48 دقیقه مطالعه
فروردین ۷, ۱۴۰۵

تاریخ و جغرافیای افغان‌ها و افغانستان،بخش ۱-

img 0419.jpg

پژوهشی در گستره تاریخ و جغرافیاى افغان‌ها و افغانستان.نویسنده پروفیسور دکتر عبدالخالق لعلزاد.

لندن ماه می سال دو هزار و بیست و چهار میلادی.

پیش گفتارما: در بساموار حقیقت را نمی‌دانیم اما یگانه وسیله‌ای که ما را به آن نزدیک‌تر می‌کند، کشف و افشای دروغ‌هاست.

درآمدی بر موضوع.تا کنون صدها مقاله، رساله و کتاب در مطبوعات داخل و خارج افغانستان درباره افغان‌ها یا پشتون‌ها و منشأ قومی و قبیله‌ای آنها به نشر رسیده است.اما بیشتر این نوشته‌ها و پژوهش‌ها بی‌طرفانه، امجانبه و به ویژه کرونولوژیک و بر پایه گاه‌شماری تاریخی نبوده‌اند.

دلایل عمده آن از یک سو شاید عدم رعایت روش‌های علمی یا متدولوژی پژوهش و عدم دسترسی به منابع و آثار و سوی دیگر تمایلات نویسندگان و فرمایش دهندگان و تمویل کنندگان، مسائل سیاسی و اوضاع اجتماعی و مانند آن در مجموع بوده است.

از حدود دو دهه که مشغول نوشتن مقالات، ترجمه آثار و ارائه کنفرانس‌ها در زمینه تاریخ جعلی کشور افغانستان بوده‌ام، دوستان زیادی پرسیده‌اند که چرا تاریخ راستین کشور را نمی‌نویسم.پاسخ من این بوده است که واحد سیاسی به نام افغانستان پیش از عبدالرحمن 

 در تاریخ و جغرافیاى جهان وجود ندارد.

اما برای آن تاریخی چند هزار ساله ساخته‌اند.اول باید پایه‌های این تاریخ جعلی گویا چند هزار ساله را روشن و آشکار ساخت.زیرا جغرافیاى این کشور در زمان عبدالرحمن شکل گرفته و استقلال آن در زمان امانالله سال ۱۹۱۹ اعلان شده است.

مانند بنگلادش، تاجیکستان، ازبکستان و غیره که جغرافیاى سیاسی کشورهایشان مدت‌ها پیش از استقلالشان شکل گرفته بود.معمول این است که ایجاد کشورها را نه از شکل‌گیری جغرافیاى آنها بلکه از تاریخ تولد یا روز استقلالشان جشن می‌گیرند.

چنان که اگر دو جنگ انگلیس با پارس به خاطر محاصره هرات نمی‌بود، امروز هرات و یا افغانستان وجود نمی‌داشت.اگر فیصله انگلیس در مرزبندی سال ۱۸۷۲ در سیستان نمی‌بود، نیمروز و هلمند شامل افغانستان نمی‌شد.اگر توافق سال‌های ۱۸۷۲ و ۷۳ بریتانیا و روسیه در مورد تعیین آمو به عنوان مرز افغانستان، یعنی حوزه نفوذ بریتانیا و روسیه نمی‌بود، امروز شمال هندوکش شامل افغانستان نبود.

مرزهای شرق و جنوب به شمول واخان و کافرستان نیز هدیه بریتانیا است.تاریخ‌های درباره یک صد ساله در کشور گواه بر آن است که کشور افغانستان تاریخ چند هزار ساله داشته.نام‌های پیشین این واحد سیاسی یعنی خراسان و افغانستان و طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان و دیگران شاهان افغانستان بوده‌اند و یا انگلیس‌ها نام خراسان را به افغانستان تبدیل کرده‌اند.

پیش از پاسخ به این پرسش‌ها لازم است به درک مفاهیم تاریخی و جغرافیاى منطقه به ویژه نام‌های خراسان، کابل، تاتارستان یا ترکستان و افغان و افغانستان و گستره آنها در سده‌های هفده الی بیست دقت شود.یک نگاه ساده به واژه افغان و افغانستان در نقشه‌های اروپایی در این سده‌ها نشان می‌دهد که کوه‌های به نام افغان در جریان زمان افغانستان نامیده شده.

