وجود،حضور و کنشگری گروههای مسلح در جوامع مسلمان زیر عنوان جهاد و تشکیل حکومت اسلامی چنانچه که از دههها به این سو نتیجهٔ نافع برای امت و سرزمینهای اسلامی نداشته بلکه بیشتر به ماشینجنگی و ویرانگری تبدیل شده که باعث تضعیف و فروپاشی حکومتها در کشورهای اسلامی و تمام دستگاه اداری و مدیریت جوامع مسلمان شده و هر کدام از این کشورها که دچار این وضعیت شده اند عملا به زیر صفر از لحاظ امنیتی،اقتصادی،فرهنگی و توسعهٔ کلی ملزم زیست در عصر کنونی برای انسان است رفته اند و احتمالا هیچ تلسکوپ و دوربین ویژهای نیز وجود ندارد تا پایانِ این چرخهٔ کشتار،ویرانی و تباهی را ببیند یا حداقل نمایی از آن در اختیار ما قرار دهد.
نمونههای این گروهها،کنشگریهایشان و آسیبهایی که به بدنهٔ امت و سرزمینهای اسلامی وارد کردهاند در سراسر جهاناسلام به وفور یافت میشود که برجستهترینشان همین اکنون با وجود تمام کشتارها،ویرانگریها و جنایات مختلف علیه بشریت،محیطزیست،آثار و ارزشهای باستانی و حتی و به ویژه دین مبین اسلام مرتکب شده اند با حمایت نامیترین دشمنان اسلام بر مسند قدرت گماشته شده اند و صرفا با تغییر پوشش و نوع ادبیات خود در حال حکومت بر جامعهای اند که تکهتکه شده،کشوری که ویران گشته و امنیت،اقتصاد و فرهنگی که به زیر صفر سقوط کرده .
نخبگان حوزههای مختلف به کشورهای نزدیک و دوردست مهاجر و تبعید شده و در تنگنای غربت زندگی خویش را سپری میکنند بیآنکه بتوانند خدمتی به جامعه و سرزمین خود داشته باشند ،چیزی که در واقع هدف کلان خودشان و دستگاهی که آموزش و پرورش را برایشان فراهم کرده بود نیز همین امر خدمت به جامعه و کشور بوده،اقشار مختلف جامعه نیز بعضا به چنین سرنوشتی دچار گشتهاند برخی در راههای قاچاق و غیرقانونی جان به جانآفرین میدهند و یا در کمپهای اجباری و زندانهای ترسناک کشورهای بینراهشان مبتلا به بیماریهای روانی و عفونی میشوند و حتی اگذ اگر به مقصد نیز برسند باز هم بهترین سالهای عمر خود را باید در بلاتکلیفی و بیهودگی روندهای کسب اقامت و ادارههای مربوط به آن سپری کنند.
گروههای مسلح موسوم به جریانها و خیزشهای جهادگرانه بر اساس فتواهای عالمان مجهولالحال چه دستاورد مفیدی برای حتی یک روستا از سرزمینهای اسلامی و اهالی آن داشته اند؟
سکوت و یا بعضا همراهی و همکاری عالماندینی اصیل و خوشنام چه دلیل و مصلحتی دارد و با چه استدلال و معیاری این سکوت در برابر جنایات این گروهها و یا همکاری با این گروهها توجیه خواهد شد و یا حتی شدنیاست؟
در سوریه و افغانستان که دو گروه منتسب به چنین ادعاها و جریانهایی سالها مشغول به کشتار و جنایتهای مختلف بوده اند اکنون به مقام حاکمان این کشورها رسانده شده اند،تضعیف و نابودی هویت،زبان و فرهنگ دیگران،تبعیض قومی و نژادی و مذهبی،محدودسازی تحصیل برای بخشی از جامعه،امنیت مصنوعی و شکننده،اقتصاد فروپاشیده و منزوی،آموزش و پرورش که سری به خیابانهای سراسر سوریه و خرابههایی که شهروندان آن در زندگی میکنند بزنیم و نوجوانان وجوانان زیر ۲۰ سال زیرا بگوییم فلان خط و عبارت رو بخوان متوجه خواهیم شد که چه بلایی بر سر آموزش و پرورش آمده است،افغانستان نیز بدتر از این است.
قربانیهای جانی جنگهای داخلی در گذر ۱۵ سال در سوریه حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار کشته و میلیونها نفر معلول،زخمی و آواره شده اند.
