21 mins read
خرداد ۶, ۱۴۰۵

افغانستان کشوری جعلی اما هویت و مردم بومی آن پارسی و ایرانی

about seabass.png

افغانستان به عنوان یک کشور
سرزمینی که امروزه افغانستان نامیده می‌شود و دارای مرزهای مشخص و رسمی دارد و نزدیک به ۴۰ میلیون نفر شهروند دارد،جغرافیایی است که محدودهٔ میانی و کلان سرزمین خراسان بزرگ و پیش از آن نیز آریانا بوده،سرزمینی که زادگاه،
پرورشگاه زبان «فارسی‌نوین» و تختگاه یا مرکز حکومت‌های پارسی‌تبار پس از ورود دین مبین اسلام به ایرانویچ یا ایران بزرگ که دو مرکز اصلی یکی خراسان و دیگری فارس بودند نیز است،از جملهٔ این حکومت‌ها می‌توان به طاهریان هرات،سامانیان بخارا،غوریان غور،آل‌کرت هرات و چندین حکومت با تبار‌پارسی و یا پارسی‌گرا نیز اشاره کرد.

تبار،زبان،فرهنگ و مردم بومی افغانستان
چنان‌چه که اشاره شد افغانستان محدودهٔ میانی و بخش کلان سرزمین‌های خراسان بزرگ است که یکی از دو بخش‌های مهم سرزمین ایران بزرگ نیز است،افغانستان مانند بسیاری از کشور‌های دیگر صرفا حدود جغرافیایی جدید با نام مرزهای جدید است که توسط استعمار(بریتانیای)کبیر تشکیل و استقلال داده شده،آن هم صرفای در راستای اهداف مورد نظر خودش،اما این کشور مردمان،زبان و فرهنگ بومی دارد که حداقل تاریخ این بومیان با استناد به کتاب «اوستا»و پیامبر و دین زرتشتی که عمدتا و جمهور مراجع و منابع «بلخ» را خاستگاه آن می‌دانند و این رأی با وجود کهن‌ترین آتشکده زرتشتی یعنی «آتشکده نوبهار» در بلخ به واقعیت نزدیک‌تر است.

اما کتاب «اَوِستا» در کنار این که نشان از دین زرتشتی دارد،نشان از زبان و مردم مشخصی در آن سرزمین یعنی خراسان نیز دارد، زبان اوستایی بنیاد زبان فارسی‌نوین است،یعنی زبان فارسی پلکان فرگشتی دارد و در طول تاریخ دچار دگرگونی‌هایی شده و بر همین اساس به سه دورهٔ مشخص یعنی «پارسی‌باستان»و«پارسی‌میانه» و«پارسی نوین» یا «پارسی دری» تقسیم می‌شود.
با توجه به ظهور دین ،کتاب و پیامبر زرتشتی در بلخ طبیعتا حضور مردمانی که زبان این دین،کتاب و پیامبرش را می‌فهمیدند نیز به اثبات می‌رسد،همانطور که در قرآن نیز چنین اشاره‌ای شده که؛

قرآن کریم سوره ابراهیم آیه ۴
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ
و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [بتواند به وسیله آن زبان، پیام وحی را به روشنی] برای آنان بیان کند.

بر اساس ظهور دین زرتشتی در بلخ و حضور مردمانی که زبان آن می‌فهمیدند و با توجه آیهٔ کریمه که می‌فرماید هیچ پیامبری نفرستادیم مگر به زبان قومش،می‌توان با جرأت،صراحت و دهان‌پر گفت که مردمان بلخ و سرزمین‌های گرداگرد که خراسان و فارس و فرارودان نیز است از یک تبار و یک زبان یعنی «پارسی»بودند و از همین رو می‌توان پی‌برد که بومیان سرزمین خراسان بزرگ و این تِکه میانی و بسیار خُرد از آن که توسط استعمار به نام افغانستان شکل و ساختار یک کشور را به خود گرفته در واقع «پارسی‌ها»اند و زبان و فرهنگ این کشور نیز پارسی و ایرانی است.

پِی‌نوشت؛ زبان فارسی‌دری همان زبان فارسی نوین است و واژهٔ «دَری» صرفا یک صفت است که اهل علم و اندیشمندان حوزهٔ زبان تفسیرهای گوناگونی برای آن ارائه داده اند که رأی جمهور آن‌ها با توجه به کنار هم گذاشتن تمامی منابع و دیدگاه‌ها تفسیر «دَری یعنی دَرباری»همان زبان دربار که با آن سخن گفته می‌شده و زبان مردم نیز بوده است.

