قتلعام هرات ، عالمان خائن و گسترش تفکر افراطی-تروریستی و مغایر با هویت و بینشاسلامی بومی در پی تخریب ذهنیت همزیستی و همدیگرپذیری در هرات جهت تخلیهٔ مردم بومی با گسترش ناامنی هدفمند و تضعیف امکان زیست برای برخی از اقشار جامعه مانند شیعیان.
جامعهٔ روحانیت در افغانستان اساسا به دو دستهٔ پارسی و افغان/پشتون تقسیم میشود،دستهٔ پارسی آن وارث علم و دیانتی مستند از علمای سرشناس جهان اسلام که هر کدام تاثیرات معنوی و علمی خود را بر اسلام و مسلمانان گذاشته اند و در تاریخ این سرزمین از ارزشها و مفاخر بهشمار میروند،اما دستهٔ افغانی/پشتون آن دستهای غیربومی برخاسته از قبیله بدون هیچ پشتوانهٔ فرهنگی و علمی خاص که ذاتا با حقوق و قانون سروکار چندانی ندارد مگر آن چه که منافع قبیلهای اش را تامین کند.
در چهل سال گذشته دستهٔپارسی که بومی سرزمین افغانستان است با کوتهبینی دچار خطاهایِسنگینِ بسیار زیادی شده که از چندین جهت به وجهٔ خودش و جامعهای که به او اقتدا و اعتماد کرده لطمه وارد کرده است،در بخش سیاست و امنیت تاثیر این خطاهای سنگین را میتوان به آسانی بدون حتی ذرهای از تجربه و دانش تخصصی این تاثیرها را که عمدتا منفی و آسیبهای چند لایه اند نشان داد و اثبات کرد.
اما در یک دههٔ اخیر با ورود اندیشهها و باورهای مختلف در پوشش تفکراسلامی به کشور و شیوع آنها میان مدرسههای دینی و دانشجویان رشتههای مختلف آن نسلی از به اصطلاح «عالمان دینی» پرورش یافته اند که با هویتبومی و بینشبومی ث از اسلام تضاد مطلق دارند. بینشیبومی اسلامیای که کاملا مثبتاندیش و صلحجو است و در کنار آن در توسعه، دانش و خدمتگذاری به جامعه پیشرو بوده است.این تضاد که به دلیل رخنهٔ باورهای مغایر با هویتبومی و بینشبومی اسلامیِ صلجو در افغانستان است نوعی خودباختگی و شخصیت تقلیدگرا را در این نسل از عالمان دینی پدیدآورده که توان کوچکترین مخالفت و مشاجره با آن دستهٔ افغانی/پشتون قبیلهگرا و هر آن گروه و تفکر دیگری که بستر و امکان زندگی را برای جامعهبومی سخت میگرداند و او را به پذیرش بینش بسیار سخیف از اسلام وامیدارد را از دست داده و عملا به ابزاری صرفا برای رایدهی در مواقع نیاز تبدیل کرده.
اگرچه که دستهٔ روحانیتپارسی از دانش و میراث بلند و گرانبهایی برخوردار است اما به دلیل رخنهٔ باورها و اندیشههای غیربومی متضاد با هویتبومی و بینش صحیح و صلحجویی که از عالمان اصیل این سرزمین برایش بجای مانده درمانده از اتخاذ یک سیاست مشخص و مستقل در خصوص ادارهٔ کشور و مدیریت جامعه و رخدادهایی است که در این دو پیشمیآید.
حادثهٔ بسیار دلخراش قتلعام شیعیان در هرات در چند روز گذشته این امر مضر را ثابت کرد و با پخش اعلامیههایی از سوی استاندار تروریست و فاسد گروه قومی و تروریستی طالبان در هرات و همچنین قربان و صدقه رفتن برخی از افراد از جامعهٔ روحانیتپارسی-بومی برای این تروریست به نام «مولانا جار » نیز همچنین امضای دیگری پای اثبات این امر مضر و خطرناک گذاشت.
وجود افرادی به نام «عالمدین»با باورها و اندیشه
های مغایر و متضاد با هویتبومی و بینشبومی اسلامی در افغانستان به ویژه در استان هرات اگرچه که پارسی باشند کمتر از خطر وجود و حضور تکفیریهای القاعده و داعش نیست بلکه در موارد و زمینههایی نیز این خطر بیشتر و حیاتی است.
افرادی که در ستایش نمایندهٔ گروه قومی و تروریستی طالبان در هرات مینویسند و او را با لقبهای مولانا خطاب کرده و متنهای عاشقانه و دلسوزانه نثارش میکنند در واقع خائنین به میهن و ملت اصیل-بومی افغانستان و هرات عزیز اند و بلاشک این افراد بازاریابهای افکار تکفیری و قبیلهای طالبان و داعش و القاعده اند،افکاری که جهان اسلام و امت مسلمان را سالهاست به خاک و خون کشیده و از آبادیهای سرزمینهای اسلامی تلی از خاک و خون ساخته .
وجود و حضور چنین افکار و افرادی در هرات و افغانستان نشانهٔ رخدادهای تروریستی و غیراسلامی و غیرانسانی دیگر است،اگرچه که زمان میان این رخدادها بلند باشد اما چرخهٔ آن وجود دارد و به سبک دیمی (هرگاه نیاز باشد و فرصت میسر)انجام میگیرد.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português