31 mins read
اردیبهشت ۲۸, ۱۴۰۵

مکتب‌های فکری غربی،سرایت به کشورها و جوامع اسلامی و پیامدها

44bd741e 68ab 43f5 8d81 2a3424da8159 1.png

گاهی به برخی از مردم یا جوامع پیرامون خود که نگاه می‌کنیم در کنار همهٔ مسائل دیگر یک چیز بیش‌ازحد به چشم می‌خورد و ذهن را درگیر می‌کند،پدیده‌ای که به احتمال بسیار بالا در نخستین واکنش‌مغزی به نبود یا عدم همبستگی/اتحاد توصیف و نام‌گذاری شود،مردم با یکدیگر به دلایل مختلف از جمله تنوع و تفاوت فکری در حوزه‌های مختلف سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،سبک‌زیستی،عقاید دینی و مذهبی و بدتر از همه اختلاف‌های قومی و زبانی مدام در بحث و جدال و فعالیت علیه یکدیگر اند ،این مولفه‌ها از اجزای سازندهٔ این پدیده اند و تکرار یکسره و عمومیت‌یافتگی آن‌ها در سطح جامعه به این پدیده برجستگی بخشیده است.
اما مسئله‌ی «عدم همبستگی» که مراد این‌ نوشتار‌ است در ایام کنونی تقریبا در سراسر جهان ممکن است مشاهده شود ولکن با مرتبه و درجات گوناگون.
اما ذهنی که توان انداختن چنین نگاه ژرفی به یک جامعه و درک و فهم از ساختار،ویژگی‌ها،ملزمات و دیگر موارد موجود در آن دارد بدون شک همین یافته که در آن جامعه همبستگی یا اتحاد وجود ندارد ذهن‌اش را درگیر به خود می‌کند و مانند باد که به هر منطقه و محوطه که ورودی‌ داشته باشد ورود کرده و بر آن می‌وزد این شخص هم به محض دست دادن فرصتی به او برای«ورود‌سنجشگرانه»
به آن پدیده به تمام کنج‌‌وگوشه‌های آن جامعه سر می‌کشد و به عوامل چرایی عدم اتحاد/همبستگی در آن می‌پردازد تا سر در بیاورد و از آن درگیری ذهنی نیز رهایی یابد،البته رهایی از درگیری ذهنی منظور همان رسیدن به پاسخی برای چیستانی‌ست که او‌ را مشغول به خود ساخته.اما به راستی دلیل ازبین‌رفتن همبستگی در مردم (در اینجا مراد از مردم جامعه‌ای مشخص است)چیست و چرا اصلا پدید می‌آید؟ پرسشی‌های‌ دیگری که شدیدا ذهن را درگیر و افراد را سال‌ها به خود مشغول می‌کنند نیز هستند و اینطور هم نیست که همیشه به یک پاسخ تراش‌خورده و مناسب طبق چارچوب‌های برشمردهٔ علمی منتهی شوند وآن‌که گاهی بی‌پاسخ می‌مانند زیرا بسیار تازه یا بسیار مبهم و یا بسیار چند لایه و چند عاملی اند که زمان‌بر و محتاج سازوکارهای نو اند و یا حوصله‌مندی پایدار و کافی می‌طلبند.
اما یک اتفاق جالب در‌همهٔ جوامع در دلایل از‌بین رفتن همبستگی شدیدا مشترک است،با این‌که دیگر موارد مشترک نیز وجود دارند اما این مورد یکی از برجسته‌ترین‌هاست،به دلیل این‌که بیشتر در جوامع مسلمان یافت یا دیده می‌شود.