زبان فارسی و لهجهٔ‌های آن در افغانستان
در افغانستان به دلایل بسیار مانند هجوم،ورود و حکمرانی‌ قوم‌های  غیربومی مختلف مانند عرب‌ها،ترک‌ها،مغول‌ها،قزاق‌ها،پشتون‌ها/افغان‌ها و دیگر اقوام در طی قرن‌ها نیز دچار دگوگونی در بافت جمعیتی شده که بسیار عمیق و پرشمار نیست ولکن باعث ادغام بسیاری از پارسی‌‌بانان یا پارسیان در این کروه‌های قومی غیربومی و ایرانی شده و در این میان زبان پارسی نیز دستخوش این دگرگونی ها قرار گرفته که لهجه‌ها و گویش‌های محلی پرشماری پدید آورده که در ریشه و دستور و واژگان همگی مشترک یعنی «پارسی»اند اما نوع تلفظ و ادای آوایی و کاربرد واژه‌های قدیمی‌تر زبانی و ادبی‌تر از ملموس‌ترین این دگرگونی‌‌ها به شمار می‌آیند و البته دلایل دوری از شهرها و رشد و گسترش نظام منظم آموزش و پرورش و تبعیض و ضدیت علیه مردم و زبان پارسی نیز نقش بسیار کلانی در ایجاد این دگرگونی‌های زبانی بازی کرده اند.
اما در افغانستان دو لهجه از لهجه‌های شیرین پارسی تسلط دارند که هر کدام نیمی از کشور و مردم را به خود اختصاص داده است که عبارت اند از لهجهٔ هراتی یا هِرَوی و لهجهٔ کابلی،لهجهٔ کابلی نسبتا پرگویشوتر و گسترده‌تر از لحاظ جغرافیایی است و احتمالا به همین دلیل همین لهجهٔ رسمی زبان فارسی در جامعه محسوب می‌شود و اما لهجهٔ هراتی نیز رسایی و روان بودن خود را دارد و در استان‌های هرات،نیمروز،فراه،غور و بادغیس و مناطق محدود دیگری از استان‌های همجوار گسترده شده و لهجهٔ مسلط با کمی غلظت و درگرکونی نیز است که جمعیت بسیار کلانی را نیز شامل می‌شود.

اکثریت جمعیت و هویت اصیل و بومی افغانستان
اکثریت جمعیت افغانستان را مردم پارسی تشکیل می‌دهند و با توجه به پیشینهٔ تمدنی و تاریخی‌ای که دارند(تمدن پارسی/ایرانی) اکثرا شهرنشین و یا در استان‌های اصلی و کلان سکونت دارند،بیشترین میزان افراد تحصیل کرده،بالاترین میزان سربازان در تشکیل ارتش،بالاترین میزان در ادارات و نهادهای دولتی به دلیل مهارت،آموزش و جمعیت بیشتر.
زبان،فرهنگ و سبک‌زیست چیره بر افغانستان و مردم آن زبان،فرهنگ و سبک‌زیست پارسی-ایرانی و اسلامی است که هویت بومی و اصیل این سرزمین و مردم بومی آن نیز می‌باشد که در قرن‌های گذشته برای پایداری و پاسداری از آن قربانی‌های فراوانی داده اند.

پارسیان یا پارسی‌بانان که همان مردم بومی افغانستان اند متشکل از طایفه‌ها و گروه‌های مختلف و متعدد اند که هر کدام به دلایل بسیار از جمله جعل استعمار و حاکمان مزدور گماشته شده توسط آن یعنی افغان‌ها تحت قوم‌های جدا تعریف شده اند ولکن همگی از یک قوم و زبان اند
که عبارت اند از تاجیک‌ها،هزاره‌ها،ازبک‌ها،
ترکمان‌ها،پشه‌ایی ها،غزلباش‌ها،بلوچ‌ها،ایماق‌ها،
عرب‌ها،سیّد ها و دیگر گروه‌های انسانی از جمله شمار بسیار کلان از افرادی که به دلیل صرفا صحبت با زبان افغانی/پشتو خود را افغان یا پشتو می‌نامند اما تبار پارسی دارند مانند هوتکی‌ها،
غلجایی یا خَلَجی‌ها،مَلِک‌زایی ها،نورزایی‌ها و بسیاری دیگر.

پِی‌نوشت: اشاره به قوم‌های غیربومی و غیرایرانی به عنوان مردم پارسی که در قران‌های گذشته وارد خراسان شده اند به این دلیل است که شمار بسیار زیادی حتی در برخی از این قوم‌ها اکثریت‌شان تبار پارسی دارند اما به دلایل مختلف از جمله سقوط حکومت‌‌ها،فرصت و جاه‌ طلبی‌ها،سیاست‌های پارسی‌ستیزی حاکمان و جنگ‌ها و دلایل دیگر ادغام این اقوام غیربومی و غیرایرانی یا غیرپارسی شده اند.

کشور افغانستان
اکثر کشورهای کنونی جهان جعلی و برساخته از جغرافیایی‌ اند که هویت و تاریخ واحد داشته اما به دلایل مختلف توسط استعمار (بریتانیا،فرانسه و دیگران)به طور مستقیم با یورش و اشغال و یا غیرمستقیم با مداخلات،فشار سیاسی،اقتصادی و افروختن جنگ‌های مذهبی،زبانی و قومی تشکیل شده تشکیل شده اند و در پی سال‌ها استعمار به آن‌ها استقلال بخشیده شده است و اکثرا افرادی با ریشه و هویت مجهول و فرومایه و بدون فرهنگ را به عنوان حاکمان آن‌ها گماشته اند تا در خدمت منافع،اهداف و امیال خودشان حکومت و عمل کنند،کشور افغانستان نیز از این قاعدهٔ جعلی و مزدور سازی مستثنا نیست و دقیقا افرادی را هویت و ریشهٔ مجهول و فرومایه به عنوان حاکمان آن برگزیدند تار در خدمت منافع،اهداف و امیال خودشان باشد.

بنابر این کشور افغانستان نام و هویت و ساختار جعلی دارد اما هویت و مردم بومی و اصیل آن پارسی و ایرانی است و نام تاریخی و کهن آن نیز خراسان است و کشور کنونی افغانستان در کنار ایران دومین کشور بزرگ پارسی با جمعیت بسیار بزرگ پارسی است.

ستون‌نویسان

دسته ها

آخرین ها از برگه

خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português