پنجشنبه, بهمن ۱۶, ۱۴۰۴

سکوت همنوعان ، خیانت و تقویت دشمنان

16 mins read
Photo 2025 12 29 01 28 06 1

وقتی هم نوع می‌گوییم!!بالاخره حداقل‌اش اینست که یک زبان داریم یا شاید یک تاریخ و یا یک تبار،تفاسیر می‌توانند مختلف و متنوع باشند.

اما آنچه بنده یعنی نویسنده‌ی این متن از هم‌نوع  در این متن منظورم است دقیقا همان منظور و معنایی است که عموما از آن برداشت می‌شود ،عبارت است از  همزبانان،همتباران و هم فرهنگیان،فرد یا افراد دیگری را خطاب قرار نمی‌دهم.

 

این همنوعان بنده یا بهتر است بگویم ما،کشور و ملت ایران است که خوشبختانه یک زبان،یک فرهنگ و یک تاریخ داریم و با توجه به ۴ دهه‌ی گذشته وضعیت عمومی امنیتی،اقتصادی و رشد شان در تمامی حوزه ها نسبت به ما چندین برابر بوده و بلکه قابل مقایسه نیست.اما همین صرف همنوع بودن مان در ما توقعات بسیار کلانی نسبت به آن ها پدید آورده است!!!

 

البته فراموش نشود همانگونه که جمهوری اسلامی ایران در ۴ دهه‌ی گذشته در کشور ما افغانستان مداخلات بسیاری داشته است که نتایج منفی و مثبی داشته اند و در کنار آن از چند میلیون پناهنده و مهاجر افغانستانی نیز پذیرایی کرده است که نباید نادیده گرفت یا کوچک شمرد،در همین نقطه سپاس خود را بابت این میزبانی بیان می‌دارم.ولکن اگر به ۴ سال گذشته یعنی از آغاز واگذاری کشور به گروه قومی و تروریستی طالبان و خروج آمریکا نگاهی بیندازیم خب شاهد عملکرد عقلانی خاصی که پیرو یک منطق عقل پسند باشد نبودیم!!!زیرا از سویی همنوع هستیم و توقعات بسیاربلند داریم و از سویی شاهد دخالت های فراوان بوده و هستیم که ضررشان از سودشان بیشتر بوده است  و از سویی هم شاهد همکاری ها و روابط بسیار نزدیک جمهوری اسلامی ایران با گروه قومی و تروریستی طالبان هستیم تا جایی که سفیر این گروه قومی و تروریستی را پذیرفتند،سفارت و کنسولگری ها را در اختیارشان گذاشتند و در بسیاری از حوزه های دیگر چنانچه که در گزارش های و‌نقل ها شنیدیم همکاری کردند.

 

در همین ۴ سال با وجود تجاوزات و تخطی های مختلف طالبان و انتقاد ها،اعلام اختلاف و  توصیه های بسیاری از افراد ایرانی و افغانستانی نسبت به این رویکرد نرم و برادرانه‌ی جمهوری اسلامی ایران  با گروه قومی و تروریستی طالبان بوده‌ایم، همچنان این رویکرد ادامه یافت بلکه نرم تر و برادرانه‌تر هم شد و بسیار شگفت‌آورانه تخریب مخالفان این گروه قومی و تروریستی مانند «مقاومت ملی افغانستان» در پیش گرفته شد و عملا در رسانه ها توسط فرستاد‌ه‌ی ویژه‌ی جمهوری اسلامی ایران در امور افغانستان یعنی آقای « قُمی» وابستگان آمریکا و مقاومت آمریکایی خوانده شد و اجازه‌ی هیچکونه فعالیت و افتتاح دفتر سیاسی  به مقاومت ملی داده نشد بلکه در گزارش های بسیاری نیز شاهد دستگیری برخی اعضای مقاومت ملی تحت نام داعش بودیم!!!

 

در یک سال گذشته که به یکباره دولت مستقر پا در یک کفش کرد که می‌خواهد میلیون ها افغانستانی را اخراج اجباری کند،بدون در نظر گرفتن هیچ گونه راه و روش انسانی و رعایت حقوق بشر این ایده را عملی کرد و همراه با آن سربازان و سرداران ارتش پیشین کشور افغانستان را هم  اخراج کرد که بلافاصله پس از ورودشان به افغانستان  شاهد کشته شدن‌شان توسط گروه قومی و تروریستی طالبان بودیم.

