15 دقیقه مطالعه
فروردین ۲۰, ۱۴۰۵

فلاخِن یا پِلاخمان ،کدام‌یک درست است و چرا؟

ادبیات پارسی.png

فَلاخُن یا پلاخمان / پِلَخمان؟

اگر در شما نسبت به حوزه‌های نظامی و سیاسی و تنش‌ها و مسائل مربوط به این حوزه‌ها از سراسر جهان به ویژه خاورمیانه علاقه‌ای باشد یا نباشد فرقی نمی‌کند و در روند کشیده شدن‌تان و گوش فرا‌دادن به موضوع‌ها و بحث‌های مربوط به جنگ،تسلیحات مختلف جنگی و بحث‌های سیاسی داخلی و خارجی کشورها و جهان هیچ تاثیری نخواهد داشت زیرا با توجه به فراگیر شدن حرف‌و‌حدیث‌های اینچنینی در جوامع،دریافت موج‌های پیاپی و کلان اطلاعات در فضای‌مجازی و به دلیل تاثیرپذیری روانی از تماشا و شنیدن پیوسته‌شان به طور خودکار درگیر خواهید شد.

در هر دو حوزهٔ نظامی-تسلیحات و سیاسی شاهد ادبیات و واژه‌های ترکیبی و پیچیده‌ای خواهید که برای شما تازگی دارند به ویژه در بخش ایرانی زبان فارسی که تعامل بیشتر و گسترده‌تری با جهان و فعالیت‌ بیشتری در حوزه‌های مختلف از جمله نظامی-تسلیحات دارد،از همین هم سروکار بیشتری با ترجمه آثار،برابرسازی برای واژه‌ها و نام ابزار‌ها و تسلیحات دارد که در این نوشتار به یکی از آن‌ها که «فلاخُن‌داود»ترجمه نام نوعی سامانه‌پدافند هوایی ساخت اسرائیل است که نام انگلیسی آن «David’s Sling» یا «داوود اِسلینگ»است.

اما فلاخُن داوود و خود «فلاخُن» چیست؟
فلاخُ ابزاری است که برای پرتاب تیکه‌ای یا گلوله‌ای سنگی؟کلوخی یا فلزی به‌کار‌می‌رود،فلاخن از سه تیکهٔ متصل‌شده به هم یعنی یک تیکه پارچه به شکل مستعطیل یا مربع که دو یر آن سوراخ می‌شود و به هر سوراخ یک ریسمان یا نخ با اندازه دلخواه گره می‌خورد و تیکه سنگ روی آن پارچه قرار گرفته و سپس دو سر هر دو ریسمان گرفته و چرخانده می‌شود که هنگام چرخاندن آن پارچه که سنگ در آن قرارگرفته شبیه کاسه‌ای می‌شود و سنگ در آن محکم جای‌می‌گیرد و پس از کمی چرخاندن و تعیین هدف با معیار شخصی یکی از دو ریسمان رها شده و سنگ داخل آن تیکه پارچه مانند تیری شلیک می‌شود.
حضرت داوود در مبارزهٔ خود با جالوت از همین سلاح یا ابزار فلاخن استفاده کرد.

Img 0563

اما موضوع این نوشتار برمی‌گردد به خود واژهٔ فلاخن که در ایران رواج یافته و در عربی هم نیز وجود دارد،واژه‌ی فلاخن تغییر یافته‌ی واژهٔ پِلاخ‌مان/پِلاخمان است که در خراسان یا افغانستان امروزی همچنان به‌کار می‌رود و شکل درست و اصلی هم همین واژهٔ پلاخمان است و نه فلاخن.

چرا پِلاخمان درست است و نه فلاخُن؟
واژهٔ پلاخمان از دو بخش پِلاخ و مان ساخته‌شده است که پِلاخ یعنی تیکه‌ای که شکل و حالت فیزیکی دارد مثلا وقتی لیوانی یا تیکه کلوخ و سنگی یا به صورت کلی جسمی تیکه‌تیکه می‌شود در خراسان یا افغانستان کنونی به این نوع شکستن پِلاخ‌پِلاخ‌شدن یا اگر با لهجه گفته شود پِلَخ‌پِلَخ‌شدن گفته می‌شود و هر تیکه را نیز پلاخ یا پِلَخ می‌گویند.