قربانیهای جانی جنگهای باطل و طامعانه و قومی طالبان صرفا برای در دست داشتن قدرت سیاسی درافغانستان توسط قوم افغان/پشتون در طی ۳۰ سال بر اساس گزارهای متعدد سازمانهای داخلی و خارجی حدود ۳۰۰ هزار نفر کشته و میلیونها نفر معلول،زخمی و آواره گشته اند
زیرساختها نابود و یا آسیب جدی دیده که تا سالها نیاز به تعمیر و بازگشت به چرخهٔ کاری و بهرهبرداری دارند،دارایی های دولتی،عمومی و ملی نیز به تاراج رفته اند و چهرهٔ کشور و مردمان نزد جوامع و کشورهای دیگر خدشهدار و لکهدار شده است ، طوری که در بسیاری از کشورهای حتی مسلمان به چشم شرور و افراطی و بعضا خطرناک برای امنیت ملی و اجتماعی قلمداد میشوند و اجازهٔ ورود به راحتی داده نمیشود.
همه و همه فقط و فقط برای اهدافی همچون دفع و رفع ستم حکومتهای مستقر با دلایل عمدتا واهی که احکام شریعت اجرا نمیشود و یا فلان مسئول چه گفت و یا فلان عالمدین محبوس گشت و تشکیل حکومت اسلامی عادل و مستقل طبق اصول و معیارهای اسلامی ،البته همهٔ اینها با پوشش دین و جهاد در راه حفظ آن توسط این گروهها(طالبان،جبههالنصره،داعش،القاعده)انجام گرفته، اما نه آن دولتهای مستقر در این کشورها به راحتی و بدون قربانی سرنگون شدند و نه حکومت اسلامی عادل و مستقل که ضامن و حافظ «جان،دارایی،نامونشان،آبرو و دین » مسلمانان باشد به راستی تشکیل شد بلکه کشور به ورطهٔ مشکلات و ویرانی فروافتاد و همان آزادی و استقلال و توسعهٔ نسبی که وجود داشت نیز نابود و گرفته شد.
وجود گروهها،احزاب و سازمانهای اسلامی و تشکیل دولت عادل و مستقل و آزاد بر اساس اصول و معیارهای اسلامی و سازوکار مردمسالاری نیز بسیار عالی و با توجه به واقعیتهای سرزمینهاوجوامع اسلامی مقعول و منطقی و مفید است بلکه همراهی،همسویی و همکاری در تقویت و عملی و واقعی شدن این روند وظیفهٔ هر مسلمان است اما وجود،حضور و فعالیت گروههای مانند گروه قومی و تروریستی طالبان و جبهالنصره و القاعده و داعش دیگر گروههای باغی و تکفیری و ویرانگر و جنایتکار مانند این ها هیچ سود و نفعی برای امت و سرزمینهای اسلامی نداشته و ندارد بلکه بیشتر به تباهی و ویرانی و عقبافتادگی مسلمانان و کشورهای مسلمان منجر میشود.
اصلی که عقل و دینالهی میپسندد به ویژه نزد عاقل مسلمان با توجه به آیهٔ مبارکه:
میانهروی بهترین رویکرد و روش است و در ادامهٔ آن میتوان دریافت که میانهروی در واقع حاکی از برگزیدن ابزار و طرقی است که از هرجومرج بازمیدارند تا مبادا فرصتی برای رقیب و یا دشمن و صعفی در بدنهٔ خود مسلمان پیش بیاید.
اما متاسفانه دردهههای اخیر که گروههایی همچون طالبان و القاعده و داعش و جبههالنصره و دیگران پیدا شده اند این بعد و رویکردمیانهروی در جوامع و کشورهای مسلمان به ویژه دراقشار تاثیرگذار جامعه مانند نخبگان و عالماندین بسیار تضعیف و کمرنگ شده و کمتر توجهی به آن در اتخاذ مواضع،سیاست ،فتواها و فعالیتهای کلی
شان میشود و نتیجهٔ این ضعف نیز برای هر انسانی که چشم برای دیدن و عقلی برای اندیشیدن دارد آشکار و روشن و پذیرفتنی نیست مگر آنکه بیمار یا دیوانه و یا همسو ،پیرو و عضو یکی از اینگروههای جنایتکار و تکفیری باشد.
وجود،حضور و فعالیت چنین گروههای جنایتکار و ویرانگری در جوامع و کشورهای اسلامی نافع نبوده بلکه محرک اصلی افراطگرایی و ویرانی و عقبماندن امت و سرزمینهای اسلامی است و برای مقابله با آن میبایست نخبگان مسلمان و عالماندینی فعالیت پیوسته و گسترده در راستای تقویت شناخت و علم جامعه نسبت به خطرات و آسیبهای این گروهها داشته باشند.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português