از تشویق روابط اقتصادی اتاقبازرگانی ایران تا همکاری متخصصان ایرانی با طالبان و همسایهٔ نیک دانستن این گروه قومی و تروریستی از سوی برخی مسئولین و کارشناسان و تحلیلگران سیاسی و امنیتی ایرانی!
در آذرماه سال ۱۳۹۹ خورشیدی فردی به نام احمد نادری در صفحه توییتر خود معطوف به حضور جمعی از گروه قومی و تروریستی طالبان در سفارت ایران واقع در دوحه توییتی زد که موجب شگفتی و شکایت در جامعه افغانستان به ویژه نخبگان شد،توییت عبارت است از:طالبان یکی از جنبشهای اصیل منطقه و با زمینه قوم پشتون است. حضور در سفارت ج.ا در دوحه را بایستی به فال نیک گرفت. همکاری با آنان میتواند به گسترش ثبات در جامعه افغانستان و جلوگیری از نفوذ گروههایی همچون داعش منجر شود. نباید در دام بازنماییهای اشتباه رسانههای آمریکایی از آنان بیفتیم.
این توییت اجزایی و اشاراتی دارد که همگی رسیدگیپذیر و نیازمند توضیح اند ولیکن یک بخش آن که موجب نگرانی در جامعه و نخبگان افغانستان گشت و نیز باعث شکایتها و بدبینیهایی نسبت به نیت،روابط و تعاملات ایران با افغانستان و جامعهاش شد.در این توییت از طالبان به عنوان«جنبش اصیل منطقه»یاد شد،گروهی قومی و تروریستی که در ۳۰ سال گذشته چند صد هزار انسان بیگناه را در افغانستان کشته و باعث و بانی تباهی و ویرانی یک کشور و جامعه بوده،همچنین مخالفان خود را در بسیاری از کشورها ازجمله ایران ترور کرده است،گروهی که دشمن فرهنگ،زبان،مردم و هر نوع موجودیت وابسته و منتسب به فارسیست میباشد و از هیچ تلاش،عمل و ابزاری برای نابودیاش دریغ نمیکند.
این گروه در کنار اینکه قاتل چند صد هزار افغانستانی به دلیل قومیت،زبان،فرهنگ،اندیشه و مذهب است ،ماشینجنگی فاشیسم قومی پشتونی/افغانی نیز است و از سوی هر قوم و فرد غیرافغان/غیرپشتون درافغانستان به عنوان دشمن خونی و موجودیتی درجه یک خودش شناخته و دیده میشود،به یکباره از سوی مقامات و مسئولین ایرانی در جایجای مورد ستایش،ارتباط نزدیک و همکاری قرار میگیرد،در خصوص این ادعا کافیست به گزارشها از دیدارهای این گروه با مسئولین عالیرتبه ایرانی و حضور این گروه قومی و تروریستی در ایران نگاهی بیندازیم.
اما اکنون که سال ۱۴۰۵ خورشیدی است و ما در مهرماه این سال قرار داریم ایران جنگهای بسیار سنگین و غیرقانونی و تجاوزگونه را علیه خود تجربه کرده است و فضای رسانهای آن همچنان متشنج و متراکم است از اطلاعات،تحلیلها و ادعاهای مختلف امنیتی،اقتصادی،فرهنگی و سیاسی،خطر از هر سو ایران را تهدید میکند و متاسفانه چشماندازی از پایان این خطرها و جنگ همچنان به چشم نمیخورد.در این ایام اما به دلیل کنشگری بالا،حضور در منبرها و رسانههای پربیننده و یا حمایت سازمانها،نهادها،بنیادها
و جناحهای سیاسی،اقتصادی و فرهنگی مختلف و همچنین استقبال مردم افرادی برجسته شده اند
که با توجه به وضعیت،گرایشها و نیازهای اطلاعاتی جامعه مورد توجه مردم و رسانهها قرار گرفته اند و هرازگاهی در رسانهای مصاحبهای انجام میدهند و از مسائل امنیتی،سیاسی و فرهنگی سخن میگویند و لابهلای آن نیز اطلاعات و ادعاهایی را مطرح میکنند که بر اساس فهم و درک خودشان برای کشور ایران و جامعه آن مفید و ضروری است.اما گاهی این اطلاعات و ادعاها در خصوص موضاعاتی مطرح میشوند که در ظاهر و به سبب خطای شناختی و اطلاعاتی مثبت و مفید جلوه میکنند اما در ماهیت و اصل خود خدشه به کشور،نظام و مردم ایران وارد میکنند و از سویی مانند نمک بر زخمهای ملتی داغدیده که دهههاست زیر ستم و شکنجه هست میباشند.
