27 mins read
مهر ۲۹, ۱۴۰۵

گروه تروریستی طالبان همسایه‌ای بهتر از دولت شیعی عراق برای ایران!

 

از تشویق روابط اقتصادی اتاق‌بازرگانی ایران تا همکاری متخصصان ایرانی با طالبان و همسایهٔ نیک دانستن این گروه قومی و تروریستی از سوی برخی مسئولین و کارشناسان و تحلیلگران سیاسی و امنیتی ایرانی!

در آذرماه سال ۱۳۹۹ خورشیدی فردی به نام احمد نادری در صفحه توییتر خود معطوف به حضور جمعی از گروه قومی و تروریستی طالبان در سفارت ایران واقع در دوحه توییتی زد که موجب شگفتی و شکایت در جامعه افغانستان به ویژه نخبگان شد،توییت عبارت است از:طالبان یکی از جنبش‌های اصیل منطقه و با زمینه قوم پشتون است. حضور در سفارت ج.ا در دوحه را بایستی به فال نیک گرفت. همکاری با آنان می‌تواند به گسترش ثبات در جامعه افغانستان و جلوگیری از نفوذ گروه‌هایی همچون داعش منجر شود. نباید در دام بازنمایی‌های اشتباه رسانه‌های آمریکایی از آنان بیفتیم.

این توییت اجزایی و اشاراتی دارد که همگی رسیدگی‌پذیر و نیازمند توضیح اند ولیکن یک بخش آن که موجب نگرانی در جامعه و نخبگان افغانستان گشت و نیز باعث شکایت‌ها و بدبینی‌هایی نسبت به نیت،روابط و تعاملات ایران با افغانستان و جامعه‌اش شد.در این توییت از طالبان به عنوان«جنبش اصیل منطقه»یاد شد،گروهی قومی و تروریستی که در ۳۰ سال گذشته چند صد هزار انسان بی‌گناه را در افغانستان کشته و باعث و بانی تباهی و ویرانی یک کشور و جامعه بوده،همچنین مخالفان خود را در بسیاری از کشورها ازجمله ایران ترور کرده است،گروهی که دشمن فرهنگ،زبان،مردم و هر نوع موجودیت وابسته و منتسب به فارسی‌ست می‌باشد و از هیچ تلاش،عمل و ابزاری برای نابودی‌اش دریغ نمی‌کند.

این گروه در کنار این‌که قاتل چند صد هزار افغانستانی به دلیل قومیت،زبان،فرهنگ،اندیشه و مذهب است ،ماشین‌جنگی فاشیسم قومی پشتونی/افغانی نیز است و از سوی هر قوم و فرد غیرافغان/غیرپشتون در‌افغانستان به عنوان دشمن خونی و موجودیتی درجه یک خودش شناخته و دیده می‌شود،به یکباره از سوی مقامات و مسئولین ایرانی در جای‌جای مورد ستایش،ارتباط نزدیک و همکاری قرار می‌گیرد،در خصوص این ادعا کافی‌ست به گزارش‌ها از دیدارهای این گروه با مسئولین عالی‌رتبه ایرانی و حضور این گروه قومی و تروریستی در ایران نگاهی بیندازیم.

اما اکنون که سال ۱۴۰۵ خورشیدی است و ما در مهرماه این سال قرار داریم ایران جنگ‌های بسیار سنگین و غیرقانونی و تجاوزگونه را علیه خود تجربه کرده است و فضای رسانه‌ای آن همچنان متشنج و متراکم است از اطلاعات،تحلیل‌ها و ادعاهای مختلف امنیتی،اقتصادی،فرهنگی و سیاسی،خطر از هر سو ایران را تهدید می‌کند و متاسفانه چشم‌اندازی از پایان این خطرها و جنگ همچنان به چشم نمی‌خورد.در این ایام اما به دلیل کنشگری بالا،حضور در منبرها و رسانه‌های پربیننده و یا حمایت سازمان‌ها،نهاد‌ها،بنیادها
و جناح‌‌های سیاسی،اقتصادی و فرهنگی مختلف و همچنین استقبال مردم افرادی برجسته شده‌ اند
که با توجه به وضعیت،گرایش‌ها و نیازهای اطلاعاتی جامعه مورد توجه مردم و رسانه‌ها قرار گرفته اند و هرازگاهی در رسانه‌ای مصاحبه‌ای انجام می‌دهند و از مسائل امنیتی،سیاسی و فرهنگی سخن می‌گویند و لابه‌لای آن نیز اطلاعات و ادعاهایی را مطرح می‌کنند که بر اساس فهم و درک خودشان برای کشور ایران و جامعه آن مفید و ضروری است.اما گاهی این اطلاعات و ادعاها در خصوص موضاعاتی مطرح می‌شوند که در ظاهر و به سبب خطای شناختی و اطلاعاتی مثبت و مفید جلوه می‌کنند اما در ماهیت و اصل خود خدشه به کشور،نظام و مردم ایران وارد می‌کنند و از سویی مانند نمک بر زخم‌های ملتی داغ‌دیده که دهه‌هاست زیر ستم و شکنجه هست می‌باشند.

