10 دقیقه مطالعه
اسفند ۵, ۱۴۰۴

ادبیات‌پارسی،واژهٔ داو و فعل داودادن و چرایی آن!

img 0042.png

ادبیات پارسی بسیار گسترده و دارای پیچ‌و‌خم‌های فراوان است که به دلیل پیچیدگی از گوش و چشم بسیاری از مردم پنهان مانده است.

گسترهٔ‌ پارسی نیز همچنین بسیار گسترده و پیچیده است و از همین رو برای بسیاری از گویشوران زبان پارسی ناآشنا و مایهٔ شگفتی است.

یکی از فرنودهایی که برای چرایی گستردگی ادبیات پارسی می‌توان برشمرد همین گستردگی سرزمینی است.گستردگی‌ای که چند کشور و را در بر‌ می‌گیرد و نزدیک به صد میلیون انسان که زبان پارسی زبان مادری‌شان است در کشورهای افغانستان،

چین،پاکستان،ازبکستان،ترکمانستان و تاجیکستان  زندگی‌می‌کنند‌ که در همهٔ این کشورها مگر هندوستان از بومیان دیرینه به شمار می‌آیند.

اما گستردگی گسترهٔ‌ پارسی آفرینندهٔ لهجه‌های فراوان نیز است و گاهی پیش‌ می‌آید که دو روستا با چند کلیومتر دوری از هم دارای دو لهجهٔ گوناگون اند و واژگان کاربردی روزانه‌شان نیز همچنین،با شهرستان‌ها و شهر‌ها و استان‌ها هر کدام لهجهٔ ویژهٔ خود را دارند و در‌ هر کدام واژه‌ها و نام های رنگارنگ و چندپهلویی رواج/رواگ دارد که برای دیگر روستاها،شهرستان‌ها،شهر‌ها و استان‌ها و‌ یا گویشوران زبان پارسی در دیگر کشورها ناآشنا است ولی شنیدن‌شان شیرین و دلنشین است.

در کشور افغانستان که زادگاه زبان پارسی‌نوین است نیز همینگونه رنگارنگی در واژگان و لهجه‌ها بسیار است‌ که یکی از پرکاربردترین واژه‌ها که چند پهلو و معنا نیز است واژهٔ «داو»است.

داو در معنای واژگانی به یک میدان که وجود بیرونی دارد،یانی عینی است مانند میدان مسابقه،جنگ،مبارزه،بازی و برابر بسیار نزدیکی برای واژهٔ «رینگ»مانند «رینگ بوکس» است.

اما در افغانستان بعد دیگری از کاربرد این واژه وجود دارد که در همراهی با یک فعل صرف می‌شود و معانی زیر را هم دارد:

 ۱-توهین‌کردن

 ۲-فحش‌دادن

۳-ناسزا گفتن

۴-دشنام دادن

____

اما واژهٔ «داو»که بار منفی یا حالتی از توهین،فحش،ناسزا و دشنام را ندارد،پس چرا به جای این ها گفته یا به‌کاربرده می‌شود؟!

توضیحی کوتاه از آن چه «فحش»یا «توهین»

به‌بار‌می‌آورد نشان می‌دهد درواقع هنگامی که ما به کسی توهین می‌کنیم یا فحش می‌دهیم در واقع جدای از انتقال آن بار منفی به او نوعی حق را نیز به او انتقال می‌دهیم،چطور؟

هنگامی که به کسی فحش‌می‌دهیم مستقیما به او برگه‌ای اهداء می‌کنیم که اجازهٔ گلایه،شکایت و حق طرح دعوا با خودمان را به او می‌بخشد آن هم در‌حالی که از لحاظ حقوقی حق‌به‌جانب شناخته می‌شود،اگر این موضوع را از بعدی‌ دیگر،سیاسی،

ورزشی،نگاه کن مانند این است که به رفیب،حریف یا دشمن میدان برای بازی داده باشید یا در اصطلاح نظامی و اطلاعاتی «گِرا»داده باشید.

یعنی هنگامی که ما به کسی توهین‌می‌کنیم یا فحش‌می‌دهیم در واقع داریم به او میدان،فرصت و اجازه می‌بخشیم‌ تا علیه ما بازی‌کند،فعالیت‌کند،

شکایت کند یا واکنش برابر نشان دهد آن‌هم در حالی که حق‌به‌جانب‌ شمرده‌می‌شود زیرا این ما بوده‌ایم که آغاز کرده‌ایم.

اکنون داو‌دادن نیز باید برپایهٔ چنین تعریف و فلسفه‌ای جایگاه توهین‌کردن یا فحش‌دادن را نیز به دست آورده باشد و یعنی زمانی که ما‌ داومی‌دهیم در واقع همان فحش‌ را داده‌ایم ولی با این فرق که در این فعل مرکب«داودادن»در کنار اشاره به بار منفی به پیامد حقوقی و دادن اجازهٔ واکنش برابر به طرف مقابل نیز اشاره دارد.

زبان پارسی نوین،زبانی بسا شیرین است،گستره‌ای کلان دارد و رنگارنگی های فراوان همچنین،همهٔ لهجه‌ها و گویش‌های آن دوست‌داشتنی‌اند و ویژگی‌های خاص خود را دارند.زبان پارسی نیز با وجود همین لهجه‌ها و‌گویش‌ها به این شیرینی و غنامندی رسیده‌است،با گرامیداشت و پاسداشت لهجه‌ها و گویش‌ها در واقع زبان پارسی را پاس‌می‌داریم و این‌وظیفهٔ‌هر فرد گسترهٔ پارسی است.

ستون‌نویسان

دسته ها

Don't Miss

img 0378.png

افغانستان،سیاست مداخله‌جویانه،عوامل و مجراهای امکان دهندهٔ آن

مداخلهٔ دیگر کشور‌ها در امور داخلی و خارجی هر کشوری و تلاش
img 0268.jpg

جنگ ایران،آمریکا-اسرائیل و طراحی راه خروج از آن برای آمریکا

طراحی راه خروجی برای بیرون رفتن آمریکا از جنگ یا حتی منطقه
خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português