قربانی شده ایم و ذهن مان تسلیم الگوی فجازی شده است!!!
سالهاست که«استفاده از گوشیهوشمند» و کاربری در دنیای آفریده شده در آن توسط اینترنت و سیارههایی به نام پلتفرمها یا نرمافزارها بخشی از زندگی بشر گشته، هر کدام با ویژگیها،کاربردها و خدمات گوناگون این دنیا را طراحی و شکل داده اند و کاربران از خردسال تا بزرگسال که توان و امکان سرزدن به این دنیا را دارند متاثر از وجود،جنبوجوش و رخدادهای درون آن اند،اگرچهکه امروزه بسیار کم منطقه و مردمی یافت میشود که سروکاری با آن نداشته باشند.
هر کس پی پسندها و حوصلهمندیهای خود در میان هزاران هزار صفحه و پست در فجازی است اما به اجبار شاهد محتوای«الگوهای»طراحی شده در آن نیز است و به محض ورود به یک الگو هرگونه تولید به زبان آن الگو و یا در دایرهٔ معیارهای آن برای کاربر ورود یافته نمایش داده یا پیشنهاد میشود، در جایی به نام اکسپلور که بیشتر شبیه یکی از معانی «میدان»در فارسی را دارد،میدان یا سرِمیدانِ شهر که در گذشته افراد مینشستند و هر آنچه در شهر میگذشت را تماشا میکردند و یا با سرعت از آن آگاهی مییافتند،سرمیدان فضای مجازی اکسپلور است و این همان بازار الگوی طراحی شده توسط پلتفرمهای چیره و سایهانداخته بر فجازیست.
فجازی در دنیای واقعی نیز بسیار تغییرهای شگرفی را رقم زده است،از جملهٔ این تغییرها دگرگونی در ادبیات گفتاری و نوشتاری است،در بیشتر و شاید همهٔ محتوایی که برای بارگذاری در فجازی ساخته میشوند سانسور نظری،خوردن حرفها،بسیار چکیده و قُلمبه و سُلُمبه اما منظم و با چیدمانی بسیار زیبا واژگان و مفهومها کنار یکدیگر گذاشته میشوند و گزارههایی معطوف و در بارهٔ هر آنچه هدف باشد ساخته و بیان میشوند،در واقع این روند ذهن کاربر و دنبال کنندهٔ چنین محتوایی را تنبل،چکیدهپسند و صرفا دارای حوصله برای شنیدن و یا خواندن محتوایی با معیارها و ویژگیهایی از این نوع بارمیآورد و از محتوایی که تشریح و بازنمایی دقیق،بلند و پیچیدگیای که نیاز است دوری گزیده و یا میگریزد!!!
اگر به پایگاههای خبرگزاری،مجلهها،روزنامهها و صفحههایی از این نوع و یا صفحههایی که تحلیلگران،کارشناسان و کنشگران زمینههای مختلف نیز سر بزنید در آنجا هم بینای چنین دگرگونیای خواهید بود،گزارشها،خبرها،یافتهها و تحلیلها همه و همه از یک الگو استفاده میکنند،الگوییکه فشردگی بسیار بالا در واکاوی و توضیح،کنار هم گذاشتن واژهها و مفهومهای قلمبه و سلمبه کنار هم را به ارمغان آورده است.