یکی از این موضوع‌های بسیار مهم پیوند و رابطهٔ ایران با کشور و مردم افغانستان است،پیوند و رابطه‌ای که تباری،تاریخی و هویتی است و هر دو سو توقع حسن‌نیت،یاری و همراهی در سوگ،دشواری و شادی را از یکدیگر دارند،در کنار این توقع روابط خوب همه‌جانبه سیاسی،فرهنگی،
اقتصادی و امنیتی نیز در اولویت قرار دارند.اما متاسفانه بیش از یک قرن است که افغانستان قربانی تمامیت‌خواهی و فاسیشم قومی پشتون‌ها که خود نیز یک قوم از اقوام افغانستان اند شده و این مسئله‌ی شوم در سه دههٔ گذشته شدت بیشتری یافته که با خلق گروه تروریستی طالبان توسط استعمار و همسویانش اعراب و پاکستان ماشین جنگی و کشتار این فاشیسم قومی پشتونی/افغانی نیز اختراع شد و به جان مردم بومی-پارسی انداخته شد و از بدو ورود این گروه به افغانستان تاکنون که پنج سال از واگذاری دوباره کشور به آن در تابستان سال ۱۴۰۰ خورشیدی می‌گذرد بر شدت فاشیسم‌قومی پشتونی/افغانی افزوده شده و هر روز با نوع و روشی جدید علیه هویت واقعی و تاریخی کشور افغانستان که بخش اصلی خراسان بزرگ است و مردمان بومی-پارسی آن تاخت و تاز می‌شود،غصب زمین،تغییر بافت جمعیتی در روستاها،شهرها و مرزها،تغییر واژه‌ها و اصطلاحات،اماکن، و نام‌های جغرافیایی و تاریخی فارسی،کوچ‌اجباری،فشار آوردن به بومیان-پارسی‌ها برای مهاجرت به بیرون از کشور،انتقال عشایر افغان/پشتون از پاکستان به افغانستان و سرزمین‌های پارسی‌نشین و ده‌ها و صدها نوع و روش دیگر از این ستیز و دشمنی آشکار فاشیسم‌‌قومی افغانی/پشتونی و ماشین جنگی و کشتار آن یعنی طالب در کشور افغانستان و جامعه اصیل آن انجام می‌گیرد.

در چنین وضعیت و شرایطی جامعهٔ اصیل افغانستان که همان بومیان-پارسیان اند از کشور و جامعهٔ ایران توقع دارند تا در‌ کنارشان بایستند و در حل مشکلات و بحران‌ها،دفع تهدیدها و خطرها و رفع ستم‌های فاشیسم‌قومی پشتونی/افغانی و ماشین جنگی و کشتار آن یعنی گروه تروریستی طالبان به آن‌ها یاری رسانند و از هیچ پشتیبانی قانونی و معقول و ضروری‌ای غفلت نورزند و از سویی هم جوری اتخاذ موضع و عمل نکنند که خداینکرده به نفع و سود فاشیسم‌قومی پشتونی/افغانی و ماشین جنگی و کشتار آن یعنی طالبان تمام شود.