در جوامع مسلمان نیز مانند دیگر جوامع مثلا اروپایی تنوع‌فکری وجود دارد و همواره این‌تنوع وجود داشته اما با یک فرق آن هم این‌که مبنای هر کدام متفاوت بوده،مثلا یکی چارچوب آن اسلام و احکام اسلامی بوده،یعنی فکری که شاغول و ریسمان آن اسلام است و طبق موازین،احکام و اصول آن پیکربندی و پیاده‌سازی می‌شود و این یعنی سلطه و حاکمیت دین که در اروپا وارونهٔ این حالت جریان دارد و اندیشه‌ها بر مبنای عقل و حکمت انسانی است و دین کمتر تاثیری بر پیکربندی و پیاده‌سازی آن‌ها دارد.این به معنای عدم قطعی دخالت و تاثیرگذاری دین بر اندیشه‌ها نیست بلکه همچنان در هر کشور اروپایی حزب‌های سیاسی منتسب به مسیحیت (نسبت و رابطه)و منتصب(نمایندگی و گماشتگی) آن وجود دارند و جوامع نیز در بیشتر این کشور‌ها با اختلاف بسیار بالایی از آن‌چه معمولا تصور می‌شود خداباورتر و دین‌دارتر اند اما با این تفاوت که تسلط کامل و یا همان میزانی که دین و شریعت در‌جوامع مسلمان بر زندگی و افکار مردم تاثیر ث‌چیرگی دارد نیست و صرفا به موارد محدود و معدودی کاهش یافته است.و همین امر سبب پیداش مکتب‌های مشخص فکری بر مبنای عقل و حکمت انسانی شده است و حزب‌هایی در پیروی و حکمرانی و ترتیب و تزئین و مدیریت جامعه و کشور بر اساس اصول و سازوکارهای تولید این مکاتب‌فکری نیز تشکیل شده اند.

اشاره‌ای کوتاه و موردی به نتیجهٔ پیداش مکاتب فکری مستقل از دین بر مبنای عقل و حکمت انسانی و تشکیل احزاب متکی و معتقد به آن‌ها؛ دست‌آوردهایی نیز بر اساس دیدگاه و هدف
های شان داشته اند مانند آزادی‌های فردی در تعیین سبک‌زیستی،پوشش٫رهایی از قیدها و وظایف سنتی خانوادگی و اجتماعی،حق تحصیل،کار،رای،حضور زنان در سطوح بلند دولتی و بساری از موارد دیگر که وجودشان در جامعه ملموس و غیروابسته به اصول و احکام دینی و از فرآورده‌های جنبش‌ها و‌ تغییرات خلق شده توسط مکاتب‌فکری اند.

نگاه نوشتار نگاهی ارزش‌داورانه نیست بلکه گزارشی برای اثبات و بررسی یک یا چند عامل خارجی «عدم همبستگی»در جوامع مسلمان است.

اما فکر و اندیشه‌ها ساری اند همانطور که علاقه به مزه‌ها و زیبایی‌ها ساری است و به محض تعریف برای دیگری یا دیگران آن‌ها را به چشیدن و آزمودن و علاقه ورزیدن وامی‌دارد یا حداقل وسوسه‌ای برای شناختن می‌آفریند،با نگاه به همین قاعده هم می‌توان پی‌برد که مکاتب‌فکری در جوامع اروپایی که براساس عقل و حکمت انسانی پدید آمده‌اند به جوامع مسلمان نیز سرایت کرده و باورمندان و پیروانی نیز یافته‌اند،البته این سرایت بیشتر در مکان‌ها و سطوح خاصی انجام می‌گیرد و گرفته؛مانند دانشگاه‌ها و دیگر مرکزهای آموزشی که سروکار افراد با کتاب و مطالعهٔ جهان،جوامع و وقایع است. به دلیل تاخیر در شکل‌دهی و پیکربندی جامعه،توسعه‌نیافتگی در بسیاری از حوزه‌ها مثلا عدم ایجاد نظام آموزشی بر اساس معیارهای نوین میزان کمی از افراد تحصیل کرده و آشنا و گراییده به مکتب‌های فکری غربی(اروپایی)
را در آغاز یا دهه‌های آغازین پیدایش این مکاتب داشتند و اکنون بسیاری از کشورها به‌طور نسبی و یا حداقلی جوامعی با معیارهای نوین،توسعه نسبی در بیشتر حوزه‌ها از جمله زیرساخت‌ها و ایجاد نظام‌های نوین آموزشی میزان و گسترهٔ افراد تحصیل کرده بسیار افزایش یافته و به تبع آن میزان سرایت افکار مکتب‌های‌فکری غربی و گراییدگان به آن‌ها افزایش یافته و البته این موضوع به عوامل زیادی از جمله میزان و نوع روابط کشورها و‌جوامع اسلامی با کشورها و جوامع غربی نیز بستگی دارد که در برخی کشورهای اسلامی شدت و در برخی ضعف داشته و نمونه‌های پررنگ آن نیز کشورهای ترکیه،ایران،مصر و امارات متحده عربی اند.

