تقریظ دکتر دستگیر رضایی بر کتاب پروفسور،دکتر عبدالخالق لعلزاد با عنوان«پژوهشی در گسترهٔ تاریخ و جغرافیای افغانها و افغانستان» تقریظ نامه دوم
دکتر رضایی
درود جناب دکتر لعلزاد ارجمند!
در نخست، پژوهشتان که ثمرهٔ دو دهه کار پژوهشی مرتب، پیهم، روشمند و نظاممند است را به شما دانشمند و اندیشمند متعهد و سختکوش کشور خجستهباد میگویم.
انجام «پژوهشی در گسترهٔ تاریخ و جغرافیه افغانها و افغانستان» در قالب کتاب حاوی حدود ۱۳۰۰ صفحه، تهیه و استفاده از بیش از ۲۰۰ اثر، نقشه، رساله و مقاله دستاول شامل منابع داخلی (فارسی، عربی و پشتو) و منابع خارجی (انگلیسی، اروپایی و ترکی) در پژوهش، کار زمانبر، حوصلهگیر و پرهزینه است که بدون ارادهٔ نیرومند، اعتماد به نفس بالا و تلاش پیگیر، سواد اساسی، علمی و تحلیلی میسر نبود.
من به کتاب از آغاز تا پایان به گونهٔ نظری انداختم که پیشگفتار و نتیجهگیری را با دقت خواندم و منابع را که پردامنه و زمانگیر بود، با نگاه اجمالی گذر کردم. برداشت من از محتوای کتاب چنین است: شما هدف و دلیل انجام پژوهش را در پیشگفتار به روشنی بیان کردهاید که باوجود نشر صدها مقاله، رساله و کتاب در مطبوعات داخلی و خارجی افغانستان در مورد افغانها و منشأ قومی-قبیلهای آنها، اغلب این نوشتهها و پژوهشها بیطرفانه، همهجانبه (جامع) و بهویژه کرونولوژیک (براساس گاهشماری تاریخی) نبودهاند. دلیل عمده آن را از یک سو عدم رعایت روش علمی یا متدولوژی پژوهشها و عدم دسترسی به منابع/آثار و از سوی دیگر تمایلات نویسندگان، شرایط فرمایشدهندگان یا تمویلکنندگان، مسائل سیاسی یا اوضاع اجتماعی و غیره در کل بوده است.
شما از نزدیک به دو دهه مشغول نوشتن مقالات، ترجمهٔ آثار و ارائه کنفرانسها در مورد «تاریخ جعلی کشور» (افغانستان) بودید. همزمان بسیاری از خوانندگان مقالات و پژوهشهای شما، درخواست نوشتن تاریخ واقعی کشور را از شما نموده بودند. پاسخ شما این بوده که «واحد سیاسی بنام افغانستان» پیش از عبدالرحمن خان/امانالله خان در تاریخ و جغرافیه جهان وجود ندارد و تاریخهای چند «هزارساله» ساختگی و جعلی اند. اول باید پایههای این تاریخ جعلی، گویا «چند هزارساله» را روشن ساخت؛ زیرا جغرافیای این کشور در زمان عبدالرحمن خان (۱۸۸۰–۱۹۰۱) شکل گرفته و استقلال آن در زمان امانالله خان (۱۹۱۹) اعلان شده است.
تاریخهای درباری/سرکاری یکصدساله کشور حاکی از آن است که کشور افغانستان تاریخ چند هزارساله داشته، نامهای قبلی این واحد سیاسی خراسان و آریانا بوده، صفاریان، غزنویان و … شاهان افغانستان بودهاند و یا انگلیسها نام خراسان را به افغانستان تبدیل کردهاند.
شما با روش علمی کتابخانهای (توصیفی-تحلیلی) آثار پسندیده، اساسی و معتبر را تهیه و بکار بردهاید. بر اساس منابع، بیپایهبودن و یکجانبهبودن ادعاها در کتابهای فرمایشی و سرکاری را برملا ساختهاید و در پایان، نتیجهگیری را براساس دستهبندی منابع و کرونولوژیک و بیطرفانه انجام دادهاید.
حُسن دیگر کار این است که شما منابع و پژوهشتان را کامل ندانستهاید و پژوهشگران را به منابع نو و خارج از دسترس خود و منابع آینده رجعت دادهاید. این رویکرد یک روش علمی و بر پایه منطق دانش است. شما با این رویکرد از اصل «روششناسی علمی» به حیث جوهر علم پیروی کردهاید.