ایراد الگوی ادبیات فجازی یکی یا چند تا نیست و گذشته از این موضوع ایراد اصلی آن اعتیادآوری برای کاربران و به نوعی برای آن درصد از جامعه است که در فجازی و معرض ادبیات این الگو و اعتیادی که میآورد است،شاید با آوردن مثالی و تشبیه این موضوع به یک نمونهٔ واقعی فهم منظور نوشتار و موضوع آن را بهتر و سادهتر کند؛
تصور کنید در یکی از کشورهای غربی زندگی میکنید،کارتمام وقت و شیفتی دارید که باید در یک ماه سه شیفت یعنی شیفتصبح،شیفت روز یا بعدازظهر و شیفتشب را با یکدیگر عوض و کار کنید،در یک شبانهروز که ۲۴ ساعت زمان دارید حدود ۱۰ ساعت آن برای رفتن سر کار،کارکردن و آمدن از سر کار به خانه مصرف میشود،کلی خرید در بیرون،کار در خانه دارید و زمان بسیار اندکی نیز برای رسیدگی به پسندها یا علایق میماند،دیگر نه وقت کافی برای مطالعه،پژوهش و خواندن و چک کردن اخبار،گزارشها و پژوهشهای پرشمار علمی و تحلیلها و دنبال کردن رخدادها به طور کامل و پیوسته را دارید و همزمان از لحاظ فیزیکی خسته و نیاز به استراحت کافی دارید!!!
با توجه به اتفاقات ناگواری که در جهان میافتد و اوضاع امنیتی،اقتصادی و اجتماعی به سمت شکنندگی پیشمیرود فشار روانی و ذهنی نیز در شما افزایش یافته و نیاز به استراحت ذهنی نیز از اهم و اولویتهای برنامهروزانه میشود.
پس برای همین میکوشید تا از این زمان کم و ترس از نگرانی و تشویش ذهنی به محتوایی روی بیاورید که کوتاه،بسیار فشرده و چیدمانی نسبتا ملایم و خوش دارد تا کمتر امواج و احساسات منفی را در شما برانگیزد و در وقتتان نیز صرفهجویی شود!!!
اکنون در واقعیت برای ما چنین اتفاقی میافتد،ما با زمان کمی که داریم در شبانهروز چندین و چند بار به هرکدام از صفحهها و محتوای موردپسندمان در فجازی سر میزنیم،محتوایی که اکثرا بسیار فشرده،واژهها و مفهومهای زیاد و چند پهلو با معانی متعدد و متفاوت که هرکدام در بخش و زمینهٔ خودش نیاز به تعریف کامل و شامل دارد همراه با بستهبندی یا چیدمانی بسیار زیبا کنار یکدیگر قرار داده میشوند و گزارههایی را میسازند که تولیدکنندهٔ محتوا را به هدف مورد نظرش یعنی ارائهای کوتاه،پرمفهوم و کامل طبق معیارهای خودش میرساند و ما نیز با الگویی که ناشی و برآمده از محتوای تولیدی طبق معیارهای شخصی تولیدکننده است خو و انس میگیریم و چارچوب فکری و فهمی مان نیز در قد و قامت همین الگو پرورش یافته و معتاد به آن یا مشابه آن میشود.
از جمله عوامل،ابزارها و هرآنچه که میتواند نام بگیرد که ظرفیت اندیشیدن،نوع اندیشیدن،دقت و فهم مسائل و محتوایی که در زمینههای گوناگون به خوانش و تماشا میگیریم را تحت تاثیر منفی قرار داده و در مجموع درصد بالایی از خطایفکری را در ما به ارمغان آورده نیز همین الگویی است که درنوشتار به آن پرداخته شده،الگویی که ادبیات گفتاری و نوشتاری بسیار فشرده،بسیار پرمفهوم با چیدمانی بسیار زیبا که انگیزهٔ دقت،توجه و موشکافی را از شنونده،خواننده یا کاربر میگیرد و صرفا به یک کاربر بازدیدکننده و کسی که از روی عادت یا اعتیاد به این الگو به محتوای آن سر میزند،میخواند و میشنود و تماشا میکند تبدیل کرده.
و آن ایراد اصلیای که گفته شد نیز همین اعتیادآوری چنین الگوهایی با محتوایی طبق معیارهای تولیدکننده در جامعه است که ذهن و فهم را کوچک،حوصلهمندی،دقت و انگیزهٔ پژوهش و تجزیه تحلیل را تضعیف و دفن میکند و فرد یا افراد را در یک نظم و منظومهای یکنواخت به دورخود میچرخاند و در نتیجه تنبلی ذهنی و خطای فکری تشدید میشود.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português