یکی از این موضوعهای بسیار مهم پیوند و رابطهٔ ایران با کشور و مردم افغانستان است،پیوند و رابطهای که تباری،تاریخی و هویتی است و هر دو سو توقع حسننیت،یاری و همراهی در سوگ،دشواری و شادی را از یکدیگر دارند،در کنار این توقع روابط خوب همهجانبه سیاسی،فرهنگی،
اقتصادی و امنیتی نیز در اولویت قرار دارند.اما متاسفانه بیش از یک قرن است که افغانستان قربانی تمامیتخواهی و فاسیشم قومی پشتونها که خود نیز یک قوم از اقوام افغانستان اند شده و این مسئلهی شوم در سه دههٔ گذشته شدت بیشتری یافته که با خلق گروه تروریستی طالبان توسط استعمار و همسویانش اعراب و پاکستان ماشین جنگی و کشتار این فاشیسم قومی پشتونی/افغانی نیز اختراع شد و به جان مردم بومی-پارسی انداخته شد و از بدو ورود این گروه به افغانستان تاکنون که پنج سال از واگذاری دوباره کشور به آن در تابستان سال ۱۴۰۰ خورشیدی میگذرد بر شدت فاشیسمقومی پشتونی/افغانی افزوده شده و هر روز با نوع و روشی جدید علیه هویت واقعی و تاریخی کشور افغانستان که بخش اصلی خراسان بزرگ است و مردمان بومی-پارسی آن تاخت و تاز میشود،غصب زمین،تغییر بافت جمعیتی در روستاها،شهرها و مرزها،تغییر واژهها و اصطلاحات،اماکن، و نامهای جغرافیایی و تاریخی فارسی،کوچاجباری،فشار آوردن به بومیان-پارسیها برای مهاجرت به بیرون از کشور،انتقال عشایر افغان/پشتون از پاکستان به افغانستان و سرزمینهای پارسینشین و دهها و صدها نوع و روش دیگر از این ستیز و دشمنی آشکار فاشیسمقومی افغانی/پشتونی و ماشین جنگی و کشتار آن یعنی طالب در کشور افغانستان و جامعه اصیل آن انجام میگیرد.
در چنین وضعیت و شرایطی جامعهٔ اصیل افغانستان که همان بومیان-پارسیان اند از کشور و جامعهٔ ایران توقع دارند تا در کنارشان بایستند و در حل مشکلات و بحرانها،دفع تهدیدها و خطرها و رفع ستمهای فاشیسمقومی پشتونی/افغانی و ماشین جنگی و کشتار آن یعنی گروه تروریستی طالبان به آنها یاری رسانند و از هیچ پشتیبانی قانونی و معقول و ضروریای غفلت نورزند و از سویی هم جوری اتخاذ موضع و عمل نکنند که خداینکرده به نفع و سود فاشیسمقومی پشتونی/افغانی و ماشین جنگی و کشتار آن یعنی طالبان تمام شود.
