17 mins read
اسفند ۱۰, ۱۴۰۴

افغانستان و جامعهٔ‌روحانیت اصیل و وظیفهٔ آن

img 0079.jpg

جامعهٔ‌روحانیت اصیل

کشورهای اسلامی و جامعه‌های مسلمان در طول تاریخ پیدایش واحدهای سیاسی به نام کشور یا دولت-ملت تهی از نقش برجستهٔ جامعهٔ‌روحانیت نبوده‌اند بلکه در تشکیل حکومت و مهندسی ساختار آن،ساخت‌ ذهنیت و شکل‌دهی افکار جامعه،اتخاذ سیاست‌ها و تصمیم‌های کلان در سطح حاکمیت و جامعه و وقایع تاریخی که در نوع خود نقاط عطف به شمار می‌آیند نشان از نقش بسیار برجسته،پیوسته و موثر جامعهٔ روحانیت دارد بلکه در برخی از کشورها اعضای ارشد تاسیس کشور و تشکیل حکومت نیز بوده اند،مانند پاکستان،ایران،عربستان،افغانستان دولت مشروع شهید برهان‌الدین ربانی رحمت‌الله‌علیه‌ و برخی دیگر از موارد.

اساسا جامعهٔ روحانیت نقش چراغ‌راه و راهنما را در کشور‌های اسلامی و جوامع مسلمان دارد،

نقشی که مسئولیت دینی‌شان نیز است،مسئولیتی که در صورت سهل‌انگاری در آن،سوء‌استفاده از آن یا ترک آن سرانجام بسیار تلخ و خطرناکی برای جامعه و خود جامعهٔ‌روحانیت نیز به همراه دارد.

۱۴ قرن وجود اسلام مبارک در سرزمین‌هایی که امروزه به نام«سرزمین‌های‌اسلامی»شناخته می‌شوند جامعهٔ‌روحانیت اصیل همواره در خدمت دین‌خدا و خلق مسلمان و حتی نرمی و‌ روابط نیک با غیرمسلمانان بوده‌اند و با جان‌فشانی و گذشت از جان و دارایی خود و ایستادگی برای حق و ستمدیده در برابر باطل و ستمگر متحمل تاوان‌ها و شکنجه‌ها و تبعیدهای ناحق و ستمگرانه از سوی حکومت‌ها،گروه‌ها و افراد ستمگر،سوءاستفاده‌گر و یا بدعقیده شده‌اند.

در درازای تاریخ به‌ویژه تاریخ اسلام حکومت‌هایی به نام «حکومت‌اسلامی» توسط گروه‌ها،قوم‌ها

،مذهب‌ها و افرادی برپاشده‌اند که اساسا هیچ نزدیکی به دین‌مبین‌ اسلام و رنگی و شأنی برای نمایندگی از آن نداشته‌اند بلکه تحت پوشش دینی به مواردی که اسلام و‌ علمای ربانی اسلام به آن‌ها پایبند‌ اند تجاوز کرده و بانی کشتارهای‌گسترده و بحران‌های بسیار ژرف در امت و سرزمین‌های اسلامی شده‌اند،مواردی چون حفظ:

۱-دین

۲-جان

۳-نسل

۴-عقل

۵-مال

از مبانی بسیار مهم زیست بشری اند که ستونی از ستون‌های خانهٔ عدالت اسلامی اند که بخشی از آن بر این ستون استوار است.

___

با یورش استعمارگران‌غربی به سرزمین‌های اسلامی وضعیت‌نابه‌سامانی در سراسر این سرزمین‌ها و ساختار جامعه‌ و حکومت‌های آن‌ها درگرفت،

رفته‌رفته با دخالت‌ها و ایجاد تغییر‌های ساختاری و پرورش هم‌اندیشان و همکارانی ازقوم‌ها،

گروه‌ها،مذهب‌ها و افراد ناشایست و سوء‌استفاده‌گر‌ و جاه‌طلب برای خود همپیمانان و جای‌پا/پایگاه ساختند که در کنار ستم همه‌جانبه‌ای که خودشان بر امت و سرزمین و تفکر اسلامی روا‌می‌داشتند این همپیمانان‌شان از اقوام،گروه‌ها و افراد ناشایست و جاه‌طلب و مذهب‌های باطله نیز با شدت و عدت بیشتری به ستم و چور و چپاول سرزمین و امت اسلامی پرداختند که متاسفانه با نگاهی سطحی به تاریخ ۳ قرن گذشته به ویژه یک قرن اخیر آن شاهد نسل‌کشی‌های مسلمانان،تجاوز به جان،مال،ناموس،دین و زبان و فرهنگ آنان توسط همین همپیمانان و پرورش‌یافتگان دربار استعمار در سرزمین‌های اسلامی خواهیم بود.

