20 mins read
آبان ۷, ۱۴۰۵

دیدار با تاریخ،آقای سمیع مهدی از خبرنگاربازجو چه می‌داند؟

شیطنت برخی از رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران پرورش یافته در دامان نظام‌جمهوری در دو دههٔ گذشته در افغانستان گویا پایانی ندارد و مانند همیشه در کمال خونسردی و سوء‌استفاده از حرمت این عرصه جهت ایجاد شک و شبهه نسبت به افرادی که خالصانه برای میهن و مردم و حفظ استقلال، اعتقادات، هویت و ارزش‌های‌شان سال‌های سال از جان و دارایی‌ خود مایه گذاشتند در حال فعالیت گسترده اند.

آقای سمیع مهدی،مدیر شبکه آمو و گرداننده برنامه دیدار با تاریخ،در مصاحبه‌ای با جناب امیر اسماعیل‌خان که در تاریخ ۲۴ خردادماه/جوزای سال روان/جاری در کانال یوتیوب شخصی ایشان بارگذاری شده است پرسش‌هایی را مطرح می‌کند که هیچ سازگاری‌ای با توضیح کوتاهی که ایشان زیر این ویدئو نوشته ندارند؛
“در این برنامه، محمد اسماعیل خان از تجربهى جنکَ در برابر طالبان و دوبار اسیر شدن اش به دست طالبان مى کوید.
وى همجنان در باره کارنامهى دولت پیشین افغانستان، اشتباهات سیاسیون افغانستان در بیست سال کَذشته و مقاومت دوباره در برابر طالبان سخن میزند.”

پرسش‌های ایشان نه‌تنها با نوشتهٔ زیر ویدئو در‌ تناقض‌ اند بلکه با شأن امیر اسماعیل‌خان،نام برنامه آقای مهدی«دیدار با تاریخ»و اصول رسانه‌ای-خبرنگاری که حفظ بی‌طرفی، احترام افراد و خودداری از گفتار و رفتاری که باعث تحریف واقعیت،تبلیغ و تکرار اکاذیب و تشویش اذهان عمومی شود،نیز در تناقض می‌باشد.

ایشان از امیر‌اسماعیل‌خان،فردی که بیش‌از ۴۰ سال عمر خود را صرف خدمت به میهن و مردم، حفظ استقلال،اعتقادات،هویت و ارزش‌های‌شان کرده است در این مصاحبه با لبخندی بر کنج‌لب می‌پرسد که؛
۱-در ۴۰ سال گذشته لقب شما همواره «امیر» بوده،دوستداران و هواداران شما همواره شما را با این لقب شناختند،اکنون که امارتی نیست و شما دیگر حاکم جنوب‌غرب افغانستان نیستید چه حسی دارد شنیدن این لقب؟
۲-تصاویری از اسارت دوم شما توسط طالبان نشر شد،چه حسی داشت دوباره اسیر شدن به دست طالبان؟
پیش‌ از پرداختن به ادامهٔ این مصاحبه خوب است که در خصوص پرسش یکم بگوییم هدف از طرح این سوال چیست و چرا یکی از بدیهی‌ترین موضوعات در آغاز یک مصالحبه مطرح می‌شود حال آن‌که دانا و نادان جامعه آن را می‌داند،آیا چیزی غیر از تمسخر و یا القای وجود خودبرتربینی و خودخواهی در‌ امیر اسماعیل‌خان به بیننده و شنونده است؟ پرسش دوم نیز به همین صورت به چه منظوری می‌تواند پرسیده شود مگرآنکه برای تصویرکشیدن خواری و خفت ظاهری اسارت در ذهن بیننده باشد؟
به دنبال همین سوال جزئیات دیگری مطرح می‌شوند مانند”شما تصمیم گرفتید به ایران بروید هنگامی که طالبان به شما اجازه رفتن و یا ماندن دادند و به قندهار انتقال ندادند،چه کسی رفتن شما به ایران را هماهنگ کرد و یا بار نخست اسارت چگونه و با کمک چه کسانی فرار کردید؟”
این جزئیات را که آدم به خوبی و لایه‌ به لایه می‌شنود و مرور می‌کند متوجه یک روش بسیار زیرکانه می‌شود که معمولا افرادی تحت نام «بازجوخبرنگار» در یک سری برنامه‌های ویژه با افراد خاصی به کار می‌برند،همواره پرسش پشت پرسش مطرح می‌شود،با اشاره صریح به جزئیات، لبخند و خونسردی تا تسلط بر اوضاع و‌ هدایت فرد پرسش‌شونده به آن مسیر و سخنانی که مطلوب میل است صورت بگیرد!