Img 0562 3

اما چرا پلاخمان نامیده شده؟
پلاخ که نام همان تیکه جسم سختی مانند سنگ،کلوخ،فلز یا هر چیز دیگری است که برای شلیک یا پرتاب استفاده می‌شود اما «مان»از فعل ماندن می‌آید که معنی‌های متعددی دارد از جمله :
۱-ماندن یعنی ساکن شدن،سکونت گزیدن در یک جا


۲-وفا کردن به چیزی،کسی یا عهدی که در فارسی می‌گوییم وفادار ماندن که منظور بُعد ذهنی-سوبژکتیو است.


۳-ماندن یعنی گذاشتن،مثلا وقتی می‌گوییم این لیوان را بگذار داخل کابینت می‌توان در عوض این گفت این لیوان را داخل کابینت بمان که این حالت در ادبیات معیار و روزمره مردمانی که با لهجه کابلی یا لهجه تاجیکستانی صحبت می‌کنند شنیده می‌شود.


۴-ماندن به معنای اجازه دادن که باز هم در ادبیات معیار و روزمره مردمانی که با لهجه کابلی و تاجیکستانی صحبت می‌کنند شنیده می‌شود.

۵-ماندن یعنی شبیه بودن یا شباهت داشتن

اما «مان»در واژهٔ پلاخمان به معنای جایگاه و ناحیه‌ای از این ابزار اشاره دارد که پلاخ یا تیکه سنگ در آن قرار دارد یا گذاشته می‌شود،پس مان در اینجا معنی جایی یا ناحیه و ظرفی که در آن چیزی جای می‌گیرد که یکی از معانی آن است.

برای نزدیکی‌ذهنی مثال کم‌کاربرد اما قابل فهم برای افرادی که در بخشی ایرانی زبان فارسی را یاد گرفته اند و این واژه به صورت عمومی دررمیان همهٔ فارسی‌زبانان رایج است و فهم مشتابه از لن دارند واژهٔ «سنگ‌لاخ»است که از دو بخش سنگ و لاخ ساخته شده که همان معنای تیکه‌سنگ را می‌دهد با فرق این‌که لاخ در اینجا فاقد نویسهٔ «پ» است که در زبان و ادبیات فارسی حالتی معمول از حذف یک نویسه و واگ در واژه‌های ترکیبی است و نویسهٔ «پ» از آن دستهدنپیسه‌هایی است که در زبان پارسی در برهی جاها در اول واژه‌ها افزوده می‌شوند و نامی یا فعلی می‌سازند.

اما چرا در زبان و ادبیات معیار یا رواج یافته در ایران تز واژهٔ «فلاخُن یا فلاخِن»استفاده می‌شود و نه پِلاخمان؟
دو دلیل می‌تواند سرآمد همهٔ دلیل‌هایی باشد آورده می‌شود و همچنین معمولا در ایران رایج اند
۱-چون واژهٔ فلاخن در زبان عربی نیز وجود دارد و مانند روند رایجی که بسیاری از واژه‌های فارسی پس از معرب یا عربیزه شدن به ایران و ابیات معیار فارسی در آن بازگشته اند این واژه هم همین روند را پیموده.

۲-در ایران به دلیل دوری از لهجه‌های خراسانی و قالب و عادت‌های زبانی همیشه ساده‌سازی لفظی واژه‌ها در خیلی از واژه‌ها صورت گرفته و همیشه کوشیده می‌شود حالتی یا نسخه‌ یا برابری از برخی واژه‌ها در به طور کفتاری و نوشتاری رواج یابد که در تلفظ آسان و ساده اند مثلا همین واژهٔ پلاخمان را ممکن است یک شخصی که در ایران فارسی را یادگرفته بشناسد و بارها در چند دقیقه بشوند اما بازهم به دلیل آن قاعدهٔ نانوشته ولی ذهنی تلاش در ساده‌سازی آن کند و جوری تلفظ کند که ساده‌تر و آسان‌تر است برایش.

پس پلاخمان اصل واژهٔ فلاخن است و ریشه‌ای کاملا فارسی و بومی-خراسانی دارد که هر فرد فارسی‌زبان بیرون از ایران همین نام یعنی پلاخمان را برای این ابزار پرتاب یا شلیک سنگ به‌کار می‌برد.

ستون‌نویسان

دسته ها

آخرین ها از برگه

خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português