این موضوع که عقلانی و همچنین یک«خوددانستگی»روشن است،یعنی همیاری و همراهی در سوگ،دشواری و شادی همتباران و مردمی که اشتراک تاریخی و هویتی با آن‌ها وجود دارد یک امر بدیهی است که باید در هر صورت پی‌گرفته و دنبال شود،اما گویا این موضوع فراموش بسیاری از افراد دارای مسئولیت در دولت و نخبگان و تاثیرگذاران در جامعه ایران و ذهنیت آن شده است،برای مثال شخصی مانند آقای ظهره‌وند که خود سال‌ها در افغانستان به عنوان سفیر،سرکنسول ایران در استان بلخ و مشاور رئیس‌جمهور ایران در امور افغانستان خدمت کرده و آشنا با امور و مشکلات و معضلات افغانستان است در برنامه‌ای روابط اقتصادی،سیاسی و واگذاری زمین در یکی از بندرهای جنوب‌شرق ایران به طالبان را مثبت می‌داند و یا حضور متخصصان ایرانی در کمک‌رسانی فنی و تخصصی به گروه طالبان را همچنین مثبت و نشانه‌ای از آغاز تغییر آن‌ می‌داند.و شخص دیگری به نام آقای علی عبدی که از تحلیلگران بسیار مطرح امنیتی و مانند آقای ظهره‌وند از قشر مذهبی ایران است در مصاحبه‌ای یا یک رسانه ایرانی می‌گوید”در جنگ رمضان بهترین همسایهٔ ما طالبان بود”.این گزاره از آقای عبدی که گروه قومی و تروریستی طالبان را در جایگاه «همسایه»قرار می‌دهد،چه خواسته یا ناخواسته،در واقع طالبان را به عنوان جامعه و حکومت مشروع افغانستان مطرح می‌کند و به بیننده و شنونده‌ای که شناختی از مسائل افغانستان و ماهیت و عملکرد گذشته و اکنون طالبان ندارد چنین القاء می‌کند که گویا طالبان صرفا یک گروه جهادگر علیه آمریکا بوده و اکنون خدمتگزار جامعه و کشور افغانستان است و بهترین دوست و همسایه ما یعنی ایران و جامعه‌اش نیز است و چنانچه که خود ایشان می‌گوید در جنگ رمضان طالبان رفتاری با ما داشتند که دولت شیعهٔ عراق هم با ما نداشت!!!
و یا سخنان آقای ظهره‌وند که روابط اقتصادی،
حضور و کمک‌های گسترده متخصصان به طالبان،
سرمایه‌گذاری تاجران ایرانی و واگذاری زمین در یکی از بندرهای ایران به طالبان را تایید کرده و مثبت می‌پندارد و این را طوری تعریف و تشریح می‌کند که گویا طالبان حکومت مشروع افغانستان است و کار با آن توجیه قانونی و اخلاقی دارد.

همهٔ این روابط،اتفاقات و سخنان از سوی مسئولین دولتی و افراد نخبه و تاثیرگذار در جامعه ایران در حالی صورت می‌گیرند که اکثرا از وجود فاشیسم‌قومی پشتونی/افغانی و ستم‌های ماشین جنگی و کشتارگر آن یعنی طالب در افغانستان آگاه اند و یا حداقل در فضای‌مجازی،عملکرد طالبان و پشتون‌ها در افغانستان و یا دیگر طریق‌ها آگاهی نسبی دارند اما همچنان متاسفانه با روش و رویکردی سخن می‌گویند و عمل می‌کنند که گویی چیزی از این معضل و بحران عمیق و ستم‌های پیوستهٔ فاشیسم‌قومی پشتونی/افغانی نمی‌دانند!!!
اما افرادی همچون آقای ظهره‌وند،علی عبدی و دیگر افراد دولتی و غیر دولتی نخبه،تاثیرگذار و صاحب رسانه و منبر باید بدانند که مردم اصیل و بومی-پارسی افغانستان پشتونیسم یا ملی‌گرایی خشونت‌جو و خشونت‌پرور افغانی/پشتونی و دستگاه جنگی و کشتار آن یعنی طالبان را دشمن خونی و وجودی خود می‌دانند و هر انسانی را که با عمل،زبان،دارایی،اندیشه و حرفهٔ خود به این دشمن‌شان کمک کند و یا رفتار،گفتار و کردارش طوری باشد که خداینکرده به نفع و سود این دشمن‌شان یعنی فاشیسم‌قومی پشتونی/افغانی و ماشین جنگی و کشتار آن یعنی طالبان تمام شود هرگز،هرگز و هرگز فراموش نخواهند کرد و به عنوان دشمن درجه یک خود در حافظه‌تاریخی ثبت و درج خواهند کرد.

توصیه‌ای که برای آقای ظهره‌وند و علی عبدی و حتی افرادی از این دست که آگاهانه و ناآگاهانه چنین سخنانی را در تایید و ستایش طالبان و ارتباط با آنان می‌گویند باید داشت، این است که به تعهد خود به اخلاق،دین و تمامیت فارسی که افغانستان و جامعهٔ اصیل و بومی-پارسی آن بخش کلان و اصیل آن اند پایبند بمانید و از مطرح‌سازی اطلاعات،ادعاها،سخنان،فعالیت و تبلیغاتی که در‌ خصوص کشور و جامعه و امور افغانستان ابهام‌آمیز اما به سود فاشیسم‌قومی پشتونی/افغانی و ماشین جنگی و کشتار آن یعنی طالبان است خودداری کنید تا مبادا در چشم و قلوب جامعه اصیل و بومی-پارسی افغانستان به عنوان دشمن و همیار و همکار دشمنانش حک شوند.

 

1 Comment Leave a Reply

Leave a Reply

Your email address will not be published.

ستون‌نویسان

دسته ها

آخرین ها از برگه

خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português