سپس این نام به جنوب سوى کابل دربرگیرنده پیشاور و قندهار و کابل بزرگ دربرگیرنده هرات گسترش یافته، بعد جانشین کابل بزرگ شده است که شمال هندوکش شامل آن نیست و در آخر با اعلان استقلال در سال ۱۹۱۹ نام عمومی کشور شده است.

در نقشه‌ها قلمرو افغان یا افغانستان، کابل و گستره آنها از ۱۶۵۲ تا ۱۹۲۲ نشان داده شده است که در واقعیت تغییر نام سوى کابل و کابل بزرگ به افغانستان در سده نوزده صورت گرفته است.برای اثبات این موضوع شاید بسنده باشد به آثار و نقشه‌های کسانی مراجعه شود که در سده‌های هجده و نوزده در داخل یا محدوده افغانستان کنونی سفر کرده‌اند.

به ویژه فوستر، ملکم، الفینستون، میرضاتالله، مورکرافت، کانولی، برنسلال، ماسون، فیریر و بیلیو.بر اساس کهن‌ترین نقشه‌ها بار نخست واژه افغان یا پتان در سال ۱۶۵۲ و واژه افغانستان در سال ۱۷۷۹ در جنوب شرق قندهار دیده می‌شود.

این نام گستره در اواخر سده هجده و نیمه اول سده نوزده اول در جنوب سوى کابل، مثلث پیشاور، کابل و قندهار و سپس در جنوب کابل بزرگ، مثلث کابل، قندهار و هرات نشان داده شده استاما در نیمه دوم سده ۱۹، نام افغانستان اول جانشین نام کابل بزرگ و سرانجام پس از اعلان استقلال در اوایل سده بیست، نام عمومی کشور شده است.

سایر اسناد تاریخی نیز مؤید این ادعاهاست.از جمله صدها نقشه موجود در تارنامه های دیوید رمزی و کتابخانه کنگره که سال چاپ نقشه ها بر روی آنها دیده میشود.این نقشه ها را میتوان با کیفیت بالا در آن تارنامه ها مشاهده و دانلود کرد.

افزون بر آنچه نقشه ها به ما نشان میدهند، مفاهیم و مقوله‌های دولت و ملت و کشور و مرز که حالا به آنها عادت کرده‌ایم، از نگاه تاریخی در سده ۱۹ به وجود آمده‌اند و تعیین مرزهای افغانستان به عنوان کشور یکی از نخستین‌ها است.

در حالی که قلمرو افغانستان کنونی در درازای دو هزار و پانصد سال هرگز نام واحدی نداشته، در واقع بخشی از دولت‌های بزرگ و کوچکی بوده که در زیر اداره یک یا چند امپراتوری کوچک و بزرگ قرار داشته و یا بخش‌هایی از آن به ویژه مناطق کوهستانی قسمتاً مستقل بوده است.

به گونه مثال پیش از ورود انگلیس‌ها و روس‌ها به منطقه، امپراتوری‌های بزرگ چین، هند، تاتار یا ترکستان، پارس و عثمانی در آسیا وجود داشتند که بخش‌هایی از افغانستان کنونی مربوط به امپراتوری‌های هند، پارس و تاتار یا ترکستان بوده و گهگاهی دست‌به‌دست شده است.

نقشه های آسیا در سالهای ۱۶۵۲، ۱۷۳۹ و ۱۸۰۱ نمونه‌های جغرافیای قلمروهای ما در آن سده‌ها است.سرنوشت تاریخی یعنی ظهور، تغییر و زوال پدیده‌ها شامل همه امپراتوری‌ها در دو هزار و پانصد سال گذشته نیز بوده است که در جریان آن نام خانوادگی یا قبیله‌ای امپراتوری‌ها همچون هخامنشیان، سلوکیان، پارتیان، اشکانیان، ساسانیان، کوشانیان، هفتالیان، امویان، عباسیان، طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، غوریان، چنگزیان، آل کورت، تیموریان، صفویان، مغولان، شیبانیان، غلجیان، ابدالیان و غیره، قلمروها و مراکز آنها همچون شوش، پاسارگاد، نیسا، تیسبون، نیشابور، زرنج، بخارا، غزنی، اصفهان، مرو، اورگن، فیروزکوه، سمرقند، هرات، قندهار، کابل، دهلی، Lahore و غیره تغییر نموده، در کنار یکدیگر قرار داشته و یا جانشین یکدیگر شده‌اند.