طرح سوال ادامه می‌یابد و این‌بار جناب مهدی که خواسته یا ناخواسته درجایگاه یک«بازجوخبرنگار» قرار دارد می‌گوید؛
۳-افرادی می‌گویند که شما با استفاده از قدرت خود مانع اجرای قانون می‌شدید؟
۴-اتهام‌هایی علیه شما مبنی بر‌ سوءاستفاده مالی از دو گمرک‌ بین‌المللی هرات وجود دارد؟
بی‌محابا و با چهره‌ای خندان آقای سمیع مهدی پرسش‌هایی را پیش می‌کشد که گوش هر فرد جامعه با آن‌ها آشناست و خوب می‌داند که این پرسش‌ها همچون تیرهایی در قالب واژگان بودند برای ترور شخصیتی،تضعیف جایگاه و قدرت افرادی که خالصانه برای میهن و مردم مبارزه کرده بودند و ستون‌های اصلی امنیت کشور نیز بودند. ثو اکنون که کشور آزاد شده و نظام‌جمهوری بر شده بود از سوی افرادی مریض و مغرض خلق شده بودند و توسط همان رسانه‌هایی که بعضا به بلندگوهای استبدادقومی و ذی‌نفعان‌شان تبدیل شده بودند همه‌ روزه علیه این افراد مخلص و ملی به‌کار گرفته می‌شد.این که جناب مهدی دوباره پس از سال‌ها و سقوط نظام‌جمهوری این واژگان و جملات کثیف را بازگو می‌کند شاید برای همفکران و همکاران ایشان عادی به نظر بیایند اما از نظر کسانی که تاریخچه و کاربرد این واژگان و جملات کثیف را می‌شناسند ماجرا چیز دیگریست و ذهن به سمت دیگری می‌رود که خبر از همان فساد و اهداف شوم برخی از سران مستبد و قوم‌پرست و فاسد نظام‌جمهوری دارد.

پرسش‌های دیگری نیز مطرح می‌شوند که هر کدام در جای خود نیاز با توضیح از جوانب مختلف دارد که عبارت اند از:
۵-شما با میل و خواست خودتان وزیر انرژی و آب شدید؟
۶-شمار بار نخست چگونه از زندان طالبان فرار کردید،آیا پول در‌ کار بود؟

همهٔ این پرسش‌ها در حالتی که جناب مهدی لحنی بازجویانه،تمسخرآمیز،شبهه‌افکنانه و تحقیرآمیز دارد پرسیده می‌شوند،آن‌هم در‌ موقعیتی که جناب امیر اسماعیل‌خان پس از پایان اجلاس با سن بالا جلوی دوربین نشسته تا به پرسش‌های این جناب پاسخ بدهد،گویا جناب سمیع مهدی فراموش کرده بوده است که ایشان در آغاز یک خبرنگار است و موظف به رعایت اصول این رشته،اصولی که بی‌طرفی،حفظ حرمت و احترام اشخاص،خودداری از تحریف واقعیت، تبلیغ و تکرار اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به ویژه کسانی که پای تلویزی ایشان می‌نشینند تا این مصاحبه ها را تماشا کنند،در قدم دوم عنوان برنامه که دیدار با تاریخ است حامل پیامی دقیق و صریح است،این که دقت و صداقت باید داشت تا با آن‌چه که در گذر زمان رخ‌داده روبه‌رو شد و از آن بدون هیچ ستا و ستیز بیهوده و یا خداینکرده سفارشی‌ای،آموخت و در حد نیاز آگاه شد.
و این که شأن فردی که آقای سمیع‌ مهدی در مصاحبه با خود دارد به دلیل پیشینه بسیار روشن و مثبت« خدمت به میهن و مردم و تهی بودن از هر گونه فساد،جنایت و تعصبات قومی» چنین لحن و پرسش‌هایی را اقتضا نمی‌کند،زیرا ایشان از رهبران و فرزندان اصیل و جانفدای تاریخ این سرزمین و مردم است و باید با احترام و ارادت ویژه‌ای با ایشان برخورد شود.

شاید جناب سمیع مهدی به دلایل فکری و باوری و حتی تاثیرات منفی از حضورشان در رسانه‌های بعضا فاسد و همسو با محور متعصبان قومی پشتونی/افغانی و فضای فکری و سیاسی دوره دو رئیس‌جمهور منفور نظام‌جمهوری این مصاحبه را انجام داده است.و یا شاید هم عامل دیگری که به قول ضرب‌المثل فارسی«هر که نان دهد،فرمان دهد» وجود دارد.

اما آن‌چه که روشن و قابل استناد است، طرح پرسش‌های مشکوک،تحقیرآمیز،شبهه‌آمیز
با لحنی بازجویانه و تمسخرآمیز با دقت و جزئیات است.متاسفانه در مقایسه با مصاحبه با افراد منفوری که چیزی جز تعصبات قومی،تباهی و سیاهی برای میهن و مردم‌مان نداشتند چنین روش و رویکردی از آقای سمیع مهدی دیده نمی‌شود بلکه بسیار فروتنانه و شمرده که مبادا به تریش قبای کسی بربخورد مصاحبه انجام می‌شود.

هر آیینه،تعهد خبرنگار به اصول حوزه رسانه باید در‌ هر حالت و وضعیت پاس داشته شود و از خلق تحریف،جعل،تبلیغ و تکرار اکاذیت و شبهات نیز خودداری شود تا اذهان عمومی مشوش،نگران و نسبت به رهبران و افراد مخلص و خدمتگزار خود همچون جناب امیر اسماعیل خان بی اعتماد نشوند،زیرا بی اعتمادی جامعه نسبت به رهبران و افراد مخلص و خدمتگزارش برابر با پیدایش نفاق و پراکندگی و گسل سیاسی و اجتماعی است که چنین شرایطی تنها و تنها مطلوب دشمنان این میهن و مردم است.

Leave a Reply

Your email address will not be published.

ستون‌نویسان

دسته ها

آخرین ها از برگه

خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português