اختلافات سیاسی در میان احزاب سیاسی و گروههای فعال در حوزهٔ سیاسی-اجتماعی در یک کشور امری بدیهی است و بهتبعآن پیدایش پیروان و دنبالکنندگان از درون جامعه که حامل این اختلافات اند در قالب «پایگاهاجتماعی»نیز همینطور.
ذهنیت و تفکر جامعه،عملکرد و اتخاذ موضع در شرایط و وضعیتهای مختلف از مجراهای ارتباطی با احزاب موجود و سیاستها،اهداف و تبیین محتوای کلی آنها (احزاب)تشکیل میشود.
در ایران پس از انقلاب نیز با گذشت چند سال اختلافات سیاسی-فکری به خود رنگ گرفت و خروجی آن در طی سالها تنش پیدایش اقشار مختلف در عرصه سیاست و حکمرانی شد که یکی از آنها تحت نام اصلاحطلب شناخته میشود،قشر اصلاحطلب عمدتا در تعریف قشری «پیشرو و توسعهگرا»و خواستار گذار کامل از سنت و ایجاد ارتباطات گستردهٔ همهجانبه با جهان و ادغام به جای دوریگزینی به دلایل ایدئولوژیک و سنتی است.
قشر اصلاحطلب متشکل از گروهها و طیفهای مختلف اجتماعی،جامعهٔ روشنفکری و نخبگان است که در یک امر کلان که «اصلاحات اساسی در شیوهٔ حکمرانی»است اشتراک نظر دارند و همین امر زمینهٔ گردهمآیی و ایجاد این قشر را فراهم کرده است.
اصلاحطلبان در طول ۳ دههٔ گذشته که حضور پر رنگ در جامعه،فعالیت در حوزههای سیاسی،
اقتصادی و فرهنگی و نقش موثری در دولتهای اصلاحطلب در ایران داشتهاند همواره فریاد عدالت،برابری و پایبندی به حقوقبشر و آزادیهای رسانهای،فردی و اجتماعی را سر داده اند.
باتوجه اصول و اهدافی که اصلاحطلبان پیوسته تبلیغ و تبیین کردهاند موفق به جذب میزان بسیار بالایی از اقشار مختلف به ویژه دانشگاهیان(استادان و دانشجویان) و قشر جوان
جامعه شدهاند.
فعالیتهای تبلیغی و تبیینی اصلاحطلبان از راههای مختلف و ممکن صورت گرفته و دراثر همین امر ذهنیتی ویژه و مشخص ایجاد شده است که به محض حضور و بیان سخن خود را آشکار میسازد.
از جایی که جمهوری اسلامی ایران اپوزیسیون در خارج از کشور دارد و در درون نیز با بخشی از جامعه دچار تضادهای بنیادی شدهاست عرصهٔ رقابت و تولید محتوا و فعالیت به نفع اصلاحطلبان رقم خورده است و به بستری برای ارتزاق،شهرت یافتن و بهدستآوردن جایگاه سیاسی-اجتماعی تبدیل شده است،این بستر در کنار فوایدی که برای قشر اصلاحطلب خلق کرده مضراتی نیز به همراه داشته که متاسفانه به بدنهٔ این قشر هم سرایت کرده است که عبارت اند از فساد اخلاقی،مالی و افسارگسیختگی در رویکرد،فعالیت و نوع ادبیات برخی از نخبگان و بخشی از بدنهٔ آن دچار این فسادها شده اند.
از سویی به دلیل ضعیف شدن اعتماد جامعه به قشر اصلاحطلب به دلیل افشای فساد برخی از افراد وابسته به آن و اختلافات نظری در خصوص امور سیاسی-اجتماعی و کارکرد بسیار بد این قشر در برخی حوزهها و مهاجرت بخشی از بدنهٔ آن به خارج از کشور عملا این قشر دچار ریزش بدنهٔ اجتماعی شده و سالهاست که به همین دلیل به موفقیت مورد قبولی در عرصههای مختلف جهت اصلاح نداشته است.
اما آن بخش از بدنهٔ آن که ریزش کرده یا در کشور و مانده و یا مهاجرت کرده است ادغام حلقههای دیگر مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی شده یا در تنهایی خود به فعالیت علیه آن پرداخته است و دارای ذهنیت جدایی از پایگاه نخست خود که اصلاحطلبی باشد است.
این بخش جدا شده رفتهرفته غرق در اختلاف خود شده و به دلیل وجود بازیگران کلان و پرشماری در زمینهٔ مخالفت با جمهوری اسلامی هرازگاهی درخدمت یکی درآمده یا تاثیر زیادی از برنامهها و تبلیغات آنها پذیرفته است که در واقع اختلافش با جمهوری اسلامی را تبدیل به ضدیت و دشمنی کرده است،دشمنیای که بسیار عمیق است و از ادبیات بسیار خشن،تند و رکیکی علیه تارپود جمهوری اسلامی یا هر شخص و امری که مغایر با افکار و رویکرد خودش باشد استفاده میکند.
ولی بحث به دشمنی عمیق و ادبیات خشن و رکیک این بخش جدا شده از بدنهٔ اصلاحطلب علیه مخالفانش ختم نمیشود بلکه با آغاز پشتیبانی سازمانهای جاسوسی از اعتراضات و اعتصابات مردم در داخل ایران و کشورهایی که در پی براندازی نظام جمهوریاسلامی اند موضع دیگری را نیز اتخاذ کرده که بعد دیگری از او را نشان میدهد،بعدی که احساس تعلق به میهن و دفاع از آن در برابر حملهٔ نظامی که باعث کشتار شهروندان بیگناه و تخریب زیرساختهای کشور
میشود را در او خنثی و نابودکرده است،این امر در میزانی صورت گرفته است که افراد دچار شده به آن خود بخشی از دستگاه تبلیغاتی و پروپاگاندایی متجاوزین به میهنشان شدهاند بلکه از عوامل اصلی و موثر در تصمیمگیری و محاسبات کشورهایی اند که به میهنشان حمله میکنند.
قشر اصلاحطلب به ویژه نخبگان آن آنطور که باید به اصول و مسئولیت خود عمل نکردند و از همراهی بدنهٔ اجتماعی خود فاصلهگرفته تا جایی که باعث دلسردی و سرخوردگی بخشی از بدنهٔ اجتماعی خود شدند و اینگونه هر آن مقدار پیروانی را که باخته بودند اکنون جذب دهها حزب سیاسی،گروه قومی و سازمانهای جاسوسی مختلف شده است و در نوع خود به دشمنی بسیار آشنا به تاروپود خودش تبدیل شده است که علنا برای بیان خواهش خودش جهت حمله نظامی به ایران توسط دولتهای ذیالنفع که آرزوی تسلط بر کشور ایران را دارند به خیابانها میآید و با افتخار با رقص و شادیدرخواست حملهٔ نظامی خود را اعلام میکند.
اصلاحطلبان نهتنها در امور درونی کشور ایران و پایبندی به اصول و شعارهای خود پایبند نبودهاند بلکه در رفتار و تعامل حسنه با همسایگان خود به ویژه افغانستان نیز نفش مبثتی را ایفا نکرده اند و مسبب بسیاری از مشکلات به شمار میآیند.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português