این موضوع که عقلانی و همچنین یک«خوددانستگی»روشن است،یعنی همیاری و همراهی در سوگ،دشواری و شادی همتباران و مردمی که اشتراک تاریخی و هویتی با آنها وجود دارد یک امر بدیهی است که باید در هر صورت پیگرفته و دنبال شود،اما گویا این موضوع فراموش بسیاری از افراد دارای مسئولیت در دولت و نخبگان و تاثیرگذاران در جامعه ایران و ذهنیت آن شده است،برای مثال شخصی مانند آقای ظهرهوند که خود سالها در افغانستان به عنوان سفیر،سرکنسول ایران در استان بلخ و مشاور رئیسجمهور ایران در امور افغانستان خدمت کرده و آشنا با امور و مشکلات و معضلات افغانستان است در برنامهای روابط اقتصادی،سیاسی و واگذاری زمین در یکی از بندرهای جنوبشرق ایران به طالبان را مثبت میداند و یا حضور متخصصان ایرانی در کمکرسانی فنی و تخصصی به گروه طالبان را همچنین مثبت و نشانهای از آغاز تغییر آن میداند.و شخص دیگری به نام آقای علی عبدی که از تحلیلگران بسیار مطرح امنیتی و مانند آقای ظهرهوند از قشر مذهبی ایران است در مصاحبهای یا یک رسانه ایرانی میگوید”در جنگ رمضان بهترین همسایهٔ ما طالبان بود”.این گزاره از آقای عبدی که گروه قومی و تروریستی طالبان را در جایگاه «همسایه»قرار میدهد،چه خواسته یا ناخواسته،در واقع طالبان را به عنوان جامعه و حکومت مشروع افغانستان مطرح میکند و به بیننده و شنوندهای که شناختی از مسائل افغانستان و ماهیت و عملکرد گذشته و اکنون طالبان ندارد چنین القاء میکند که گویا طالبان صرفا یک گروه جهادگر علیه آمریکا بوده و اکنون خدمتگزار جامعه و کشور افغانستان است و بهترین دوست و همسایه ما یعنی ایران و جامعهاش نیز است و چنانچه که خود ایشان میگوید در جنگ رمضان طالبان رفتاری با ما داشتند که دولت شیعهٔ عراق هم با ما نداشت!!!
و یا سخنان آقای ظهرهوند که روابط اقتصادی،
حضور و کمکهای گسترده متخصصان به طالبان،
سرمایهگذاری تاجران ایرانی و واگذاری زمین در یکی از بندرهای ایران به طالبان را تایید کرده و مثبت میپندارد و این را طوری تعریف و تشریح میکند که گویا طالبان حکومت مشروع افغانستان است و کار با آن توجیه قانونی و اخلاقی دارد.
همهٔ این روابط،اتفاقات و سخنان از سوی مسئولین دولتی و افراد نخبه و تاثیرگذار در جامعه ایران در حالی صورت میگیرند که اکثرا از وجود فاشیسمقومی پشتونی/افغانی و ستمهای ماشین جنگی و کشتارگر آن یعنی طالب در افغانستان آگاه اند و یا حداقل در فضایمجازی،عملکرد طالبان و پشتونها در افغانستان و یا دیگر طریقها آگاهی نسبی دارند اما همچنان متاسفانه با روش و رویکردی سخن میگویند و عمل میکنند که گویی چیزی از این معضل و بحران عمیق و ستمهای پیوستهٔ فاشیسمقومی پشتونی/افغانی نمیدانند!!!
اما افرادی همچون آقای ظهرهوند،علی عبدی و دیگر افراد دولتی و غیر دولتی نخبه،تاثیرگذار و صاحب رسانه و منبر باید بدانند که مردم اصیل و بومی-پارسی افغانستان پشتونیسم یا ملیگرایی خشونتجو و خشونتپرور افغانی/پشتونی و دستگاه جنگی و کشتار آن یعنی طالبان را دشمن خونی و وجودی خود میدانند و هر انسانی را که با عمل،زبان،دارایی،اندیشه و حرفهٔ خود به این دشمنشان کمک کند و یا رفتار،گفتار و کردارش طوری باشد که خداینکرده به نفع و سود این دشمنشان یعنی فاشیسمقومی پشتونی/افغانی و ماشین جنگی و کشتار آن یعنی طالبان تمام شود هرگز،هرگز و هرگز فراموش نخواهند کرد و به عنوان دشمن درجه یک خود در حافظهتاریخی ثبت و درج خواهند کرد.
توصیهای که برای آقای ظهرهوند و علی عبدی و حتی افرادی از این دست که آگاهانه و ناآگاهانه چنین سخنانی را در تایید و ستایش طالبان و ارتباط با آنان میگویند باید داشت، این است که به تعهد خود به اخلاق،دین و تمامیت فارسی که افغانستان و جامعهٔ اصیل و بومی-پارسی آن بخش کلان و اصیل آن اند پایبند بمانید و از مطرحسازی اطلاعات،ادعاها،سخنان،فعالیت و تبلیغاتی که در خصوص کشور و جامعه و امور افغانستان ابهامآمیز اما به سود فاشیسمقومی پشتونی/افغانی و ماشین جنگی و کشتار آن یعنی طالبان است خودداری کنید تا مبادا در چشم و قلوب جامعه اصیل و بومی-پارسی افغانستان به عنوان دشمن و همیار و همکار دشمنانش حک شوند.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português
https://addlinks.pro/h4CNr