موضوع سرایت افکار مکاتب‌فکری غربی به جوامع مسلمان آن‌طور که در خود کشورها و جوامع غربی طبق جهان‌بینی و معیارهای شان توانسته‌اند در توسعه،رفاه،صلح و کاهش رنج و خطر جنگ‌های داخلی و ملل کمک کنند در کشورها و جوامع اسلامی اما صرفا در حد همان یافتن پیرو و تشکیل احزاب‌ و دوره‌های کوتاه یا بعضا بلند حکومتداری اما پرماجرا و تنش مانده اند،این نشان از این دارد که صرفا حد و درجه‌ای که تقریبا از مراحل اولیهٔ تاثیر و نتیجه‌دهی این مکاتب است در جامعه تسری یافته است.

اما این توضیحات در راستای سوق دادن توجه به یکی از عوامل خارجیِ «نبود همبستگی »در جوامع به ویژه جوامع مسلمان است،زیرا در بیشتر این جوامع پس از تجاوزها و کشتارها و ویرانگری‌های قدرت‌های استعماری که میتوان حضور و فعالیت مستقیم یعنی «قدرت‌سخت»را بر این بخش از حضور و اعمال‌شان نهاد اما نام بخش دیگر حضور و اعمال استعمار را حضور و فعالیت غیرمستقیم یعنی «قدرت‌نرم»را با سرایت افکار برگرفته از مکتب‌های فکری غربی دانست که مرحله‌‌ی دیگری از تنش،جنگ،کشتار ،ویرانی و خلق فضایی خفقان زده و شکننده و خطرناک آغاز شد.

در دهه‌های شصت و‌ هفتاد میلادی «مکتب‌فکری‌چپ مارکسیستی»برآمده از افکار کارل مارکس و در ادامه و راستای آن توسط اندیشمندان و پیروان آن مکتب تفکرها و‌ رویکردهای چپ‌گرایانه‌ی فرعی منشعب شدند و هرکدام در حیطه و‌ خطهٔ خود فعالیت می‌کردند،اما یکی از اهداف این مکتب‌ها انتشار افکار به دیگر کشور‌ها و جوامع بود که این نقطه آغاز «کلان و تاثیرگذار»گسترش تفکرهای چپ‌گرایانه در کشورها و سرزمین‌های اسلامی و سرایت و گرایش و گِرَوِش بسیاری به آن ها بود،اما اکثرا آن بخش از مردم که همان اقلیت تحصیل‌کرده و دانشگاهی بودند به این جریان‌های مارکسیستی و چپگرایانه پیوستند و با تشکیل انجمن‌ها،گروه‌ها و ایجاد حزب‌‌های‌سیاسی پا در میدان سیاست،اداره امور کشور و جامعه گذاشتند .
ورودی که ناخوانده و غافلگیرانه بود زیرا جوامع اسلامی همچنان براساس همان قوانین و رویکردهای سنتی خودشان مشغول به زندگی و تعامل و روابط با یکدیگر بودند و از تعریف جامعهٔ طبقاتی،ارباب و رأیتی،برابری حقوق زن و مرد و حضور زنان و پوشش‌های برهنه و آزادی‌های فردی و باوری و دیگر مواردی که در ذهن و اصول جریان‌های چپ و افردا گرویده به آن‌ها حکاکی شده بود اطلاع خاصی نداشتند مگر خواص جامعه که دانش‌آموختگان و اهل علم که عمدتا جریان‌های سیاسی-اسلامی اخوانی و عالمان‌دینی و دانشجویان بودند،اما همین جوامع که در‌همان حالت سنتی و دینی خود به سر می‌بردند به یکباره شاهد تغییرهای شگرف و ژرفی شدند که ظاهر جامعه را تغییر داده،حضور زنان در آموزشگاه‌ها،پوشش غیراسلامی و مغایر با آن چه عرف جامعه است ،سخت‌گیری‌های حکومتی در‌خصوص آموزه‌ها و آموزشگاه‌های دینی و اجرای احکام عملی،آزادی‌های مختلف فردی که خانواده ها را هدف قرار گرفته و ۱۰ ها و صد ها مورد ریز و درشت دیگر که از آن دوره می‌توان ذکر کرد و بیشترشان را در‌ پیوند با تشکیل،حضور و فعالیت‌ جریان‌های چپ‌گرا تعریف و اثبات کرد اما آن‌چه مراد از یادآوری این موارد بسیار ساده است پیامدهای بسیار بسیار‌ ویرانگری است که دقیقا همین‌موارد ناشی از تشکیل،حضور و فعالیت‌ جریان‌ها و حزب‌های فکری و سیاسی در چارچوب مکاتب فکری‌ چپگرا اند.

