10 mins read
بهمن ۱۰, ۱۴۰۴

مقاومت‌ملی‌ افغانستان، شکستن رودربایستی و فضای سکوت

photo 2026 01 30 16 46 57

مقاومت ملی افغانستان،رودربایستی و شکستن فضای سکوت (1)

 

مقاومت‌ملی‌ افغانستان، شکستن رودربایستی و فضای سکوت

مقاومت ملی افغانستان و رودربایستی

با توجه به «هژمونی قومی» یعنی پشتونیسم در افغانستان و پوششی که برای خود برگزیده یعنی «پوشش اسلامی» فضایی عمومی در داخل و خارج از کشور تشکیل شده که عملا هر گونه مخالفت نظری و مقاومت فیزیکی/عملی را نامعقول‌ از لحاظ وضعیت و نامشروع از لحاظ دینی جلوه می‌دهد و همچنین با حجمکلان ‌ تبلیغات چند جانبه که حامیان داخلی و خارجی پشونیسم به انجام رسانده‌ اند این موضوع به مراتب دشوارتر شده است.

گروه قومی و تروریستی طالبان نیز نمونه‌ای آشکار و ثابت از رویکرد میدانی پشتونیسم یا همان هژمونی قومی «افغانی/پشتونی»در افغانستان است که عملا و علنا برای سرکوب،کشتار و خفه‌سازی هر گونه مخالف و مخالفت با پشتونیسم تشکیل شده است.

مقاومت ملی افغانستان در واقع همان دولت مشروع و مردمی جمهوری با ریاست شهید برهان‌الدین ربانی است که در اثر فشارها و مداخلات قدرت‌های منطقه‌ای و‌ جهانی با به کارگیری ابزار شر و پلیدشان یعنی گروه قومی و تروریستی طالبان وادار به ترک پایتخت و در ادامهٔ آن به مقاومت علیه گروه قومی و تروریستی طالبان وادار شد.

اما اکنون مقاومت‌ملی افغانستان جبهه‌ای ریشه‌دار‌ و با پیشینه در مقاومت علیه بال جنگجو یا شاخهٔ میدانی  پشتونیسم است نیاز به بازگشت به گذشته و بازتعریف خود دارد،زیرا وضعیت به کلی تغییر کرده است و نظم جهان نیز در حال تغییر است،از همین رو مقاومت‌ملی باید در یک سری از حوزه‌ها که تاکنون با رودربایستی فعالیت و تعامل کرده است خود را تعریف کند و برای تبیین و تثبیت آن از هیچ تلاش و‌ ابزاری چشمپوشی نکند

سرزمین،تاریخ،هویت،فرهنگ،مردم و دین شش حوزهٔ حیاتی که نیاز به بازتعریف و تبیین و تثبیت گسترده دارند،تعریف‌ها می‌بایست به گونه‌ای باشند که قابلیت اتصال و همسوسازی اعضا و‌ اجزای کشور و‌ جامعه را بهم داشته باشند تا از اثر این قابلیت ها دستگاهی دارای سیستم پویا و کارا ساخته شود.

شکستن فضای سکوت و ملاحضه

نخستین گام در این راستا مجمع ریاست مقاومت‌ملی به ویژه رهبر آن جناب‌ احمد مسعود است،گامی که در سخنان،مواضع و فعالیت های کلی اعضای ارشد آن احساس شود و به جامعهٔ فرهنگی و فرهیخته نیز توصیه و سپرده شود که بر‌مبنای تعاریف و اصول جدید در حوزه‌های حیاتی نامبرده سخن بگویند و‌ یا فعالیت داشته باشند تا تاثیر آن بر جامعه تشدید و تقویت شود.

برای مثال :

۱-مقاومت ملی می‌تواند با برگزاری جلسه‌های عمومی و مصاحبه های رسانه‌ای ممنوعیت زبان‌ پارسی و فعالیت های تروریستی‌اش در استان های کشور را یادآوری کند.

۲-برنامه‌های مختلف در خصوص تاریخ این سرزمین پیش از نامگذاری آن به افغانستان توسط بریتانیا و قتل عام مردم پارسی در استان های جنوبی که امروزه عمدتا توسط افغان‌ها/پشتون‌ها اشغال شده اند.

۳-یادآوری قتل‌عام ۱۰ها هزار نفر‌ توسط گروه قومی و تروریستی و‌ همکاری های دستگاه اطلاعاتی و‌ امنیتی دولت‌های جمهوریت و مقامات افغان‌تبار‌ آن با این‌ گروه را به بحث و تحلیل بگیرد تا حافظه تاریخی جامعه بیدار شود.

گام‌های حیاتی بسیاری هستند که مقاومت‌ملی افغانستان برای زنده ماندن و تغییر بازی به نفع خودش باید بردارد که مهم‌ترین و نخستین آن کنار گذاشتن رودربایستی و تکیه بر هویت اصلی و‌ بومی خودش یعنی پارسی است،نباید در این حوزه درنگ کند یا کوتاهی بورزد زیرا وضعیت پذیرای هیچ دیرکرد یا توقف اختصاصی‌ای نیست و به زاه خود با تمام قدرت و نهایت سرعت ادامه می‌دهد و این مقاومت‌ملی است که باید تمام قدرت و سرعت خود را به کار گیر تا به قطار زمان برسد و سوار آن شود تا به ایستگاه مورد هدف خود دست یابد.

هویت سرزمین و مردم افغانستان پارسی است و کشور افغانستان در اصل همان خراسان و زادگاه زبان و فرهنگ پارسی‌نوین است که دارای فقط و صرفا یک زبان و‌ هویت کلان است و‌ آن پارسی است.

مقاومت ملی افغانستان باید در این محور خود را تعریف کند،فعالیت کند و تبیین و تثبیت آن را در پیش بگیرد.

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.

ستون‌نویسان

دسته ها

آخرین ها از برگه

خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português