پنجشنبه, بهمن ۱۶, ۱۴۰۴

اصطلاح و صفت پارسی از افغانستان تا قُم!

by بهمن ۱۰, ۱۴۰۴
11 mins read
photo 2026 01 18 18 23 53

photo 2026 01 30 08 06 10

وَرخطا و بَرخطا !

در افغانستان اصطلاح ترکیبی جالبی برای یک حالت از «حول‌ شدگی» یا «ترس همراه با دستپاچگی» و «سراسیمگی» ناشی از یک تجربه یا برانگیختگی ناگهانی  به‌ کار می‌رود.

بازنمود و نمونه :

مثلا شما مشغول کاری هستید که حواس‌تان را تماما به خودش جلب کرده و به پیرامون خود توجهی ندارید یا مانند هنگامی که صدای داد و فریاد دعوا،کمک‌خواهی برای نجات،شلیک،انفجار ،آژیر و یا سخن و خبر هشدارآمیز،تهدیدآمیز یا یک شرایط عجله.

هرنوع عملی،سخنی،مشاهده‌ای،احساسی،صدایی،شرایطی یا رخدادی که در شما یک حالت کوتاه مدت «حول‌شدگی» یا «ترس و دستپاچگی»  را پدید بیاورد در واقع حالتی است که برای آن اصطلاح «وَرخطا» به کار می‌رود.

معمولا این حالت «وَرخطایی» یک زمان بسیار کوتاه است که بیشتر هم به واکنش غیرمنطقی یا نوعی «کنش ناسنحیده و بی‌دقت» منتهی می‌شود!

۱-برای نمونه تصور کنید شما در آشپز‌خانه مشغول آشپزی هستید و‌ حواس‌تان به پیرامون نیست،برادرتان به یکباره بی آن که شما متوجه بشوید جلوی شما ظاهر می‌شود و شما با دیدن او برای چند ثانیه«حول»می‌کنید  و در‌همین چند ثانیهٔ کوتاه امکان دارد سخنی بگویید یا واکنشی نشان دهید که در حالت عادی نشان نمی‌دهید یا حالتی روانی در شما پدید آید که دچار یک گرفتی در سخن گفتن و دستپاچگی در عمل شوید.
۲-یا در شرایطی هستید که دیرتان شده و عجله دارید.

اما در ایران!

در ایران هم لهجه‌های فارسی بسیاری هستند که واژه‌ها و اصطلاح های محلی خود را دارند که با دیگر لهجه‌ها متفاوت اند اما «گویا و رسانای» یک حالت از حالت های روانی و عملی در انسان اند

مثلا در لهجهٔ قُمی نیز برای همین حالت «وَرخطا» که نشان از یک نوع حالت روانی و عملی دارد نام و اصطلاح ویژه‌ای وجود دارد که «وَریو» گفته می‌شود.

وَریو زمانی به کار می‌رود که فرد در یک شرایط گیجی،سراسیمگی،برانگیختگی،علجه،ترس و یا برانگیختگی در اثر تجربهٔ غیر منتظره‌ی ناگهانی به سر می‌برد و نمی‌داند از کجا آغاز کند،چگونه عمل کند یا با دقت و سنجش آن چه را در پیش دارد پیش‌ببرد.

در هر دوی این نام‌ها یا اصطلاح ها «حالت» و پیشوند «وَر» مشترک اند و از لحاظ زبانشناسی «وَر» یک پیشوند پارسی نیز است که در آغاز بسیاری از واژه‌ها و فعل‌های پارسی دیگر نیز به کار می‌رود مانند ۱-ورانداز،۲-وررفتن،۳-ورزدن

اما گاهی «وَر» با پیشوند «بَر» اشتباه گرفته می‌شود مثلا به جای ورانداز که معنای یک نگاه از کلی یا از سر تا پا را می‌دهد را برانداز می‌گویند در حالی که برانداز یعنی از یک مکان معین انداختن یا برچیدن و اما اگر ورانداز به همین منظور به کار رفته شود

باز هم معنای دیگری می‌دهد زیرا یک معنای ورانداز که از فعل مرکب ورانداختن می‌آید معنای «از همه جا انداختن/برچیدن/گم‌کردن/نابود کردن/منقرض کردن/ساقط کردن را می‌دهد.

اما چون «بَر» در معنایی دیگر از معانی خود نشان از یک پیوند یا اتصال یا ربط را نیز دارد پس اگر به جای «وَرخطا» بَرخطا گفته شود اشتباهی صورت نداده فقط زمانی که منظور از بیان آن آن حالت مورد بیان و هدف اصطلاح « وَرخطا» نباشد و منظور از گفتن «بَرخطا» این است که مثلا :

۱-تو «بَر خطا»هستی اُمید یعنی جناب اُمید دچار/مرتکب/دارای یک خطا است!
۲-یا مانند هنگامی که کسی می‌خواهد به جای« من این باور را دارم » می‌گوید «من بَر این باور هستم»

در هر دو نمونه  پیشوند «بَر» با یک معنا به کار رفت اما در نمونهٔ دوم چون نام‌واژهٔ خطا قابلیت ترکیب شدن با پیشوند « بَر» را دارد می‌تواند یک صفت و اصطلاح به نام «بَرخطا»بسازد که نشانگر و تعریف کننده یک نوع حالت است.

واژهٔ توصیفی «بَرخطا» نمی‌تواند بیانگر آن حالتی باشد که «وَرخطا» است اما می‌تواند بیانگر حالتی باشد که « در خطا بودن/به‌سر بردن/دچاربودن» را توصیف می‌کند و منظور می‌دارد.

وَریو یا وَرخطا بودن حالت دلپذیر و خوشایندی نیست همانطور که بَرخطا بودن اصلا دلپذیر و خوشایند نیست،این دو حالت از حالت‌هایی اند که بار منفی یا یک بازتاب منفی دارند و هر دو از واژه‌های ترکیبی اند که نشان از یک حالت روانی/عملی دارند.

در پایان هم برای تفهیم و نزدیکی ذهنی هر دو اصطلاح و صفت «وَرخطا» و «بَرخطا» را در دو گزاره صرف می‌کنیم/به کار می‌بریم.

۱-وَرخطا :
با خواندن این نوشتار وَرخطا/وَریو نشوید
۲-بَرخطا :
این نوشتار بَرخطا نیست/دچار خطا/دارای خطا/ بر هیچی خطایی نیست.

Leave a Reply

Your email address will not be published.

دسته ها

خانه