بی آبرویی دولت اصلاحطلب ایران تا کی وکجا؟
با واگذاری کشور افغانستان به گروه قومی و تروریستی طالبان بر اساس اشتراکات بسیار ژرف و کلان تاریخی،فرهنگی و هویتی و مسائل بسیار مهم مانند امنیت و اقتصاد از مردم افغانستان از یک کشور بیشترین توقع را داشتند،جمهوری اسلامی ایران!
اما از همان روزهای نخستین فعالیت این گروه قومی و تروریستی گزارش هایی از همکاری های مختلف و متفاوت با این گروه توسط اکثر کشور های همسایه بیرون آمد و اوضاع را بغرنجتر و سیاهتر کرد.
مردم افغانستان،فرهنگیان،سیاستمداران و دیگر اقشار با توجه به توقعی که جمهوری اسلامی ایران داشتند درخواست کمک و حمایت کردند اما هیچی جوابی دریافت نکردمد بلکه بعد ها پس از تسلط کامل سیاهی و تباهی شیطانی بر کشور افغانستان جمهوری اسلامی رویکردی سازشکارانه و برادرانه در قبال گروه قومی و تروریستی طالبان اتخاذ کرد که شوک کلانی به مردم افغانستان،منطقه و جهان وارد کرد.
رویکرد سازشکارانهٔ جمهوری اسلامی از آغاز مورد انتقاد اندک افراد آگاه از مسائل امنیتی،سیاسی و فرهنگی و خطرات این گروه شیطانی قرار گرفت که طولی نکشید آن افراد هم وادار به سکوت اجباری شدند!!!
اما افراد و رسانههای زیادی این رویکرد سازشکارانه و برادرانه را نوعی تعامل و سیاست «مهار» طالبان برای جلوگیری از جنگ و برنامههای شومی که آمریکا برای جمهوریاسلامی چیده است مینامیدند و در همین بستر تمام روابط سیاسی،اقتصادی،رسانهای را تفسیر و تبیین میکردند.
تفسیر کلی و ثابت این بود که طالبان به عنوان یک تله برای جمهوری اسلامی ساخته شده است و هر گونه درگیری مستقیم و یا حمایت مقاومتملی ضد طالبان به رهبری احمد مسعود به معنای باتلاق برای جمهوری اسلامی است که هرگز نمیتواند خود را از آن بیرون بکشد!!!
سیاست و تعامل سازشکارانه برای مهار گروه قومی و تروریستی طالبان اما ابعاد دیگری به خود گرفت و آن طور که مدعیان دروغین و کذاب آن ادعا میکردند صرفا یک رویکرد مهارکننده نبود بلکه اساسنامهای با اصول و راهنمایی های تدبیر و تفکر شده بود که تمامی حوزههای دو کشور را در بر میگرفت و پیوندی برادرانه مانند پیوند کنونی را میساخت.
رویکرد سازشکارانه اما اصحاب رسانه را به افغانستان فرستاد تا با تهیهٔ گزارش در حوزهٔ رسانه حضور و مقاومت میدانی «مقاومتملی» به رهبری احمد مسعود را در برابر گروه شیطانی طالبان انکار کند و شرایط را گل و بلبل نشان دهد
که گزارشگر این گزارشهای سفارشی و شیطانی یعنی آقای «جواد موگویی» پس از بازگشت به ایران مورد انتقاد بسیاری از همکاران خود قرار گرفت.

رویکرد سازشکارانه بعد ها سفارت کشور افغانستان در تهران و دیگر کنسولگری های آن در استان های مختلف را به گروه شیطانی واگذار کرد
و کم کم وارد کارزار تعامل کلان سیاسی و اقتصادی شد!!! برای ایجاد پذیرش این تعامل در جامعهٔ ایران نخست رهبر مقاومت ملی یعنی جناب احمد مسعود به دلیل یک عکس اتفاقی با یک فرد فرانسوی که گویا مواضع خوبی نسبت به جمهوری اسلامی نداشته پس احمد مسعود هم به عنوان یک صهیونیست و دشمن جمهوری اسلامی در فضای مجازی مطرح و ترور شخصیتی شد و در قدم دوم فرد خائنی به نام حسن کاظمی قمی در مقام نمایندهٔ رئیس جمهور در اموز افغانستان تعیین شد و از تکالیف این فرد خائن حجمه و بدنام سازی مقاومت ملی و لابیگری برای تاجران و سرمایهگذاران ایرانی و پشتون بود

که در تمامی این امور تکالیف خود را به خوبی انجام داد به ویژه در چندین نشست و مصاحبه رسانهایی مقاومت ملی را یک جنبش آمریکایی و تروریستی خواند.
رویکرد سازشکارانه رفته رفته با واگذاری سفارت و کنسولگریها،روابط عمیق سیاسی و اقتصادی و بدنام سازی مقاومت ملی افغانستان علیه گروه شیطانی به مرحلهٔ عرضه و معرفی گروه قومی و تروریستی طالبان به عنوان حکومت و دولت مشروع مردم افغانستان رسید و کم کم عناوین مقام گروه طالبان و یا حکومت سرپرست افغانستان جای خود را به «وزیر،مقام یا نهاد»دولت افغانستان دادند و دیدارها در سطح وزرا،ریاستجمهوری،مجالس رسمی دولتی،نشستهای رسانهای،همکاری های گسترده سیاسی-اقتصادی و رسانهای و آموزش و تبادل اطلاعات در این حوزه ها با خونسردی تمام و کمال انجام شد تا امروز که گویا جنبش اصیل منطقه دیگر خطری ایجاد نمیکند و برادر و نیمهٔ گمشدهای است که رویکرد سازشکارانه آن را بازیافته است،جلالخالق.
رویکرد سازشکارانه و سیاست تعامل مهارکننده و تمام تفسیرها و تعبیر ها و تحلیل ها حول این محور صرفا کارکرد پوششی داشتند و هدف دقیقا تحقق معنای تعبیری بود مه محمد جواد ظریف
وزیر خارجا دولت اصلاحطلب روحانی در مورد گروه قومی و تروریستی طالبان به کارد برد :
محمدجواد ظریف – کنفرانس امنیتی کابل، دیماه ۱۳۹۳ (ژانویه ۲۰۱۵)
او در این نشست طالبان را «یک جنبش اصیل منطقهای» توصیف کرد

این تعبیر در همان روزهای استعمالش مورد انتقاد قرار گرفت و گمانهزنی ها و تحلیل های بسیاری در مورد آن ها صورت گرفت و کسی نمیدانست دقیقا چه منظور،هدف و معنایی پشت این تعبیر هست اما امروز با گذشت حدود پنج سال از فرو بردن کشور افغانستان توسط قدرتهای جهانی،همسایهها و منطقه و پشتونیسم/افغانیسم به سیاهی و تباهی و روابط برادرانه و دوستانه و بسیار عمیق و گسترده در تمامی حوزهها با گروه قومی و تروریستی طالبان توسط جمهوری اسلامی و دیگر کشور های منطقه و جهان به منظور،معنا و هدفی که پشت تعبیر محمد حواد ظریف خوابیدا بود پی بردیم و میدانیم که جنبش اصیل منطقه یعنی چه!!!


فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português