ایران باید راهی برای خروج آمریکا از منطقه یا جنگ بسازد
روز دوازدهم جنگ در منطقه غرب آسیا که با حمله غافلگیرانه و غیرقانونی آمریکا و اسرائیل در حین مذاکرات ایران با آمریکا انجامگرفت نیز سپری شد.حملهای که از لحاظ قوانین بینالملل،
قوانین اساسی آمریکا که مجوز آغاز جنگ توسط ارتش آمریکا را علیه دولتی،گروهی یا کشوری صادر میکند و حتی استدلال «تهدید امنیتی»که باعث میشود کشورها به دلیل وجود واقعی آن حمله غافلگیرانه و پیشدستانه انجام دهند باطل است و نوعی تجاوز آشکار و چندگانه محسوب میشود.
۱-تجاوز به خاک،ملت و حاکمیت یک کشور مستقل که بر اساس تمام اسناد و گزارشهای امنیتی آمریکایی و دیگر منابع هیچ نوع تهدیدامنیتی برای ایالاتمتحده نداشته و با در تکاپوی ایجاد آن نبوده.
۲-تجاوز به قوانین اساسی و روندهای اداری و نهادی که الزامی اند پیش از آغاز یک جنگ یا حمله با این گستردگی علیه هدفی(دولتی،گروهی،کشوری) انجام شود و مجوز رسمی نهادهای مختلف مربوطه و مسئول را کشب کند.
۳-تجاوز به قوانین و حقوق بینالمللی که در خصوص رعایت حقوق و ملزمات پیش از آغاز حمله یا جنگ علیه دولتی،گروهی و کشوری توسط تمام کشورهای عضو سازمانملل از جمله ایالاتمتحده طراحی و تایید شده اند.
۴-تجاوز به اصول و قواعد جنگی،اصولی که در هنگام جنگ میبایست رعایت شوند تا آسیب به غیرنظامیان(زنان،کودکان،سالخوردگان،اماکن عمومی و زیرساختهای غیرنظامی عمومی،آثار تاریخی و فرهنگی،محیطزیست و دیگر موارد…
چنانچه یادآوری شد دوازده روز از این جنگ و تجاوز میگذرد و واکنش ایران به این تجاوز را میتوان در کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس مشاهده کرد و گستره و نوع آن را با مطالهٔ موجهای شلیک موشکهای سبک و سنگین به نقاط و سازههای نظامی و اقتصادی مربوط آمریکا و اسرائیل میتوان محاسبه کرد.
به گفتهٔ اکثر کارشناسان حوزههای مختلف از جمله ژئوپلیتیک،ژئواکونومیک و نظامی آمریکا و اسرائیل در محاسبات خود خطاهای بسیار و ژرفی کرده اند و اکنون تا حدودی دچار تلفات،شکست در رسیدن به اهداف ازپیش تعیینشده و متحمل فشار اقتصادی،سیاسی و نظامی شده اند که عنوان «تنگنایوجودی » را میتوان برایش انتخاب کرد.
از سویی ظاهر این جنگ تصویری ارائه میدهد و یا حداقل به ذهن خطور میسازد که اگر توان موشکی و پهپادی ایران تضعیف نشود و ابتکاری از شوی آمریکا و اسرائیل صورت نگیرد احتمال شکست میدانی و خروج کلی آمریکا از منطقهٔ غربآسیا و تضعیف جدی اسرائیل بالا میرود و در ادامهٔ روزهای آینده به واقعیت تبدیل میشود.
اما در میدان اگر آمریکا و اسرائیل دچار شوک و واکنش سخت و سنگین ایران شده و عملا ناتوان از رهگیری و سرنگونی موشکها و پهپادهای ایرانی و دفاع از منافع خود در منطقهاند شدهاند ولی در حوزهٔ رسانه و تبلیغات به دلیل گستردگی و چیرگیای که در آن دارند همچنان توانستهاند ضعفها،خطاهایمحاسباتی نسبت به ایران و توان نظامی و واکنشاش،فشارهای اقتصادی و سیاسی را تقریبا مخدوش کنند و قیمت نفت که با قانونگذاری منع رفتوآمد که از سوی ایران به بیشار ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده بود با همین شگردهای تبلیغاتی و سخن گفتن از پایان جنگ و یا تضعیف توان نظامی ایران و دستیابی به بیشتر اهداف مورد نظر تحتتاثیر قرار داده و به ۸۵ تا ۹۰ دلار کاهش دادند که بلافاصله با تکذیب مقامات ایرانی دوباره افزایش یافت.
