
واژهٔ ایران
ایران با توجه به کتاب اوستا یک نام تباری و فرهنگی مردمان آریایی است ، که عموما در سرزمینهای تاجیکستان،افغانستان،ایران امروزی،ترکمانستان،ازبکستان سکونت داشتند.
ایران تاریخی
ایران تاریخی به حدود قلمرو یکپارچه حکومت هخامنشیان و پس از آن در حکومت اشکانیان و ساسانیان نیز به عنوان جغرافیای ایران شناخته میشد و در دوران ساسانیان نام ایران تبدیل به نام سرزمینی و لقب مردمان این قلمرو تحت نام «ایرانشهر»شد
ایران فرهنگی
ایران فرهنگی به گسترهای گفته میشود که زبان فارسی در آن گویشور دارد،فرهنگ،ارزشها و اسطوره های تمدن فارسی بزرگ شمرده میشوند مانند تاجیکستان،افغانستان،ایران و بخشهای کلانی از ترکمانستان و ازبکستان و حتی بخش کوچکی از چین که شمار کمی از تاجیکان در آن همچنان زندگی میکنند.
ایران سیاسی(کنونی)
ایران سیاسی نیز کشور کنونی ایران با همین جغرافیای مشخص سیاسی است که پس برچیده شدن حکومت قاجار در سال ۱۳۰۲ خورشیدی و ظهور حکومت شاهی پهلوی با رضاخان در سالهای۱۳۱۲/۱۳۱۴میلادی نام اکثریت حدود قلمرو آن دوران حکومت قاجار به عنوان کشور «ایران» نامیده شد،البته رضا خان با بخشیدن بخشی از این حدود در شمالشرق،شمالغرب و جنوب نیز موافقت کرد.
اما
تاریخ،هویت،فرهنگ،زبان،ارزشها،اسطورهها،بزرگان و تمام افتخارات دیگر ایران فرهنگی-تاریخی آیا میراث بی چون و چرا و مختص ایران سیاسی(کنونی) و شهروندان آن است و باید به نام و کام آنها ثبت،درج و یاد شود یا خیر باید در نهادها،سازمانها،کتابهای تاریخی و دیگر مکانها و فرصتها تعریف درست و کامل از هر سه نسخهٔ « ایران» داده شود و تمام ارزشها و افتخارات و هویت کلان آن تحت نام «ایرانفرهنگی-تاریخ» درج،ثبت و یاد شود و نه صرفا،اختصاصا و سفارشی تحت نام «ایرانسیاسی امروزی» که فقط و فقط به کام بخشی کوچک و مشخص.
افغانستان،تاجیکستان،بخشهای کلانی از ترکمانستان،ازبکستان و بخش های کوچکی از چین و پاکستان سرزمینهای اصلی قلمرو سیاسی و فرهنگی و مردمی فارسی اند زیرا در تمام این کشورهای نامبرده شده مردمان پارسی با جمعیت بالا زندگی میکنند که تحت نام تاجیک شناخته میشوند و هیچ کم و کاستی از لحاظ تباری،فرهنگی،هویتی،تاریخی و زبان پارسی از مردمان ایران سیاسی امروزی ندارند بلکه به مراتب فرهنگ و زبان اصیل خود را نیز حفظ کرده و در زنده داشتن آن با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکنند.
ایران سیاسی امروزی
ایران سیاسی امروزی نیز بخشی از ایران فرهنگی-تاریخی است و مردمان درون آن نیز همچنین اما هرگز و هیچگاه هستهٔ مرکزی و اصیل آن نبودهاند و نمیتوانند باشند.
همانقدر که ثبت سبک مینیاتور استاد کمالالدین بهزاد هِرَوی صرفا و یکه به نام افغانستان بد و نادرست است به همان اندازه نیز ثبت «دوتار هرات» صرفا و یکه به نام ایران سیاسی امروزی بد و نادرست است.
