
حزب راستگرای افراطی فرانسه و دستگاه پروپاگانداسازی روسیه
حزب راستگرای افراطی فرانسه با نام کنونی اجتماعملی (Rassemblement National)
با نام پیشین جبهه ملی (Front National)
در سال ۱۹۷۲ میلادی توسط ژانماریلوپن یک سیاستمدار راستگرای افراطی تاسیس شد و خود او در سال ۲۰۲۳ میلادی درگذشت،رهبر کنونی این حزب مارین لوپن دختر وی است.
به تازگی گزارشی با موضوع روابط حزب «اجتماع ملی» با دولت روسیه نشر شده است که مانند همیشه در محور دو سوژهٔ همیشگی که در مورد این حزب مطرح میشود.
این دو سوژه عبارت اند از :
۱-ارتباط حزب اجتماع ملی با نهادها،شرکتها،بانکها و گروههای وابسته به دولت روسیه
۲-دریافت یک وام با مبلغ ۱۰ میلیون یورو از بانکی به نام First Czech‑Russian Bank در فرانسه در سال ۲۰۱۴ که ارتباط نزدیک با دولت روسیه دارد.
هر از گاهی گزارش هایی افشاگونه در خصوص این سوژه نسبت به حزب اجتماعملی نشر میشوند که سبب غوغا درجامعهٔ فرانسه،اروپا و فشار سنگین سیاسی-اجتماعی به این حزب میشوند و با داغ شدن این مضوع در رسانههای تلویزیونی و فضای مجازی عرصه برای این حزب تنگتر میشود.
اما دلیل نشر گزارشهای متعدد در بازههای زمانی مختلف به چند دلیل است که با گذشت زمان ابعاد بیشتری از آنها قابل مشاهده و اثبات میشوند،این دلیلها عبارت اند از :
۱-گسترش راستگرایی در اروپا وتقویت احزاب راستگرا
۲-انتقاد از اتحادیه اروپا و ناتو
۳-تضعیف اتحادیه اروپا وناتو
۴-برهم زدن اتحاد و انسجام سیاسی در اروپا
۵-به رسمیت شناختن الحاق کریمه به روسیه
ماجرا ابعاد پیچیدهٔ بسیاری دارد و گمانهزنی های مختلف از سوی کارشناسان و متخصصان امنیتی،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی نیز فضا را تیرهتر کرده است اما تمام گمانهزنیها و تحلیلها گرد یک نظر میچرخند و همین موضوع این نکته را در مرکز ماجرا قرار میدهد که روسیه با همکاری و پشتیبانی از احزاب و گروههای راستگرای افراطی به دنبال نفوذ در اروپا است،نفوذی که شریانها و جریانهای سیاسی،اقتصادی و انسجام و امنیت اروپا را تضعیف و دچار خلل میکند.
روسیه در کنار حمایت چند جانبه از احزاب و گروههای راستگرای افراطی در اروپا به طور کلی در گسترش افکار و اطلاعات دروغین در خصوص افراد و حوزههای مختلف نیز دست بلندی دارد که اکثرا منجر به شکست سیاستمداران و سیاستهای میانهرو و دموکرات که در راستای منافع ملی و تقویت و انسجام روابط با اتحادیه اند و ایجاد گسلهای اجتماعی و چند قطبی جوامع اروپایی به ویژه جوامع شرق اروپا.
کشور روسیه ظرفیت پروپاگاندا سازی در تمامی امور و گسترش آن در دیگر جوامع را از دهه ها پیش به دست آورده و نقطهٔ مشخص زمانی اگر بخواهیم برایش در نظر بگیریم از دوران حاکمیت ژوزف استالین به ارث برده است،زیرا ژوزف استالین رویکردی پروپاگاندیستی در مواجهه با حوادث و شرایط مختلف را داشت مانند : استفاده ابزاری از رسانهها،کتابها و کتابهای درسی و روزنامهها برای کنترل اطلاعات و مهندسی افکار عمومی،ساخت روایتهای توطئه با بدنام سازی رقبای سیاسی ،حذف فیزیکی و تبعید و زندان و بسیاری از موارد دیگر که در دستگاه پروپاگانداسازی او وجود داشت و بعد تبدیل به ظرفیتی کارا برای کشور روسیه شد.
ملیگرایی افراطی و ملیگراییتباری نیز از دیگر کالاهای صادراتی دستگاه پروپاگاندایی روسیه اند که جوامع مختلف را در سراسر جهان درگیر خود کرده اند از جمله کشورهایی که روابط نزدیک و عمیق با کشور روسیه دارند چه در اروپا که نمونهٔ بارز آن کشور صربستان است و چه در دیگر نقاط جهان،اگر به تمام کشورهایی که روابط نزدیک و عمیق با کشور روسیه دارند بنگریم متوجه میزان بسیار بالایی از ملیگراییتباری و افراطی در میان جوامع شان خواهیم شد که این امر سبب دوری و انزوای دولت و مردم این کشورها از دیگر ملل جهان شده است و عملا در داخل این کشور ها هم مولفههای حیاتی که یک جامعه را پویا و سالم نگه میدارند یعنی عدالت و برابری در آموزش،شغل،رعایت قوانین،آزادی های فردی و اجتماعی،آزادی بیان و رسانه را نیز تضعیف کرده است.
کشورهای پیرامون روسیه نیز از خطر این دستگاه پروپاگانداسازی روسیه در امان نبوده اند و همین مسئله ذهن را به این وامیدارد که احتمالا میزان بسیار بالایی از ملیگرایی بسیار افراطی و ملیگراییتباری در ایران و جامعهٔ آن و تضعیف عدالت و برابری اجتماعی،رفتارخشونت آمیز دولت،تسلط اطلاعات و روایتها واحد و جانبدارانه و روشهای مشخص تعاملی در مواجهه با رقبای سیاسی، ملت و دیگر کشورها تا حد زیادی متاثر از دستگاه پروپاگاندایی روسیه است.
کشور روسیه اگر چه که ابرقدرت اقتصادی و در طی جنگ اوکراین دیگر به گفتهٔ برخی از کارشناسان ابرقدرت نظامی هم به شمار نمیرود اما قطعا و بدون شک یکی از ابرقدرتها در حوزهٔ پروپاگانداسازی و نشر اطلاعات دروغین و کنترل آن برای مهندسی افکار عمومی و اعمال نظر برای دستیابی به اهداف و منافع خودش است و بیشترین آسیب را از دستگاه و ظرفیت مخرب روسیه کشور ها و جوامعی متحمل میشوند که نزدیکترین و عمیق ترین روابط را با او دارند.