کتاب شما از نظر محتوا، شیوهٔ نگارش و تهیه منابع یک کار نو و ویژه میتواند باشد. به برداشت من تهیه و بدسترسگذاشتن آن هدف چند منظوره را میتواند برآورده سازد:
• نخست، پاسخ به درخواست آن عده علاقهمندانی میشود که خواهان نوشتن تاریخ واقعی «افغانستان» بودند.
• دوم، یک دانشنامه برای آن عده پشتونهایی میشود که مایل به دانستن حقایق هستند.
• سوم، آب سردی بر آتش احساسات آن عده پشتونهایی میشود که بیپایه در تلاش پوشاندن نام افغانستان بر پیشینهٔ تاریخی همه مردمان و این سرزمین هستند، به بیان دیگر میکوشند افغانستان را به عنوان یک کشور فراتر از تاریخ و جغرافیای سیاسیاش سیر بدهند.
• چهارم، خدمت به جامعهٔ غیرپشتون افغانستان میشود، بهویژه نسل جوان کنونی و آینده که خواهان دانستن حقایق و جعل تاریخ واقعی کشورشان هستند.
• پنجم، با پیشکش اسناد (آثار و منابع) بسنده و زنجیرهٔ زمانی، خلایی را که در این زمینه وجود داشت پر میکند؛ هرچند که میزان اعتبارسنجی اسناد (آثار و منابع) به دلیل متأخر بودن آفرینشگران آن از ارزشها کار آسانی نیست، اما در هر صورت میتواند جلو مغلطه و تلاش قبولاندن ادعاهای نادرست را بگیرد.
• ششم، پژوهشگران و سیاستگذاران خارجی را که در این زمینه سروکار دارند با اسناد معتبر پژوهشی روبرو میکند که بوسیلهٔ یک پژوهشگر افغانستانی انجام شده است.
باور دارم که خوانندگان پس از مطالعه این کتاب نه تنها ذهنشان در مورد واژههای «افغان» و «افغانستان» روشن میشود، بلکه به انگیزه، دلیلی و نیت جعلکاران تاریخ افغانستان و سیاسیکردن این واژهها نیز پی میبرند.
کار شما سزاوار ستودن است، چون شما بهحیث یک اندیشمند متعهد و پژوهشگر هدفمند بدون چشمداشت مادی، نزدیک به بیست سال عمر، نیرو و منابع شخصی و خانوادگیتان را هزینه کردید تا به این برآیند (نتیجه) دست یابید. به ارزیابی من تناسب هزینه و نتیجه کار پژوهشی شما از رهگذر کارآیی، اثربخشی و هدفمندی ارزشمند و مطابق بر انتظار و چشمداشت میباشد.
همینگونه شما با انجام این پژوهش توانستید دانهای را در خرمن دانش تاریخ و تحلیل تاریخ کشور بیفزایید و درب گفتمان علمی در مورد موضوعاتی را بگشایید که در فضای سیاسی کشور بحثانگیز و بحثطلب میباشد.
به باور من، پژوهش انجامشده سزاوار چاپ، نشر، پخش، نقد و استفاده میباشد. چون از مهمترین شاخصهای ارزیابی از نگاه محتوا مانند بهروز و بکر بودن، جامعیت (توجه به اهداف تعیینشده)، همخوانی محتوا با اهداف، توانایی اثرگذاری بر خواننده و مخاطب و… برخوردار است.
چشمداشت از دانشپژوهان تاریخ، کارشناسان، سیاستگران و خوانندگان میهن هم چنین میتواند باشد که ارزیابی و داوری خویش را پس از نگاه ژرف، نقادانه و بیطرفانه به اثر انجام دهند تا بر بنیادش مددی برای استدلال معتبر و منطقی در بحثها و تصمیمگیریهای سیاسی در کشور فراهم گردد.
در پایان، بهحیث کسی که با کارهای پژوهشی سروکار دارم، سزاوار یادآوری میدانم که این کتاب و پژوهشهای دیگر شما بدون کمک خانواده و دوستان ممکن شده نمیتوانند. من هزینه هنگفتی را که خانوادهٔ نویسنده متحمل میشود، آگاهم؛ بنابراین جا دارد از حوصلهمندی و تشویق آنها نیز ارجگذاری شود.
به آرزوی موفقیتهای بیشتر شما، استاد ارجمند!
دکتر دستگیر رضایی
۲۲ دسامبر ۲۰۲۳ (۱ جدی ۱۴۰۲)

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português