امروزه نیز پس از چند دهه تجربه و تحمل جنگ‌های تحمیلی و ویرانی‌های گسترده با برسرکارآمدن قوم‌ها‌،گروه‌ها و افراد ناشایست،سوءاستفاده‌گر‌ و جاه‌طلب توسط همان پشتیبانان استعمارگر خود در‌کشور‌های اسلامی شاهد اوضاع به طور‌کلی متشنج،بحرانی و بی‌ثبات شده‌است و میلیون ها مسلمان به دلایل مختلف از میهن خود آواره شده‌اند،فرهنگ و زبان‌شان در‌حال نابودی است‌ و از سویی دین و دنیای‌شان نیز همنیطور.

کشور افغانستان ،ویرانگاه کلان و نمونهٔ بارز مداخلات استعمارگران و حکومتداری عوامل ناشایست،سوء‌استفاده‌گر و جاه‌طلب شان است که دهه‌هاست مردم این سرزمین فرهنگی و مسلمان را درگیر افکار و سیاست‌های قومی‌ خود کرده‌اند،با آمیختن اندیشه‌های قبیله‌ای خود با احکام اسلامی و حقوقی هم نام و تصویری بد از اسلام‌ به جهان صادر‌کرده‌اند و هم مردمان بومی این سرزمین‌ را از آرامش و‌ آسایش و‌ عدالت که حق مسلم و مقدس‌شان‌است‌ محروم ساخته‌اند بلکه بارها به خاک‌وخون کشیده‌اند و افکار و باورهای قومی-قبیله‌ای خود را بر قوانین‌ رفتاری،حقوق انسانی و احکام اسلامی ترجیح داده اند.

خاموشی جامعهٔ‌روحانیت اصیل در کشور افغانستان و به دنبالهٔ آن در دیگر کشورهای اسلامی اما کم‌کم بخشی از بحران گشته و  بر تمام ستم موجود و سیاهی اوضاع کشور و جامعهٔ که حاصل سیاست‌ها و تعامل قومگرایانهٔ عامل استعمار است چشم بسته و همچون مریدی به گوشه‌ها خزیده و به ذکر روی‌آورده و کار جهان را رها نموده تا مبادا دچار خطایی شود!

ولکن روحانیون‌اصیل و ربانی افغانستان باید تقوا پیشه‌کنند و به اصل ارمغان‌هایی که دین‌مبین اسلام وعده داده و مقاصدی که شریعت اسلامی برای مسلمانان و زندگی‌شان برشمرده برگردند و احیای آن‌ها را تبلیغ کنند و از لاک ترس و وحشت از قربانی دادن بیرون بیایند و علیه ستم و ستمگر و هژمونی قومی-قبیله‌ای چیره بر کشور افغانستان و جامعهٔ اصیل آن که تمام ارزش‌ها و فرهنگ غنی‌اش یعنی پارسی در حال تضعیف و نابودی اند بایستند و از سویی دیگر جلوی هرچه‌بیشتر بدنام شدن دین‌مبین‌اسلام و ترویج روایت و رویکرد

قبیله‌ای توسط گروه ناشایست،سوءاستفاده‌گر،

جاه‌طلب و قومگرای عامل استعمار را بگیرند.

کشور افغانستان دهه‌هاست که اسیر هژمونی‌قومی عوامل استعمار است،سیاست‌های قومگرایانه،رویکرد و برداشت قبیله‌ای از اسلام و احکام آن،تجاوز به دین،جان،نسل،عقل و مال جامعهٔ آن و مداخلات کشور‌های ذی‌النفع و تشدید کنندهٔ این امور عملا این سرزمین را از هر لحاظ دچار سکته‌ها و فلج درصد کلانی از پیکرهٔ آن کرده است،اما جامعهٔ‌روحانیت اصل گاها خواه یا نا خواه در این محور قرار گرفته و با همکاری خود آن را تقویت کرده که امروز به گذشت سال‌ها از وجود خبیثهٔ این عوامل استعمار متوجه بطلان و و تضاد آن با تمامی اصول و احکام اسلامی و انسانی شده است و با تصمیم جدی و اتخاذ مواضع روشن و ترک هرگونه حمایت و اعلام همبستگی با مردم می‌تواند خسارت‌های وارده را جبران کند و  با اعلام ضدیت علیه عاملین تسلط داده شدهٔ استعمار بر کشور و جامعهٔ افغانستان و اعلام بطلان حکومت و رویکرد و برداشت آن از دین و اصول و احکام آن نفس تازه‌ای به کشور و جامعه ببخشد و روزنهٔ امید را بگشاید.

جامعهٔ‌روحانیت اصل چراغ راه امت است و راهنمای او در فراز و نشیب،همراه همیشگی و متعهد است و باید اینچنین عمل کند و از حالت خاموشی و گوشه‌گیری دوری کند.

ستون‌نویسان

دسته ها

آخرین ها از برگه

Don't Miss

ترکیه بازیگر متخاصم در افغانستان و شکست دوم ایران در برابر آن

ترکیه،بازیگر مخرب و فرصت‌طلب نوشتاری محض هشدار برای هوشیاری ایرانوضعیت جنگی و
44bd741e 68ab 43f5 8d81 2a3424da8159 1.png

مکتب‌های فکری غربی،سرایت به کشورها و جوامع اسلامی و پیامدها

گاهی به برخی از مردم یا جوامع پیرامون خود که نگاه می‌کنیم
خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português