جنگ ایران،همکاری و موضعگیری سوء کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس،دیدگاه و عمومی ایرانیان نسبت به این کشورها
عنوانی بلند و سنگین که هر انسانی به ویژه کسانی که در غرب آسیا زندگی میکنند و با زبان و جامعهٔ فارسیزبان از جمله ایرانیان آشنایی و یا روابطی دارند شنوای سخنانی و بینای پدیدآیی ذهنیت و رویکردی در برابر کشورهای عربی حاشیهٔ خلیجفارس و مردمانشان است که بهخودیخود قابلدرک است و منشاء آن نیز وجود پایگاههای آمریکا در کشورهایشان و عملیات بر ایران از آن پایگاهها و همکاری و موضعگیری دولتهای این کشورهاست که چند پهلو و در ضدیت با کشور و منافعملی ایرانیان است میباشد.
سخنان،ذهنیت و رویکردی که بیشتر به سخنان غالب بر مغلوب و به زیر کشیدن همهٔ دارایی و زندگیاش میماند یا به زبان سادهتر و آنچه دقیقا وجود دارد اگر بگوییم چنین است”این کشورها جعلی اند،دولتهای این کشورها صرفا خانوادههایی گماشته شده توسط استعمار برای تثبیت و پایداری تسلطشان بر منطقه و غارت دارایی این منطقه است و ما باید اینها را براندازیم تا این کشورها به دست مردم و مسئولان واقعی این کشورها بیفتد تا هم پایگاههای آمریکا و همچنین تسلط غرب بر منطقه غربآسیا پایان یابد”همهٔ این موارد همراه با چاشنی یا رنگ و بویی از تنفر،خشم و انزجار بیان میشود و این آن چیزیست که دارد در ذهن و اندیشهٔ مردم ایران و برخی دیگر نقش میبندد و دید آنها را نسبت به کشورهای عربی خلیجفارس و مردم آنها تحت تاثیر خود قرار میدهد و یک روایت میسازد،روایتی که روابط دولتها و ملتها را مشروط و محدود میسازد،در حال جایگرفتن میان مردمان این منطقه است.
در واقع این سخنان،ذهنیت و رویکرد واکنشی است که از لحاظ حقوقی،عقلی و ارزشی و بلکه از لحاظ موجودیتی قابل فهم و موجه است برای کسی که از عقلانیت،استقلال و حساسیت حداقلیای نسبت به میهن،منافعملی و ارزشهایش برخوردار باشد.
اما اگر این «سخنان،ذهنیت و رویکرد»را که دارند روایت میگردند،روایتی که مطالبهٔ تنبیه و سلب اراده و اختیار در برخی زمینهها را از دولتها و جوامع کشورهای عربی خلیجفارس در ذهن و باور مردم ایران و دیگر مردم همسو با آنها برجسته میکند و در ردهٔ مطالبات اولیهٔشان قرار میدهد با یک روایت که مطابق با ارزشها و شأن کشورها و مردمان منطقه باشد و همچنین موجد حسنهمجواری،تشویق مسئولیتپذیری در قبال منافع و امنیتملی کشورهای منطقه و روابط پایدار فرهنگی،اقتصادی،علمی و همگرایی در حل مشکلات کلان و امنیت منطقه است جایگزین نشود نه منطقه از تسلط و غارت داراییهایش توسط استعمار رهایی مییابد و نه این تنفر و خشمی که میان مردم منطقه نسبت به یکدیگر آفریده شده فرومیکشد بلکه منطقه بیشتر و بیشتر به سیاهچال ناامنی و جنگ فرومیرود.
دستان و برنامههای استعمار در پیادهسازی نقشههای شوماش با هر جلوه و نمایی در حال کار بر روند فرورفتن منطقه در سیاهچالی که خودش برای منطقه ساخته اند تا اینگونه تسلط و غارت خود بر منطقه را حفظ کند.
بیاعتمادی کشورها و مردمان منطقه نسبت به یکدیگر،پرهیز از همگرایی در اداره و تامین امنیت منطقه و پذیرش خطاها و جبران آنها،بیمیلی به ایجاد روابط دیپلماتیک موثر و فرهنگی تامین کننده منافع و پایداری تسلط و غارت استعمار در منطقه است.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português