15 mins read
اردیبهشت ۱۶, ۱۴۰۵

سخنان صحیح محمد محقق در باره معاهده مرز قانونی و رسمی دیورند و یاوه‌گویی فرزندان افغانیت/ پشتونیسم

img 0890 2.jpg

افغانستان،کشوری که تماما جعلی و حاصل شرایطی خاص که تاسیس آن اقتضای اهداف استعمار بریتانیا بود،از هر سو با معاهده و زد و بند سیاسی و مالی پینه شد و مرزهایی توسط مهندسان انگلیسی نیز برایش با معیارهای مطلوب‌میل شان کشیده شد که از مستندترین و حقوقی‌ترین مرزهای آن «مرز دیورند» با کشور پاکستان است که در زمان حکمرانی عبدالرحمن‌خان با اشتراک،رضایت و همکاری خودش و شش حاکم پس از او مهر و‌ موم و امضاء شد،اما دهه‌ها بعد با پر‌‌ و بال گرفتن کشور افغانستان و‌ تجربهٔ چند نوع و دورهٔ حکومتی دیگر این قضیه توسط نخبگان افغان/پشتون بازمطرح شد،مطرح شدن‌اش از یک سو «فریاد جعلی‌بودن»را سر می‌داد و از سویی دیگر در اخل کشور از آن به عنوان امر و مطالبهٔ‌ملی یاد می‌کرد،اما گذشته از این که بُعد حقوقی و قانونی آن ثابت و صحیح است بُعد ملی نامیدن آن اما شکننده و نوعی خدعه و فریب است زیرا این اصطلاح با مفهوم«ملی»از نظر و باور نخبگان افغان/پشتون همان «ملیت‌افغانی/پشتونی»است و هر آن موضوع و امری را که افغان‌ها/پشتون‌ها علم و مطرح کنند و مفهوم «ملی»را بر آن بنهند در واقع عام است یعنی دیگر مردمان کشور که پارسی‌زبانان(بومیان کشور)اند باید این مسئله را بپذیرند و تابع و همسوی افغان‌ها در آن خوانش و رویکرد باشند اما اگر چنین نشود افغانیت/پشتونیسم و فرزندانش با تمام قوا و قوت با تهمت های فروان و تهدید جانی وارد عمل می‌شوند.

از دلایل پافشاری نخبگان افغان/پشتون بر قضیهٔ مرز دیورند که مرزی مستند،ثابت و قانونی است به ضدیت‌شان علیه بومیان افغانستان یعنی پارسی‌زبانان است،به این معنا که برای تداوم و تثبیت قدرت و تسلط سیاسی خود در افغانستان و پیشبرد اهداف شخصی و قومی نیاز به بزرگ شدن از نظر کمیتی یا حداقل وجود ابزاری دارند که «جنب‌جوش قومی» را در افغان‌زبان‌های دو سوی مرز دیورند ایجاد کند و آن‌ها را به منبعی برای تامین عناصر مورد نیاز خود در دستیابی به اهداف شخصی و قومی‌شان تبدیل بگرداند.

در اواسط آپریل سال ۲۰۲۶ میلادی که برابر با اوایل اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ خورشیدی است «حاجی‌محمد محقق»از اعضای ارشد «شورای عالی مقاومت‌ملی افغانستان»در مصاحبه‌ای از رسمی بودن «مرز دیورند» سخن گفت و سپس با اعتراض‌های گستردهٔ افغان‌ها/پشتون‌ها مواجه شد باری دیگر در یک مصاحبه با بخش فارسی شکبه دویچه‌وله آلمان که یک پایگاه خبرگزاری تاکید کرد از سخنانش واقعیت واقعیت مرز دیورند است عقب‌نشینی نمی‌کند و بلکه فرای این مسئله باری دیگر توضیحات صحیح خود را با گزاره‌هایی دیگر تکمیل کرد که عبارت ان از؛
۱-عبدالرحمن نیز‌ در سال ۱۸۹۳ میلادی معاهده‌ مرز دیورند را امضاء کرد و در بدل آن مناطق قبیله‌نشین را با پاکستان معامله کرد و همچنین در قبال آن پول گرفتند و بر اساس روایت‌هایی گوناگون دریافت مبالغ کلان پولی سالانه به مقدار ۱٫۲۰۰٫۰۰۰ و با ۱٫۸۰۰٫۰۰۰ روپیه هندی انجام می‌گرفته و عبدالرحمن نیز از این معاملهٔ خود راضی بوده و می‌گفت که کار بسیارخوبی انجام داده و برای افغانستان مرز تعیین کرده ام.

