اگری سری به فضای مجازی و رسانه های خبرگزاری و گزارشگری شفاهی و کتبی زبان فارسی بزنیم متوجه موضوعات مختلف و جدی میشویم. از جمله این که بیشتر فضا یا سپهر زبان پارسی را در فضای مجازی و دنیای اینترنتی از میان تمام مردمانی که به زبان پارسی سخن میگویند و تولید محتواد دارند کاربران و رسانههای ایرانی تشکیل میدهند.
این سهم کلان مردم ایران از فضای زبان پارسی در فضای مجازی و دنیای اینترنی به چند بخش اصلی تقسیم میشود که دو مورد اصلی آن مردم یا شهروندان عادی به عنوان کاربران عادی پلتفرمهای مختلف اند که عموما فضای مجازی را تشکیل میدهند و مورد دیگر رسانههای کتبی و گاهی شفاهی اند که در قالب خبرگزاریها،مجله
ها،روزنامهها،صفحههای پژوهی وآماری،صفحههای تاریخی و تحلیلی اند.

اما دلیل داشتن چنین سهم کلان از فضای زبان پارسی در فضایمجازی و به طور کلی دنیای اینترنتی چیست و چرا دیگر مردمانی که زبان و تبارشان پارسی است و با این زبان در فضاهای مجازی و دنیای اینترنی مانند خبرگزاریها،روزنامهها،مجلهها،صفحههای پژوهشی و آماری،صفحههای تاریخی و تحلیلی تولید فعالیت و محتوا دارند سهم کوچکتری نسبت به آن دو مورد اصلی نام برده شده از کاربران و رسانه های ایرانی دارند ؟
این امر در مرکزی ترین نوع و عوامل سازندهی خود برمیگردد به جمعیت بیشتر،رفاه بیشتر و فراهم بودن امکانات مختلف و مورد نیاز که برای ورود و تولید محتوا در دنیای مجازی نیاز است.
اگر این امر را کامیابی بدانیم و نام آن را «تسلط»بگذاریم شاید بتوانیم بهتر و روشنتر به دلیل های مختلف و متنوع آن بپردازیم که چرا و چگونه چنین کامیابیای برایشان رقم خورده و به آن در این حوزه تسلط کیفتی و کمیتی محتوا و کاربری بخشید است.
ایران کشوری است که بیش از ۸۵ میلیون نفر جمعیت دارد،امنیت و رفاه و پیشرفتگی بهتر و بیشتری نسبت به برخی همسایگانخود دارد و از سویی هم همسایگانی دارد که از چنین امری برخوردارند و تاثیرشان بر ایران و مردم آن بسیار بوده و همچنان است. دولت های گذشته در ایران روابط نسبتا بهتر و بیشتری با جهان غرب داشتهاند که به همین سبب تاثیرات فراوان از جهان غرب پذیرفتند.این تاثیرات بیشتر در حوزه های کشورداری ،مدیریت جامعه،تشکیل ادارات و سازمانهای مختلف در امور دولتی و اجتماعی بوده و در حوزه های علمی،تاریخی،پژوهشی و هویتی هم بسیار متاثر از دنیای غرب شدند و رفته رفته فرهنگی نیمه غربی یا رنگ و لعاب غربی أساس گرفت که پیامد های آن را در رویکرد های سیاسی و فرهنکی و رفتار های احتماعی و حدود شکنی در حوزه های دینی و مذهبی و عرف سنتی جامعهی شان میبینیم.

از سویی هم به دلیل داشتن جغرافیای استراتژیک،منابع طبیعی مانند نفت و گاز،نوع حکمرانی و اتخاذ سیاست هایی که خلاف جریای های اصلی قدرت های سیاسی و اقتصادی جهان بوده همچنان توسط کشور های زیادی به ویژه اروپا وآمریکا کوشیده شده تا نام کشور و مردم ایران در چرخهی رسانه ها بچرخد و موازی با آن مردم را به فعالیت در فضاهای مختلف مانند فضای مجازی واداشته است.
دلیل های بسیار دیگری هستند که این سهم کلان را تشکیل میدهند اما مقصود توضیحی کوتاه و فراگیر بود که چه دلیل های عمدهای پشت این کامیابی و تسلط بر فضای زیان پارسی در فضای مجازی و دنیای اینترنتی هستند.
اما مردمان دیگر که زبان و تبارشان پارسی است مانند کشور های افغانستان و تاجیکستان اما کامیابی و تسلط کمتری دارند از بسیاری امکانات،رفاهی،امنیتی ،اقتصادی و پیشرفتگی اداری و سیستمی که کشور و مردم ایران از آن ها برخوردارند در کشور های خود و یا دیگر کشور هایی که در آن ها مهاجر اند برخوردار نیستند و همین امر باعث شده فعالیت کمتر،تولید محتوای کمتر،مشارکت کمتر در فضای مجازی و دنیای اینترنی داشته باشند .در برخی کشور های دیگر که تاجیک ها یا مردمان پارسی تبار و پارسی زبان زندگی میکنند هم به دلیل ممنوع بودن تکلم و فعالیت و تولید محتوا به زبان پارسی است که بر اساس آنچه شنیدهایم و گویا قوانین اساسی شان هم چنین میگوید هر گونه تکلم ،فعالیت و تولید محتوا به زبان پارسی پیگرد قانونی دارد مانند کشور های ازبکستان،ترکمانستان که همچنین نیمی از هجمعیت هر یک از این دو کشور تاجیک است. اما در برخی کشور های دیگر که تاجیک ها بومی هستند مانند هندوستان ، مناطق عمدتا شمالی از پاکستان و مناطق شرقی در چین که تقریبا زبان پارسی تبدیل به یک زبان محلی شده و توان خاصی ندارد و مگر این که احیا شود.
فضای مجازی و دنیای اینترنتی برای هر فرد و جامعه و کشور مهم است وحیاتی به شمار میآید،زیرا در عصر کنونی که عصر دیجیتال و اینترنت است هم بسیاری از أمور زندگی اجتماعی دیجیتال شده وانجام میگیرد و نیز مدیریت اذهان عمومی و جوامع و ساخت ذهنیت و آموزش و آگاهی دهی در آن ها هم در همین فضای مجازی و دنیای اینترنتی شکل کرفته و به طرز باورنکردنی ای انجام میگیرد و کامیاب است.


دقیق.