مطمئنا همهٔ کسانی که در آن دوران در کشورهای تحت حاکمیت و حکومتی برخاسته و یا متاثر از مکتب‌ها و‌ تفکرهای چپی زیسته‌اند به خوبی تغییرات ملموس ظاهری و فرهنگی و فشارها بر دین و هر آن‌چه که با آن نسبت و‌ ارتباط داشته‌ و یا عرف عمومی جامعه که سده‌ها از وجود و تسلط آن در گوشه‌و‌کنار زندگی مردم می‌گذشته را به یاد دارن و احتمالا آغاز بسیاری از جنگ‌های داخلی،
یورش و ورود سربازان بیگانه به کشورهای‌شان و‌ دیگر وقایع و موارد تلخ و ناخوشایند می‌دانند به خصوص آن دسته از افرادی که در سنین ۶۰ سالگلی هستند.

تسری یافتن اندیشه و رویکرد در یک جامعه متغیر و دارای شدت و ضعف است اما گاهی به دلیل اختصاصی بودن حوزهٔ آن می‌تواند شدت بگیرد و چیرگی حداکثری بر‌ آن جامعه به‌دست‌بیاورد مانند اندیشه‌ها و رویکردهای سیاسی-اجتماعی که تابع وضعیت و میزان قدرت و تسلط اند و در دهه‌های گذشته به‌ویژه‌ پس از جنگ جهانی دوم سرایت تفکر‌های چپ‌گرایانه در گوشه‌وکنار جهان بسیار شدت یافت و همین امر جهان‌ را به دو قطب تبدیل کرده بود که تمام کشورها و جوامع را با چالشی بسیار سخت در گزینش یک سمت و قطب روبه‌رو‌‌کرده بود و به دلیل رویکرد تبلیغی‌ای که هر دو قطب داشتند فعالیت‌های عجیب و‌ غریب کلان و فراگیر در تولید محتوا و ایجاد هم‌پیمان و متحد و همسو انجام گرفت که نتیجهٔ آن در بیشتر مناطق جنگ،ویرانی و‌ یا تحریم از سوی قطب دیگر و در‌ دنبالهٔ آن توقف توسعه زیرساختی،سیاسی، امنیتی و اقتصادی و عقب‌ماندگی از لحاظ علمی،پژوهشی و فرهنگی برای هر کشور و جامعهٔ مورد نظر به ارمغان آمد.

کشورها و جوامع اسلامی از آغاز این نقطهٔ تشدید سرایت تفکر‌های چپ‌گرایانه و تغییرات گسترده و‌ فراگیر توسط احزاب حاکم منتسب و منتصب با آن‌ها در جامعه و کشور دچار تزلزل و سستی در اتحاد و همبستگی در اداره و مدیریت کشور و در ادامهٔ آن ضعف در امنیت،اقتصاد و‌ فرهنگ شدند که بسیاری از آن‌ها وارد درگیری‌های سنگین مسلحانه و یا فضای خفقان و دیکتاتورمآبانه شدند و تاکنون بهای آن را می‌پردازند.

تغییرات پیاپی و ژرف در یک جامعه،مغایر و مخالف با واقعیت‌های آن در واقع آغاز فرایند سرخوردگی،خستگی و قیام جامعه است،به ویژه جامعه‌ای که سالیان سال را زیر ستم و کشتار و ویرانگری قدرت‌های استعمارگر سپری کرده.

ستون‌نویسان

دسته ها

آخرین ها از برگه

Don't Miss

img 0490.jpg

ایران،ایرانیان و واقعیت بومی و تضاد و تناقض نوین ،علتی از علل بروز رفتار و رویکرد منفی کنونی

چرخهٔ رویگردانی از واقعیت جامعه و جغرافیا در میان ایرانیان وقتی انسان
img 0378.png

افغانستان،سیاست مداخله‌جویانه،عوامل و مجراهای امکان دهندهٔ آن

مداخلهٔ دیگر کشور‌ها در امور داخلی و خارجی هر کشوری و تلاش
خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português