آغاز روایت دروغین و آلوده
در ایران با ظهور حکومت پهلوی به ویژه دورهٔ محمدرضاشاه پهلوی پسر رضاخان موسس این حکومت کار تدوین،تعریف و تفسیر ایرانفرهنگی و تاریخی ذیل ایران سیاسی امروزی با اندیشهها و باورهای ملیگرایانه،خودخواهانه و خودبرتر بینانه انجام گرفت و حاصل این تدوین و تبیین آلوده روایتی شد که ایران سیاسی امروزی و مردمان درون آن را همان ایران فرهنگی-تاریخی اصیل و اصلی با تعلق اختصاصی و انفرادی تمام تاریخ،هویت،فرهنگ،زبان،ارزشها،اسطورهها و کلیت فارسی مستقیم و غیرمستقیم به نام خودشان ثبت،درج،یاد و معرفی میکرد.
دنبالهگیری روایت دروغین و آلوده
پس از انقلاب با آمدن حکومت جمهوریاسلامی نیز همچنان با همان افکار ملیگرایانه،خودخواهانه
و خودبرتربینانه با شدت بیشتر بر اساس همان روایت بی پایه و دروغین و خائنانه تدوین و تبیین دنبال گرفته شد و تبدیل به چرخهٔ اشکالات درونی و بیرونی شد.
در درون ایران اشکالاتی همچون قومگرایی،پست و دون دانستن برخی اقوام و شکاف بین مردم و حاکمیت به دلیل اختلافات ملیگرایانه و فرهنگی شد و حکومت جمهوری اسلامی نیز توسط افراد ملیگرا تضعیف کننده و نابود کنندهٔ فرهنگ ایرانی نامیده شد.
در بیرون از ایران به ویژه افغانستان بحران هویتی آفرید و هر نوع تلاش و حرکت به سمت فرهنگپارسی و اتحاد میان مردمان پارسی را سخت و در مراحلی غیرممکن کرد.
فرهنگیان ایرانی مجرمان اصلی
فرهنگیان ایرانی در قضیهٔ تحریف،جعل و گسترش روایت بی اساس و آلودهٔ مسلط از ایرانفرهنگی-تاریخی مجرمان اصلی اند زیرا با انکار حقیقت و انتشار ممتد روایت دروغین و آلوده همراه با افکار ملیگرایانهٔ افراطی و گاها نژادپرستانه مردم ایرانسیاسی امروزی رو از شناخت همنوعان و سرزمینهای اصیل و واقعی پارسی بازداشته اند و با این مرتکب خیانتی شده اند که جبرانش به آسانی ممکن نیست.
حدود این خیانت فرهنگیان ایرانی را میتوان با یک واکنش شهروند ایران سیاسی امروزی شناخت مثلا اگر یک شهروند ایرانی ببیند و بشنود که فردی غیر از کشور خودش فارسی حرف میزند،شعر میداند،نوروز را میشناسد،رستم و سیاوش میشناسد با شگفتزدگی میپرسد«عه تو از کجا بلدی و میدونی؟
این حد و اندازهٔ قابل مشاهدهٔ خیانت فرهنگیان ایرانی است که به آسانی قابل جبران و تغییر نیست زیرا یک جامعه را درگیر خود کرده است و تبدیل به نوعی عقیده شده است.
پیشنهاد برای جبران و خدمت به پارسی
فرهنگیان ایرانی به جای انتقاد،تخریب و انشتار بیانیههای خشمگینانه،تهدیدآمیز و تحقیرآمیز به اصلاح تعاریف،تفاسیر دروغین خود و پیشینیان خود از ایران فرهنگی-تاریخی بپردازند و در زنده داشتن و تقویت تمامیت پارسی به دیگر همنوعان و همتبارن و همزبانان خود در افغانستان،تاجیکستان،ترکمانستان،ازبکستان،چین،پاکستان،هندوستان و دیگر کشورها کمک کنند تا در نگهداری و پاسداری از تمدن پارسی کوشا و پویا بمانند.
دولت ایران سیاسی امروزی و فرهنگیان آن حق ندارند حتی یک واژه،یک برگ،یک شاخه و یک وجب خاک ایران فرهنگی-تاریخی را ذیل خود به طور اختصاصی و یکه(انفرادی)تعریف و تفسیر کنند و خود را اصل،مرکز و صاحب مطلق آن معرفی کنند.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português