اما مسئلهٔ اصلی و پرسش و نگرانی برانگیز این جنگ این است که اگر تحلیل و کارشناسی کارشناسان و دانشمندانی که در خصوص این جنگ ارائه داده را بپذیریم،یعنی اگر بپذیریم که خطاهای محاسباتی آمریکا و اسرائیل نسبت به کشور ایران(جمهوریاسلامی،توان نظامی،مردم )و واکنش آن زیاد بوده اند و همین امر باعث شده به بسیاری از هدفهای خود دستنیابند و همچنین تضعیف توان موشکی و پهپادی ایران برایشان میسر و یا ممکن نباشد و نیست و همچنان با فرسایشی شدن جنگ از توسط ایران و ضربههای متعدد که موجهای موشکی ایران و فشارهای سیاسی،اقتصادی و عمومی که به آمریکا و اسرائیل وارد میشود،در چنین حالتی که یک حالت بسیار ناخوشایند و منفی برای آمریکا و اسرائیل است چه خواهند کرد تا ورق را برگردانند،به چند موفقیت عینی برسند و یا در بهترین حالت ایران را شکست کامل و دهند؟!
چه چیزی باید اتفاق بیفتد؟چه سلاح و راهبردی باید اعمال شود تا توان موشکی و پهپادی ایران تضعیف یا نابود شود،جامعه از شور و حضور در خیابان خسته شود و بترسد؟
آیا ممکن است اسرائیل یا حتی آمریکا دست به استفاده از بمبهای اتمیتاکتیکی در برخی مناطق کم جمعیت و یا کویری ایران بزنند تا روحیهٔ نظامیان،دولت و مردم تضعیف شود و وادار به عقبنشینی و حاضر با پایان دادن به جنگ و مذاکره و پذیرش شروط آمریکا و اسرائیل شوند؟
چنین گزینه و تصوری احتمالا پیشاپیش در ذهن و محاسبات جمهوریاسلامیایران و نظامیان آن خطور کرده است و ممکن است پاسخ و برنامهای در صورت بهواقعیت پیوستن آن داشته باشند اما این پاسخ چه میتواند باشد،آیا مقابلهبهمثل است یا سناریویی دیگر که دور از ذهن و تصور کنونی ما است؟!
این مرحله از جنگ که آمریکا و اسرائیل در دفاع ازدخود،متحدان عربی،پایگاههاینظامی و سازهها-منافع اقتصادی در منطقه و تضعیف توان موشکی و پهپادی ایران،ایجاد آشوب در داخل توسط بخشی از مردم،همکاری بخشهایی از نظامیان و موارد زیاد دیگر ناموفق بوده و تا حدودی شکست مقطعی خوردهاند،در واقع نقطهای کور و تاریک است که نگرانیبرانگیز است و احتمال استفاده از بمبهای نامتعارف مانند بمبهای تاکتیکی اتمی را تبدیل به گزینهای ملموس و نزدیک به ذهن میکند.
جمهوری اسلامی ایران با توجه به تحلیلها و نظرات کارشناسان بسیاری تا اینجای کار که روز دوازدهم این جنگ است خوب و موفق عمل کرده و رفتاری در قامت یک کشور و نظام قوی و مقتدر از خود نشان داده است که نهتنها توان دفاع از کیان خود را دارد بلکه توان تهاجم و واردکردن ضربات بسیار سنگین به دشمن را نیز دارد و همین موضوع باعث شده آمریکا و اسرائیل تا حدودی دچار افت ابهت و هیمنهٔ قدرت و اقتداری که درجهان دارند شوند،دقیقا این به این معناست که ایران اگر میخواهد آن گزینهٔ استفاده از بمبهای تاکتیکی اتمی توسط اسرائیل یا آمریکا در مناطق کم جمعیت یا کویری ایران به واقعیت تبدیل نشود و با با بمبارانهای کور و بیمهابای این دو کشور کلنگی نشود باید جایگاه و شأن جهانی آمریکا را لحاظ کند و هر چه زودتر در کنار این که استراتژی و اهداف خود را دنبال میکند باید راه خروجی برای آمریکا طراحی کند،راهی که شأن ظاهری آن را حفظ کند و همزمان او را وادار خروج از همین راه کند.
طراحی راه خروجی برای بیرون رفتن آمریکا در صورت پایدار و عملیاتی ماندن ملت و نظامیان ایران یک امر جدی و حیاتی است و ضامن کنار گذاشته شدن گزینهٔ استفادهٔ بمب تاکتیکی اتمی توسط آمریکا یا اسرائیل است.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português