گرچه نام پارس یا ایران در مقاطعی از تاریخ شامل گستره بزرگی از رود هندو تا سیحون و فرات و خراسان نام سرزمین‌های شرق آن بوده و شمار زیادی از دودمان‌های یاد شده به نام امپراتوران یا شاهان ایران و خراسان نامیده شده‌اند.

اما امروز در همان گستره، ده‌ها کشور مستقل به وجود آمده است.یا وقتی بزرگانی چون رودکی، بیرونی، فردوسی، ابن سینا، سنایی، فارابی، رازی، نظامی گنجوی، مولوی، حافظ و دیگران در گستره آسیای مرکزی تا هند، پارس و آناتولی آزادانه سفر و زندگی می‌کردند، هیچ یک از کشورها یا مرزهای امروزی وجود نداشتند.

بنابراین امپراتوری‌ها و بزرگان آنها باید افتخارات مشترک همه کشورها، اقوام و باشندگان کنونی آنها به شمار روند.مسائل بالا به گونه دیگری نیز مطرح می‌شوند که به گونه مثال نام پیشین کشورهای کنونی ایران، افغانستان، پاکستان، ازبکستان و غیره چه بوده است؟ پاسخ درست این خواهد بود که این مرز یا کشورها در سده‌های ۱۹ و ۲۰ ایجاد شده و قلمرو کنونی آنها بخش‌هایی از امپراتوری‌های یاد شده بودند.

برخی از این نام‌ها با مفهوم و گستره متفاوت، بسیار کهن بوده و برخی کاملاً جدیدند.به گونه مثال، گستره پارس یا ایران بزرگ و امپراتوری ساسانی به محدوده ایران کنونی کاهش یافته است.نام خراسان بزرگ در نام یک استان کوچک در شمال شرق ایران زنده مانده است.

نام ولایت کوچک افغانستان از نوار کوه‌های سلیمان به کشور افغانستان کنونی گسترش یافته است.نام تاتارستان یا ترکستان از بین رفته و نام‌های پاکستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان کاملاً جدیدند.پیش از ایجاد کشور افغانستان در زمان عبدالرحمن خان در طول سده ۱۹، چندین حکومت قسمتاً مستقل یا تابعه همسایگان در کابل، قندهار، هرات و شمال هندو کوش وجود داشتند.

یا مناطقی مانند کافرستان یا نورستان، پامیرها، دروازه‌ها و غیره مناطق کوهستانی، امرای حاکمان و شاهان مستقل خود را داشتند که تا زمان عبدالرحمن تابعه هیچ حاکمیت غیر خدی نبودند.محدوده افغانستان کنونی در سالهای ۱۷۵۰ الی ۱۸۰۰ بخشی از امپراتوری دورانی با مرکزیت قندهار و کابل بود که گستره آن از دهلی تا مشهد و آمو گسترش داشت.

در سالهای ۱۵۰۰ الی ۱۷۵۰ در بین امپراتوری‌های صفویان پارس، مغولان هند و ازبکان آسیای میانه تقسیم شده بود یا شهرهایی مانند قندهار در بین صفویان و مغولان چندین بار دست‌به‌دست شد.پیش از آن بخشی از گستره امپراتوری تیموری با مرکزیت سمرقند و هرات بود.

یعنی چنین سرنوشت یا سیر تاریخی، یعنی ظهور، تغییر و زوال در مورد پاکستان، ازبکستان، عراق و غیره کشورها و تا در مورد نام‌های مناطق کوچک و بزرگ نیز صدق می‌کند.بنابراین کسانی که برای کشورهای جدید تاریخ‌های چند هزار ساله می‌سازند یا میراث امپراتوری‌های کهن یا شخصیت‌های بزرگ را مال یک کشور یا قوم خاص امروزی می‌دانند، کاملاً در اشتباه‌اند.