۲-امضای دیگر را پای این معاهده حبیب‌الله در سال ۱۹۰۵ میلادی انجام داد و پس از وی نادرخان و پس او هم ظاهرشاه آن را امضاء کردند که در مجموع هفت شاه در افغانستان سند آن معاهده را امضاء کردند و در قبال آن یکصد سال از بریتانیا پول دریافت می‌کردند.

جناب محقق در پایان این روایت‌های مستند و صحیح‌السند تاریخی در باب رسمی و قانونی بودن مرز دیورند نیز در پاسخ به پرسش گرداننده برنامه که پرسید«سخنان شما واکنش‌های بسیاری در پی
داشت،آیا شما از سخنان خود عقب‌نشینی کردید یا همچنان بر آن ها پایدار اید؟
جناب محقق در پاسخ گفت که چگونه می‌توان از معاهده‌ای که هفت شاه در افغانستان آن را امضاء کرده اند رد کرد؟ این پاسخ سیلی‌ای بود بر چهرهٔ شرمسار و پلید افغانیت/پشتونیسم و فرزندان خدعه‌گر آن.

اما مانند همیشه افغانیت/پشتونیسم فرزندانی دارد که همواره در «جنگ در راه پشتونیسم»به سر می‌برند و با تمام پلیدی و مشمئز کنندگی‌ای که صدا و چهره و وجودشان برای کشور و میهن عزیزمان داشته به «فریاد وای افغانستان»با صدای گوشخراش و دلخراش خود پرداختند که جناب محقق سخنان بی‌اساس فرموده و چنین سخنانی قابل قبول نیست،سه تن از فرزندان جهادگر پشتونیسم که عبارت اند از :
۱-رحمت‌الله نبیل
۲-حنیف اتمر
۳-فضل‌الهادی مسلمیار
این سه شخص در کنار نبرد در راه افغانیت/پشتونیسم خود را  صاحب اجازهٔ دیگران می‌دانند و چنان به سخنان جناب محقق واکنش نشان دادند گویی که جناب محقق برای به زبان آوردن سخنان‌‌اش و روایت تاریخ صحیح و یادآوری از خیانت‌های پدران‌شان مجبور به دریافت مجوز کتبی از این سه شخص است!!!

مرز دیورند یک مرز قانونی و رسمی است و پافشاری بر غیررسمی بودن آن در کنار بسیاری از دلایل اما بر چند دلیل کلان استوار است که یکی از آن‌ها دقیقا و صراحتا «دشمنی»با مردم بومی و اصیل کشور افغانستان یعنی پارسی‌زبانان است،زیرا وجود افغانیت/پشتونیسم از بسیاری جهت‌ها به افرادی که از قبایل افغانی/پشتون آن‌سوی مرز رسمی دیورند زندگی می‌کنند و برای ایجاد ناامنی،غصب زمین‌ها و دارایی مردمان بومی افغانستان و کشتارشان چنانچه که در سال های گذشته مشاهده کرده ایم مورد استفاده قرارمی‌گیرند وابسته‌ است و این وابستگی از سویی نیاز به خصومت پایدار با پاکستان و به چالش کشیدن امنیت ملی آن کشور دارد تا مرز دیورند و مناطق قبیله‌ای افاغنه/پشتون‌ها در دو سوی آن همچنان در همان حالت بی‌نظمی و بی‌قانونی خود که دور از  فرهنگ و نظم نوین می‌باشد باقی بماند و در این سوی مرز رسمی دیورند یعنی افغانستان این افراد مشمئزکننده در سیاست و فساد و دزدی  بمانند.

 

 

ستون‌نویسان

دسته ها

آخرین ها از برگه

Don't Miss

ترکیه بازیگر متخاصم در افغانستان و شکست دوم ایران در برابر آن

ترکیه،بازیگر مخرب و فرصت‌طلب نوشتاری محض هشدار برای هوشیاری ایرانوضعیت جنگی و
56be220b 2041 4f58 a1c4 b2e83778caf4.png

همکاری بخشی از جامعهٔ روحانیت‌اصیل ( پارسی‌بان )با گروه قومی و تروریستی طالبان و اتخاذ موضع در برابر آن.

  مسئله همکاری بخشی از «عالمان‌دینی‌بومی»با طالبان مسئله‌‌ پیچیده‌ایست که نیاز به
خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português