پنجشنبه, بهمن ۱۶, ۱۴۰۴

مقاومت ملی و احمد مسعود ، قامت و مسئولیت یک رهبر

by بهمن ۱, ۱۴۰۴
۱
16 mins read
Photo 2026 01 21 07 06 59

Photo 2026 01 21 07 06 53

مقاومت ملی و احمد مسعود ، قامت و مسئولیت یک رهبر

روزهای پایانی مردادماه/اسد سال ۱۴۰۰ در واقع روزهای واگذاری حکومت جمهوری اسلامی افغانستان به گروه قومی و تروریستی طالبان بود،حکومتی که با همت ‌و کوشش،جان‌فشانی‌ها و شهادت هزاران سرباز و شهروند سر پا نگه داشته شده بود،امید را دل بسیاری از مردم بیدار و تصور بهتر شدن وضعیت امنیتی و اقتصادی و فرهنگی کم کم تبدیل به باور گشته بود.

اما به دلایل محتلف از جمله اهداف قومی  افغانی/پشتونیستی رئیس جمهور با ترتیبات از پیش برنامه‌ریزی شده تمام ادارات و ارگان های مدیریتی و امنیتی کشور را فلج کرده و در روز ۲۴ مردادماه/اسد بر اساس گزارش های متعدد همراه با میلیون ها دلار‌ پول نقد گریخت و عملا پایتخت و کشور را به همتبارانش گروه قومی و تروریستی طالبان واگذار کرد که به اشتباه از آن به عنوان سقوط کابل یاد می‌شود.

در همین روزها اما جریان اصیل و‌ بومی دیگری که ریشه در تاریخ،هویت و فرهنگ این سرزمین دارد و در دفاع از تمامیت،ملت و عزت آن سال ها در برابر تجاوز استعمارگران همچون ارتش سرخ شوروی و دورهٔ نخست تجاوز  گروه‌های محتد تکفیری و قومی و تروریستی مانند القاعده و طالبان جانانه سینه سپر کرده از موجودیت میهن خویش دفاع کرده است به ناگهان خود را گیر افتاده در میدان گرم و تجاوز دوبارهٔ همان گروه‌های تکفیری،قومی و‌ تروریستی القاعده و طالبان دید و با ساماندهی هر چند دیروقت و نسبتا ضعیف اما با اراده‌ای آهنین به سنگر شتافت و پرچم مقاومت برافراشت.

 

مقاومتی که سال ها تجربه داشت اما متاسفانه به دلیل فشارها و توطئه‌های ترکیبی داخلی و خارجی دچار فروپاشی ساختاری،فکری و فرسودگی افراد برجسته و نخبه‌ای شده بود ،ولی در کمال ناباوری به یک باره با پیوستن فرماندهان و سربازان ارتش‌ فروپاشیده پر و بال گرفت و دارای گروه‌های مختلف مدیریتی،میدانی و رسانه‌ای شد و با تمام قدرت در برابر تجاوز و متجاوزین تکفیری و قومی و تروریست ایستاد.اما دیری نگذشت که دچار ضعف درونی شد و بدون پشتیبان و حمایت های مورد نیاز خود در میدان ماند و وادار عقب نشینی و فعالیت در حد توان شد.

ماهیت این مقاومت حق و مبرا از هر گونه باطل و ستم است و تنها راه چاره برای بیرون آمدن از وضعیف بسیار دشوار و بغرنجی که گروه های تکفیری و قومی و تروریستی  تسلط داده شده بر میهن عزیزمان پدیدآورده‌اند اتفاقا همین مقاومت است و وظیفهٔ فرد فرد جامعه است تا در تبیین و تثبیت تفکر مقاومت یاری دهد ولو که ناچیز باشد اما در ماهیت خود کلان و‌ ارزشمند است.

برای این که یک مقاومت به بهترین وجه راهبری شود و نتیجهٔ نافع داشته باشد ملزم به برخورداری از چند مولفه است :

۱-یک رهبر عالم،عادل،قاطع،مدبر،مقتدر و مسلط 
۲-شورای مشاورین متشکل از علمای علوم دینی و انسانی و روابط بین‌الملل
۳-شورای مشاورین متشکل از  فرهنگیان،اصحاب رسانه و تبلیغات و روابط عمومی
۴-شورای همکاری سرمایه‌داران،حمایت کنندگان و تامین کنندگان مالی،ابزاری و تمامی نیاز های جانبی و حیاتی 
۵-شورای همکاری شوراها و سران گروه‌ها،احزاب و تشکل های صنفی و غیره.
۶-شورای خبرگان برای اتخاذ تصمیمات کلان و راهبردی و تعیین رویکردهای کلی حوزه‌ها
۷-شورای امنیت و اطلاعات و هماهنگی گروه‌های میدانی در راستای مصوبات شورای خبرگان

این فهرست می‌تواند پرشمارتر باشد اما این شوراهای شش‌گانه چکیدهٔ اصلی و مکمل های ملزم برای  تضمین پایداری قدرت و موفقیت‌اش  مقاومت اند.

