پنجشنبه, بهمن ۱۶, ۱۴۰۴

خطر خنثی‌شدن عطا محمد نور در بستر اخوانی–ترکی  و اتخاذ رویکرد سازشکارانه در برابر گروه قومی و تروریستی طالبان

17 mins read
Photo 2026 01 20 07 25 58 2

Img 8960

خطر خنثی‌شدن عطا محمد نور در بستر اخوانی–ترکی  و  اتخاذ رویکرد سازشکارانه در برابر گروه قومی و تروریستی طالبان

عطا محمد‌نور از اعضای ارشد حزب جمعیت اسلامی که در سال ۱۳۵۱ خورشیدی توسط شهید برهان‌الدین ربانی تاسیس شد.

عطامحمد نور پس از پیوستن به حزب جمعیت اسلامی به تدریج یکی از چهره‌های برجستهٔ این حزب تبدیل شد،هسته فکری این حزب «تفکر سیاسی اسلامی اخوانی» بوده و از همین‌ رو اکثر اعضا و افراد فعال در این حزب و فعالیت های حزب به طور کلی متاثر از «تفکر اخوانی»است.

پس از شهادت قهرمان ملی شهید احمد شاه مسعود و رئیس‌جمهور فقید شهید برهان‌الدین ربانی حزب جمعیت دچار یک فروپاشی ساختاری و عملی شد به طوری که موجودیت حزب به فضای مجازی عموما«فیسبوک» و فعالیت آن به درگیری های درونی بر سر ریاست و تصمیم‌گیری های حزبی شد.

در این‌ میان عطا محمد نور که ادعای ریاست حزب را داشت همواره با پیشبرد امور مالی و اقتصادی کلان شخصی در استان بلخ و مقام دولتی «استانداری» همچنان از برجسته ترین چهره‌های سیاسی کشور و حزب جمعیت بود،بر اساس گزارش های متعدد از افراد آشنا با تفکر و عملکرد عطا‌محمد نور و فعالیت های سیاسی و فرهنگی اش او یک فرد دارای نگرش اخوانی است و از این لحاظ قابل مقایسه با رجب طیب اردوغان رئیس حزب «عدالت و توسعه » با حضور بیش از ۲۰ سال در سطوح بالای حاکمیت و ریاست جمهوری ترکیه است.

عطا محمد نور در مقایسه با رجب طیب اردوغان تجارب حرفه‌ای دیگری نیز دارد که از عوامل موفقیت وی در دستیابی به  شهرت و اهمیتی که اکنون دارد به شمار می‌آیند ،او در جهاد مردمی افغانستان علیه نیروهای نظامی استعمارگر شوروی یا ارتش و بعدا مبارزه علیه گروه قومی و تروریستی طالبان در افغانستان تقش بسیار مهم و بزرگی را ایفا کرد و از فرماندهان نظامی سرشناس و کارکشته دولت مشروع و مردمی شهید برهان‌الدین ربانی به حساب می‌آمد.

او با گذشت سال ها از جهاد و مبارزه علیه طالبان و تجربه دو دهه حضور در بخشی از حاکمیت افغانستان و کسب تجربه در مدیریت  و امور کشورداریه همچنان یک فرد مهم و چهره بین‌المللی حوزه سیاسی و حاکمیتی افغانستان است،در درون کشور و جامعه همچنین از نفوذ و مقبولیت نسبتا خوبی برخوردار است.

اما به دلایل ضعف در تفکر سیاسی شخصی  و درگیری های علنی بر سر ریاست حزب دچار ضعف در مقبولیت میان سیاسیون و نسل جدید جامعه به ویژه قشر تحصیل کرده و آگاه از مسایل سیاسی و فرهنگی و اقتصادی شده است

اما نگاه این‌نوشتار بر تفکر و عملکرد عطا محمد نور متمرکز است زیرا توقع جامعه و شأن و مسئولیت جایگاهی که در جامعه و سطح بین‌الملل دارد رویکر و عملکرد پویا تر و منسجم حرفه‌ای را می‌طلبد که در تمام حوزه ها نقش ایفا کند و از حالت انفعال و خنثی در آید.

عملکرد و مواضع دو دهٔ گذشتهٔ عطامحمد‌نور مورد نقد و انتقاد و در برخی موارد مورد اعتراض قرار دارد زیرا با مطالعهٔ‌ عملکرد و مواضع‌اش در آن دو دهه می‌توان دریافت که در راستای یک الگوی مشخص و منسجم  که  قابل پیاده‌سازی روی متن و استخراج چارچوب و اصول معین باشد نبوده و همچنان نیست.  

