پانترکیسم و کارگزاران آن در افغانستان
در کنار تمام مسائل مهم دیگر در کشورافغانستان پانترکیسم نیز مسئلهای مهم است؛زیرا ارتباط مستقیمی با جامعه،فرهنگ،امنیت و آیندهی این کشور دارد.
پانترکیسم تفکر قومی تُرکی باهدف همبستگی و همگرایی مردمان و دولت های ترکزبان و ترکتبار برای تشکیل «دنیایترک»است.
به طوری که پیوسته در هرگوشه و کنار جهان به دنبال افراد ترکتبار و مناطقی که در دورهای تحت حاکمیت حاکمان ترکتبار بودهاند میگردد و به بازسازی هویت و تاریخ ترکی میپردازد،با حمایت های مالی و فرهنگی و تاسیس موسسه های خیره و آموزشی و تشکیل اجتماع ها از افرادی که احتمال میرود از این تبار باشند یارگیری میکند و با همکاری نیروهایای ایجاد شده به گسترش افکار قومی خود میپردازد.
فعالیت پانترکیسم در کشور های همسایه افغانستان مانند ایران شدت بسیار بالایی دارد و در یک دههی گذشته فعالیت آن در کشور افغانستان نیز شدت یافته به طوری که در بخشی از جامعهٔ فارسی که در مسائ تاریخی و هویتی ناآگاه اند نفوذ قابل توجهی داشته و با ارائهی خدمات در حوزههای آموزشی و پرورشی،نهاد ها و موسسه های فرهنگی و حمایت های سیاسی موفق به تغییر ذهنیت این افراد نسبت به هویت شان شده است.برای نمونه میتوان به افرادی از میان مردمان هزاره که بخشی بسیار کهن و ریشهدار جامعه فارسی اند اشاره کرد یا اقلیت بسیار کوچکی تحت نام ترکمان ها که ادغام شده در مردم هزاره اند .

اما پانترکیسم در کنار نفوذ بسیار عمیق خود در میان هزاره ها به دیگر مناطق و بخش های جامعه افغانستان مانند هرات به ویژه فرهنگیان و مردمانی که به لحاظ احتمال میرود ترکتبار باشند نفوذ بسیار عمیق داشته،با حمایت های مالی و فرهنگی توانسته پایگاه بسیار نیرومندی در این قشر و فرهنگیان هرات بسازد.
پانترکیسم در افغانستان تحت نام های گوناگون فعالیت دارد و با ساخت مدارس و آموزشگاه های مختلف مانند « مدارس افغان-ترک» و موسسه « تیکا » که بیشتر امور فرهنگی و خیریه فعالیت دارد توانسته به مقیاس کلانی از موفقیت ها در جامعه و اثرگذاری در حوزه های تاریخی،هویتی و فرهنگی و حتی سیاسی و اقتصادی دست یابد.
گوشهای بسیار کوچک از فعالیت های پانترکیسم را میتوان در همکاری و ارائهی خدمات فرهنگی و حمایت های مالی با «انجمن ادبی هرات» که توسط آقای ولیشاه بهره اداره میشود دید ،با برگزاری نشست ها و محفل های معرفی کتاب یا قدردانی از فرهنگیان هرات نوعی از مشروعیت فرهنگی را که نفوذ غیرمستقیم است به دست آورده.
شوربختانه این امر شوم توسط فرهنگیان هرات آگاهانه و ناآگاهانه استقبال میشود و هیچ اعتراضی نسبت به فعالیت های قومی و دخالت های فرهنگی موسسه های تیکا و مدارس افغان-ترک صورت نمیگیرد بلکه با افتخار و شور و شوق در محافل و نشست های این کارگزاران پانترکیسم در سراسر افغانستان به ویژه در هرات توسط آقای ولیشاه بهره و دیگر فرهنگیان اشتراک صورت میگیرد بی آنکه به عواقب خطرناک آن توجهی شود.

در پرسوجوهایی که انجام شده اطلاعاتی به دست آمده که فعالیت های بسیار عجیب و غریب مشابه با فعالیت های سازمان های اطلاعاتی-جاسوسی و استعماری دیده شده
برای نمونه در :
۱-مواردی برای کارمندان و دانشجویان برخی مدارس افغان-ترک توصیه شده که حتما باید با فلان فرد خاص ازدواج کنند
۲-ترویج و پافشاری بر استفاده بر واژههای غیر فارسی و غیربومی در زبان گفتاری و نوشتاری روزمره
۳-تاکید بر هویت افغانی و دری بودن زبان فارسی
۴-سازماندهی بسیار هوشمندانه بخشی از مردم تحت افکار قومی ترکی
۵-ترویج و تاسیس شبکه های گوناگون به زبان ازبکی و افکار تجزیه طلبی به هدف تشکیل کشور« ترکستان» درمناطق ازبک و هزاره نشین
۶-حمایت از زبان و و فرهنگ و تاریخ مردم هزاره
و ترک و مستقل دانستن آن ها از فرهنگ و مردمان فارسی
۷-ترک دانستن اکثر دانشمندان،شاعران و دیگر افراد و آثار ارزشمند فرهنگ فارسی مانند
مولانا بلخی،پورسینایبلخی،ابوریحان بیرونی و دیگر مفاخر…

پانترکیسم پدر تمام افکار ناسیونالیسم قومی یا ملیگراییتباری در گسترهی فارسی و سرزمین های اسلامی است که پشتونیسم نیز الهام گرفته از همان است و هر یک از این پان ها از اهداف نخستشان تضعیف و نابودی تاریخ،هویت و فرهنگ پارسی و در ادامهی آن پراکنده سازی و تحت ستم و محرومیت نگه داشتن جامعهٔ پارسی است چنانچه که در افغانستان مشاهده میشود یا در ازبکستان و ترکمانستان که سرزمین اصلی پارسیان و از مراکز اصلی فرهنگ پارسی اند.
افراد،نهاد ها و موسسه هایی که با کارگزاران پانترکیسم مانند موسسهی «تیکا» و «مدارس افغان-ترک» کار و همکاری دارند چه آگاهانه و چه ناآگاهانه در حال تیشه زدن به ریشهی تمدن پارسی اند و سهیم در گسترش این بیماری و بلای ویرانگر در کشور افغانستان اند،اثرات فعالیت پانترکیسم را در سال های آینده با مشکلات و اختلافات کلان قومی و ستیز های آشکار علیه امنیت کشور،مردمان و جغرافیای پارسیان را خواهیم دید،دلیلاش هم وجود افراد حقهباز و معاملهگر در قشر سیاسی و فرهنگی کشور به ویژه در هرات باستان شهر علم و فرهنگ است.