زیرا تاریخ‌های بیش از سده نوزده، نه تاریخ مرز یا کشورها به مفهوم امروزی، بلکه تاریخ امپراتوری یا شاهین شاهی‌های بزرگ و سرزمین یا خان‌های کوچک مستقل و نیمه مستقل بوده است که امروز در گستره آنها ده‌ها کشور یا دولت جدید با مرزهای معین به وجود آمده‌اند.

عمده‌ترین شاخص وابستگی یا استقلال در آن دوران‌ها، پرداخت یا عدم پرداخت خراج به گونه نقدی، جنسی و نیروی جنگی بوده است.به سخن دیگر، تاریخ مرز یا کشورها را که در سده نوزده و بیست به وجود آمده‌اند و دارای خطوط یا نشانه‌ها بر روی نقشه یا زمین‌اند، نباید با تاریخ اقوام، خانواده یا قبیله‌ها، سرزمین‌ها و امپراتوری‌ها که تاریخ چندین سده و هزاره دارند و دارای سرحدات طبیعی مانند کوه‌ها، دریاها، دشت‌ها، جنگل‌ها و غیره بودند، مخلوط کرد.

بررسی سایر آثار، منابع و نقشه‌ها به ویژه در مورد نام‌ها و قلمرو افغان‌ها و افغانستان که در بخش یافته‌ها، تحلیل و ارزیابی و نتیجه‌گیری ارائه شده‌اند، گفته‌های بالا و یافته‌های نقشه‌ها را تایید می‌کنند.

بنابراین تصمیم گرفتم تا منابع دست اول و معتبر پسا اسلامی را گردآوری کنم که مطالب مهم و روشن در مورد منشا، محل زندگی، چگونگی گسترش افغان‌ها، به قدرت رسیدن قبایل منسوب به آنها، یعنی لودیا و سوری‌ها در دهلی و غلجی و ابدالی‌ها در قندهار و تاریخ جغرافیای افغانستان دارند.

زیرا آنچه در مورد ذکر واژه افغان یا مشابه آن در برخی منابع پیشا اسلامی ادعا می‌شود، به غیر از شباهت‌های واژگانی آوایی، هیچ گونه اطلاعات اضافی در مورد آنها نمی‌دهند.مانند واژه‌های آبگان یا آپگان در کتیبه‌های ساسانی، اشواکا یا اشواکایانا در سانسکریت، آواگانه در نوشته‌های وراها محیرا ستاره شناس هندی، آپوکین یا ابوجان در سفرنامه ظاهری چینایی و غیره.

یا وقتی ادعا می‌شود که آریانا کلمه‌ی پشتو است و یا پشتون‌ها دو نیم هزار سال قبل در بلخ حاکمیت دولتی داشته‌اند، غرقشت یا گرشاسپ شاید آن وقت بوده یا اسپند تمان زردشت رهنمایی فکری و معنوی مردم خود را داشت، اینها هیچ گونه بنیاد علمی برای این ادعاها ندارند.

با آن هم بر بنیاد تاریخ اغوان‌ها از موسیس داسخورانسی که آن را در سال دو هزار و بیست برگردان و به نشر رساندم و یگانه اثر پیشا اسلامی و باقی‌مانده از اغوان‌های کوه‌های قفقاز به زبان ارمنی است، در کنار تاریخ ارمنیان از مؤرخ اواخر سده پنجم میلادی که واژه‌های اغوان، اغوانک و اغو را در کوه‌های قفقاز استفاده کرده، منشأ قبایل افغان یا اغوان کوه‌های سلیمان شاید همین اغوان‌های کوه‌های قفقاز باشند.

زیرا محتوای این رساله با روایت تاریخی هیرودت در مورد ذکر اقوام پاکتی یا پاکتیکه هم در ارمنستان و کوه‌های قفقاز و هم در جوار رود سند، یعنی کوه‌های سلیمان و سایر روایت‌های اروپایی درباره رسوم افغان‌ها و منشأ تاتاری و ارمنی آنها قابل تأمل و بررسی است که باید مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.