اکنون به مدت ۴ ماه است که عملیات های تروریستی مرموزی در ایران انجام می‌شوند که صرفا مخالفین سرشناس گروه قومی و تروریستی طالبان در آن ها ترور می‌شوند مانند ترور «حاج معروف غلامی » در ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ در مشهد و ترور

شهید سردار اکرام‌الدین سریع در ۳ دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهران، یعنی در کمتر از ۴ ماه دو فرد مشهور و کلیدی ضدطالبان ترور و شهید شدند!!!

Photo 2025 12 29 01 28 06 1 300x300

 

تقریبا در اکثر رسانه های ایرانی هیچ خبری از انتشار متن یا گزارش در باره‌ی این دو عملیات تروریستی و شهادت دو فرد ایران دوست و ضد گروه قومی و تروریستی طالبان منتشر نشد و کمتر کسی از آن ها سخن گفت. و در این نفطه است مه انتقاد اصلی و شک بر خیانت این رسانه ها در دل ها می‌پیچد و چند مثال ساده را می‌آورم تا انتقاد را دوستانه تر و محترمانه تر بیان دارم.

 

چرا وقتی یک عالم شیعه درباره‌ی حجاب زنان ایرانی و یا یک فرد کنشگر در حوزه های مختلف سخنی نابجا و ناروا می‌گوید که اثر و یا نتیجه‌ی منفی در زندگی مردم و أمور کشور ایران دارد  اکثر این رسانه ها آن عالم و فرد را مورد انتقاد سخت قرار می‌دهند اما وقتی یک عالم سنی در بلوچستان آشکارا از گروه قومی و تروریستی طالبان حمایت می‌کند و آن را برای مردم افغانستان خوب می‌داند و یا فردی دیگر سخنی ناروا نسبت به مردم و کشور أفغانستان می‌گوید  سکوت می‌کنند و هیچ انتقاد و مخالفتی اعلام نمی‌کنند،چرا؟آیا این رویکرد برای مردم و کشوری که خواهان عدالت و آزادی و برابری اند و از سویی هم خواهان تبدیل شدن به ابرفدرت منطقه  اند شایسته و مفید است یا نه خیانت به خودشان،همنوعان‌شان و تمام آرمان های عدالت خواهی،آزادی‌خواهی و برابری‌خواهی شان است؟

 

۱-آیا زمان آن نرسیده است که دست از سکوت خیانت‌آمیز برداشته شود و در برابر این رویکرد برادرانه‌ی دولت جمهوری اسلامی ایران با گروه تروریستی طالبان ایستاد؟

۲-آیا زمان آن نیست که این ترور ها را رسانه‌ای کرد و خواستگار ارائه‌ی بیانیه از مقامات و اداره‌‌های مربوطه شد؟

۳-آیا زما آن نیست که به فریاد مردم افغانستان و زبان و‌ فرهنگ پارسی شتافت،أفغانستان همان خراسان مرکز و خاستگاه زبان و فرهنگ پارسی که امروز همنوعان مان از آن برخوردارند.

۴-آیا زمان آن نیست که هویت لابی های گروه تروریستی طالبان را در دولت و جامعه‌ی ایران افشا کرد و آن عده از عالمان سنی و افراد کارشناس را که دولت و سیاستمداران را به روابط هر چه بهتر و برادرانه‌تر با طالبان تشویق می‌کنند را پاسخگو کرد؟

 

 

آنچه که ما تاکنون از بازتاب این رویکرد همنوعان مان در جامعه‌ی خودمان دریافته ایم آنچنان هم مثبت نیست و تردید و شک و وجود خیانت را در دل و ذهن مردم کشور افغانستان  نسبت به آن ها پرورانده است . اگر عقل سلیمی باشد هر چه زودتر این رویکرد را ترک می‌گوید و به رویکردی شایسته و عاقلانه و همنوع دوستانه روی می‌آورد اگر نه همینطور رفته رفته سرمایه‌ی انسانی کلانی را از دست خواهند داد .

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.

دسته ها

خانه