در ادامه باید این تعریف را همراه با مولفه‌های آن در‌ مرکز مسئله قرار داد و با توجه به دو عامل دیگر یعنی «وضعیت مطلوب» و «وضعیت موجود»  عملکرد شخص احمد مسعود و فعالیت های کلی «مقاومت‌ملی افغانستان» را در محور تعریف و دو عامل نامبرده شده سنجید،نقد،تقدیر کرد و توصیه  ارائه داد.

احمد مسعود با توجه به میراثی که از پدر برایش مانده و مسئولیتی که آن میراث متوجه او می‌سازد عملا به یکی از ستون های اصلی و پایدار مقاومت تبدیل شده و در وضعیت موجود چه در آغاز «مقاومت دوم» و چه وضعیت موجود اکنون گزینهٔ کارا و قابل قبولی برای اشغال جایگاه رهبری مقاومت ملی افغانستان بوده و است.

تاثیرات منفی ناشی از تجاوز گروه های تکفیری و قومی-تروریستی طالبان،القاعده و ده ها گروه دیگر و اوضاع وخیم در تمام حوزه‌های کشور و از سویی حرج و مرج جاری در سراسر جهان بر افکار و اذهان جوامع به ویژه جامعهٔ افغانستان حالت‌هایی چون بی‌منطقی،سردرگمی ،سرخوردگی را تحمیل کرده و همین امر باعث شده بخشی از جامعه با وضعیت موجود کنار بیاید،بخشی همچنان با شدت در اندیشهٔ مبارزه و مقاومت باشد و بخشی دیگر قدرت و توان اتخاذ تصمیم و موضع درست را از دست بدهد.

با مطالعهٔ این حالت‌های تحمیل شده به افکار و اذهان عموم مردم و می‌توان میزان اثرگذاری فعالیت‌های «مقاومت ملی افغانستان» بر جامعه برآورد کرد و در محور همان منظومهٔ «تعریف،مولفه‌ها و دو عامل «وضعیت‌مطلوب» و «وضعیت موجود » مورد بررسی و ارزیابی قرار داد و در صورت نیاز تغییرات و اصلاحات لازم را اعمال کرد.

همانطور که  مفهوم «مقاومت» احساس شدت و جدیت در عمل را به انسان می‌بخشد تاریخ جهان و روزگار کنونی همراه با متزلزل شدن نظم قانون‌محوری که سال ها مسلط بود و هرج‌و‌مرج های جاری این احساس را تقویت می‌کنند مقاومت ملی افغانستان و در راس آن احمد مسعود می‌بایست عزم شدت و جدیت بخشیدن به فعالیت‌‌ها را در پیش بگیرند و در حوزه‌هایی که تاکنون با نرمش،سازش و یا سهل‌انگاری عمل کرده اند رویکردی شدید و جدی را جایگزین کنند و هدف‌گذاری های معین در تمامی حوزه‌ها به ویژه دو حوزه‌ی تضعیف قدرت گروه قومی و تروریستی طالبان در داخل و خارج از افغانستان و تضعیف چهرهٔ آن ها در سطح بین‌الملل تعریف نمایند.

حوزه‌ی دیگر که نیاز به تشدید دارد فعالیت رسانه‌ای و روابط عمومی و دیپلماتیک در یافتن متحدان و حامیان مالی و سیاسی به ویژه دستیابی به مجوزی برای تشکیل مراکز فعالیت و برگزاری نشست‌های عمومی در یک کشور حامی و متحد.

این دو گام نخست و اثرگذار که در صورت تحقق نور امید به تغییر مثبتِ اوضاع و خودآگاهی را در جامعه ایجاد می‌کند و باور و اعتماد به مقاومت ملی را افزایش می‌دهد و از سویی سبب بازاندیشی بسیاری از کشور ها و سازمان های دیگر در رویکرد و مواضع شان نسبت به مقاومت‌ ملی و گشایش دروازه‌های مختلف خواهد شد.

1 Comment Leave a Reply

Leave a Reply

Your email address will not be published.

دسته ها

خانه