در حالی که کسانی تلاش کرده‌اند تا واژه پشتو و پشتون را که پیشینه‌ای حدود چهارصد سال دارد با واژه پکتیویس یا پکتیکی هیرودت پیوند دهند که حدود دو هزار و پانصد سال پیش هم در ساتراپی ارمنیان ارمنستان و هم در جوار رود سند نزدیک ساتراپ ذکر شده که از یکصد هزاران میل با هم فاصله دارند و از سوی دیگر با هیچ یک از مدارک مستند مانند کتیبه‌های بی ستون تخت جمشید و نقش رستم سازگاری ندارند.

در هر صورت ذکر یا عدم ذکر واژه افغان یا پشتون در منابع پیشا اسلامی هیچ تغییری در محتوای این پژوهش وارد نمی‌کند.در جمع‌آوری منابع از میان آثار صده‌های نوزده و بیست که تعداد آنها بی‌شمار و اکثر تکرار مکررات یا تاریخ‌سازی برای یک قوم افغان یا پشتون است، تنها منابع گلچین شده‌اند که دلایل ارزشمند، عرف‌های نو یا ماهیت پژوهشی دارند.

شاید یادآوری است که بازنویسی برخی مطالب مهم با نسخه‌های موجود در زبان‌های دیگر نیز تطبیق داده شده‌اند.همچنان اساس کار در این اثر بر تاریخ میلادی بوده، سال‌های هجری متن نیز به میلادی برگردان شده.متن‌های انگلیسی و پشتو که منابع این کتاب واقع شده‌اند، ترجمه آنها توسط نویسنده صورت گرفته است.

متن ترکی چلوی بدون ترجمه بوده است اما مفهوم آن قابل فهم است.سزاوار یادآوری است که این پژوهش به گونه‌ی تاریخ‌نگاری‌های رسمی و یا مقالات دانشگاهی که با آنها آشنا هستیم نگاشته نشده است که شاید تا حدی شگفت‌انگیز و نامعمول به نظر برسد.

بلکه به عنوان یک روش تازه پژوهشی عمدتاً شامل چهار بخش، فهرست تاریخی منابع، بازنویسی مطالب مهم، یافته‌ها، تحلیل و ارزیابی و نتیجه‌گیری است.یعنی پس از گردآوری منابع و مطالب جرف آنها، همه منابع با ذکر نام اثر، مؤلف و سال نگارش یا نشر آنها به گونه تاریخی و کرونولوژیک فهرست شده‌اند.

سپس اساری و مطالب آنها در مورد افغان و افغانستان بازنویسی شده‌اند تا زمینه‌ی مطالعه، تحلیل و داوری آزاد برای دیگران نیز فراهم شود.پس از بازنویسی مطالب مهم به تحلیل و ارزیابی یافته‌ها نیز پرداخته شده است.

در بخش یافته‌ها، تحلیل و ارزیابی منابع مورد بررسی با نظرداشت نخستین کاربرد واژه‌های افغان و افغانستان، ذکر نخستین قبایل افغان، گستره آنها، شجره‌سازی، به قدرت رسیدن قبایل افغان و ایجاد کشور افغانستان به هشت دوره تقسیم شده است.

پس از استخراج اساری آنها نتیجه‌گیری‌هایی در مورد تاریخ افغان و افغانستان صورت گرفته است که تقریباً شناسنامه‌ی کامل افغان‌ها و افغانستان را میسر می‌سازد.اما اگر مطالب این پژوهش مانند خاستگاه افغان‌ها، گسترش قبایل آنها، منشأ لودی‌ها و سوری‌ها، خاستگاه غلجی یا غلزایی‌ها و ابدالی‌ها و نقش آنها در برافتادن صفویان یا نقش قندهار در بین صفویان و مغولان، گفتمان خراسان و افغانستان و غیره به گونه‌ای کامل مورد استفاده‌ی دانشجویان و پژوهشگران قرار گیرد، کار مقدماتی زیادی برای یک یا چند رساله‌ی پژوهشی، ماستری و دکترا فراهم شده است.

چون مشکل‌ترین بخش یک تحقیق یا پژوهش پس از پذیرش آن، دریافت منابع معتبر، مطالعه یا بازنویسی مطالب مهم و تجزیه و تحلیل آنهاست که قسمتاً در این اثر داده شده است.با آنکه تکای اصلی این پژوهش روی منابع دست اول و معتبر بوده، منابع زیادی جمع‌آوری شده که همه روایت‌ها مستقیماً از آنها گرفته شده است و هیچ نقل قولی از ماخذ ثانوی وجود ندارد.

