ها و اهداف آن باشد،و ایجاد توقع غیرمنطقی ولی در ظاهر درست و منطقی که باید رهبران مقاومت و مخالفان طالبان حتما و همانا در داخل کشور باشند و خودشان نیز شخصا قربانی بدهند نوعی خیانت به ملت و میهن است و از سویی نیز خوش‌خدمتی به گروه قومی و تروریستی طالبان و عقبهٔ آن یعنی پشتونیسم است که در‌حال بلعیدن جامعه و کشور است.

جامعهٔ یا اصحاب رسانه اعم از کتبی،صوتی و تصویری در افغانستان اکثرا محصول جمهوریت دو رئیس جمهور فاشیست و پشتونیست و برنامه‌های خودشان،عوامل خارجی مانند موسسه ها و نهاد های امنیتی اند و نه بیرون آمده از دل جامعه و روایتی که در خدمت کشور،جامعه و حافظ منافع ملی باشد،به همین دلیل هم است که میزان خطاهای مختلف خبررسانی و گزارش‌های ضدونقیض در خصوص افغانستان و اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد بسیار بالا است که نمونهٔ بارز آن طرح چنین پرسش‌هایی با هدف ایجاد توقعات غیرمنطقی و بیجا با ظاهر صحیح و پوپولیستی است که میزان ضرر و آسیب آن برای جامعه و جبههٔ مقاومت‌ملی بیشتر از شهادت هر یک از فرماندهان برجستهٔ ضد طالبان است.

ستون‌نویسان

دسته ها

آخرین ها از برگه

Don't Miss

ترکیه بازیگر متخاصم در افغانستان و شکست دوم ایران در برابر آن

ترکیه،بازیگر مخرب و فرصت‌طلب نوشتاری محض هشدار برای هوشیاری ایرانوضعیت جنگی و
56be220b 2041 4f58 a1c4 b2e83778caf4.png

همکاری بخشی از جامعهٔ روحانیت‌اصیل ( پارسی‌بان )با گروه قومی و تروریستی طالبان و اتخاذ موضع در برابر آن.

  مسئله همکاری بخشی از «عالمان‌دینی‌بومی»با طالبان مسئله‌‌ پیچیده‌ایست که نیاز به
خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português