الگویی که نقش هسته‌ی اصلی و سازنده‌ی یک سیتسم را دارد،توان تعریف چارچوب و اصول ملزم به رعایت و تبیین و تبلیغ برای جذب  و تربیت افراد بیشتر،تولید اندیشه و نهاد و قدرت سازماندهی را دارد.بنا بر این تعریف تفکر و عملکرد عطا محمدنور هیچ یک از معیارها را ندارد و خارج از نسبت و‌ حتی قیاس با چنین تعریف و‌معیار‌هایی قرار می‌گیرد.

اما موضوع تازه‌تر در مورد ایشان سکونت گزیدن یا مهاجرت اجباری ایشان به ترکیه پس از واگذاری کشور افغانستان به گروه قومی-تروریستی طالبان است که جای تعجب و نگرانی دارد،زیرا در ترکیه حزبی بر مسند قدرت نشسته که با تفکر اخوانی همسویی و همگرایی تیره و نزدیک دارد،مسئله ذات خود تفکر اخوانی نیست بلکه افراد مدعی و منتسب به پیروی و فعالیت طبق اصول و چارچوب آن اند مانند اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه.

در این نقطه به یک پارادوکس بر‌می‌خوریم و همین پارادوکس محل بحث و ایجاد نگرانی است چون عطامحمد نور از تاریخ،فرهنگ و‌ هویتی غیر از اردوغان بر‌می‌خیزد، با شناختی که اردوغان و حزب «عدالت و توسعه و  دیگر احزاب سیاسی و مؤتلف با آن داریم بیشتر شبیه به دو فرد و یا امر مخالف یکدیگر در احتمالا تمامی حوزه ها اند،زیرا سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه و دیگر احزاب بر چند اصل پایدار است،یک انسجام کشورها و مردمان ترک‌تبار،دوم تقویت روابط اقتصادی(تسخیر بازار غذا و مسکن و پروژه‌های کلان زیرساختی و معدنی) و سیاسی با دولت های مسلمان به ویژه کشورهای مرکزی آسیا و افغانستان و سوم نفوذ فرهنگی-قومی با سیاست های تاسیس آموزشگاه و خیریه‌ها و تشکیل گروه های تباری به نام ترک در دیگر‌کشورها به ویژه افغانستان.

گذشته از این‌ موارد اصل و ذهنیت دیگری که بلا استثناء تمام احزاب و اکثریت جامعهٔ ترکیه که تبار ترک دارند ملی‌گرایی قومی یا پانترکی است که در تمامی محاسبات‌شان اثر‌گذار است به ویژه در برابر تمدن پارسی که یک موضع هجومی وحالت ضدیت دارد از همین رو در طول سه دههٔ گذشته بارها شاهد همکاری و حمایت های محتلف دولت های ترکیه از اقدامات گروه قومی-تروریستی طالبان و جتی دو دولت جمهوری با ریاست دو افغان/پشتون بودیم و قبل از آن همکاری اردوغان با حزب اسلامی و شخص گلبدین حکمتیار بودیم.

عطا محمد نور با کارکرد و تفکری که از او می‌شناسیم و شرایط کنونی او که تحت فشار قرار دارد در معرض خطر از دست دادن هر گونه استقلال فکری و عملی است و احتمالا با توجه به وضعیت و کشوری که در آن سکونت دارد مورد هجوم افکار بیشتری از نوع اخوانی و سازش و کوتاه آمدن در برابر گروه قومی و تروریستی طالبان و به طور کلی در برابر افغانیت/پشتونیسم  قرار دارد.انفعال و خاموشی یا کارکرد نصفه و نیمه برای تشکیل جبهه منسجم و فراگیر در‌این ۴ سال تسلط گروه قومی و تروریستی طالبان بر کشور را شاید بتوان نتیجهٔ فشار و تاثیر پذیری از  هجوم همین افکار اخوانی و سازش و کوتاه آمدن در برابر گروه قومی و تروریستی دانست .

خطر خنثی‌شدن عطا محمد نور در بستر اخوانی–ترکی و افتادن به انفعال و اتخاذ رویکرد سازشکارانه در برابر گروه قومی و تروریستی طالبان و به طور کلی در برابر افغانیت/پشتونیسم به دلیل وجود تفکر اخوانی در او بیش از پیش تشدید می‌شود و نگرانی برانگیز است.این موضوع اگر به واقعیت بپیوندد در واقع همچون آبی است که در آسیاب جریان دشمن یعنی افغانیت/پشتونیسم می‌ریزد، یعنی در هر سه حالت منفعل،سازشکارانه یا مانند گذشته تداوم رویکرد بی‌الگو و فاقد تداوم سیستمی به نفع پشتونیسم و بازوی مسلح او یعنی گروه قومی و تروریستی طالبان تمام می‌شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published.

دسته ها

خانه