با آن هم با اطمینان کامل گفته می‌توانم که در کنار انبوهی از منابع نشرناشده، صدها اثر دست نخورده و کهن در آرشیوها و کتابخانه‌های جهان وجود دارند که امکان دسترسی به آنها میسر نبوده و هر سال ده‌ها اثر پژوهشی جدید در مورد تاریخ، مردم و سرزمین‌های ما به نشر می‌رسند که باید به سوی دانشکده‌ها، پژوهشکده‌ها یا اتاق‌های فکر ویژه جمع‌آوری و ترجمه شوند.

که دردمندانه تاکنون چنین نهادهایی در داخل یا خارج کشور وجود ندارند.بنابراین از دوستان ارجمند تقاضا می‌شود اگر چنین آثار کهن، اسناد نشرناشده یا پژوهش‌های جدیدی درباره منشأ افغان‌ها و افغانستان سراغ داشته باشند که در این پژوهش نیامده باشد که به گمان تعداد آنها کم نیست و یا موضوع مهمی از این منابع بازنویسی نشده باشد، در جریان بگذارند تا در چاپ‌های بعدی در نظر گرفته شود.

منابع این پژوهش که به گونه تاریخی فهرست شده‌اند بر اساس تاریخ نگارش و یا نشر آنهاست که در بسیاری موارد به ویژه منابع کهن با هم تطابق ندارند و یا تخمینی‌اند.منابع این پژوهش که به گونه تاریخی فهرست شده‌اند بر اساس تاریخ نگارش و یا نشر آنهاست که در بسیاری موارد به ویژه منابع کهن با هم تطابق ندارند و یا تخمینی‌اند.

زیرا یا تاریخ دقیق نگارش آنها و تا نویسندگان آنها معلوم نیست و یا تاریخ‌های متفاوتی برای نگارش و نشر آنها ذکر شده است.به گونه مثال سفر فوستر از طریق کابل در سال ۱۷۸۳ صورت گرفته است اما سفرنامه‌اش در سال ۱۷۹۸ نشر شده است.

برای سهولت موضوعات در این بررسی و کثرت آنها، منابع به دو بخش بزرگ، منابع داخلی شامل پارسی، عربی و پشتو و منابع خارجی شامل انگلیسی، اروپایی و ترکی تقسیم گردیده‌اند و روی واژه‌های خلت، خراسان، افغان به ویژه غلجی یا غلزایی و ابدالی و دورانی و افغانستان که با هم ارتباط تنگاتنگ دارند تمرکز شده است.

شایان یادآوری است که این اثر رهاورده دست‌کم دو دهه مطالعه، تالیف، ترجمه و پژوهش در مسائل تاریخی و سیاسی کشور و منطقه است که بخش‌هایی از آن در مقالات، کنفرانس‌ها و سمینارهای گوناگون ارائه شده‌اند.برخی از آنها در لندن، کابل، دوشنبه و تهران چاپ شده‌اند.

اما PDF تمام آنها در تارنماهای مختلف به گونه رایگان در دسترس دوستان و علاقه‌مندان قرار داده شده‌اند.امیدوارم این پژوهش به عنوان گام کوچک دیگری در راستای روشن شدن تاریخ واقعی و مستند افغان‌ها و افغانستان، تغییر نام‌ها در جریان سده ۱۹، مزبندی در زمان عبدالرحمن و اعلان استقلال در زمان امان الله پنداشته شود.

لعلزاد، لندن، ۲۷ اپریل سال ۲۰۲۴.

ستون‌نویسان

دسته ها

Don't Miss

img 0419 1.jpg

تاریخ و جغرافیای افغان‌ها و افغانستان،بخش ۲

بخش اول منابع داخلی شامل پارسی، عربی و پشتو.شماره اول از کتاب
img 0378.png

افغانستان،سیاست مداخله‌جویانه،عوامل و مجراهای امکان دهندهٔ آن

مداخلهٔ دیگر کشور‌ها در امور داخلی و خارجی هر کشوری و تلاش
خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português