جامعه در اسارت دانشآموختگان
تمرکز نوشتار بر جامعهٔ ایران است و اسارتی که در آن به سرمیبرد.
همه چیز از در دسترس قرارگرفتن گوشیهای هوشمند و اینترنت آغاز میشود و برنامههایی که عموما «فضایمجازی»را تشکیل میدهند،در آنها هر فرد که صفحهای داشته باشد در واقع رسانهای و منبری برای انتشار افکار و باورهای خودش یا فرد و افراد یا سازمان و حزبی دیگر را دارد.
اما از آغاز پیدایش دنیایمجازی یک پیوند نیز ایجاد و روزبهروز محکمتر و آشکارتر شد،پیوند رخدادها با دنیایمجازی و دستخوش تجزیه،تحلیل و تفسیر قرارگرفتن آنها توسط افراد مشهور و مسلط بر افکار کاربرای دنیایمجازی،از جایی به بعد با رشد رفاه در جامعهٔ ایران و میزان تحصیل،افرادی با عنوانهای مختلف کارشناس،تحلیلر و آگاه مسائل و حوزههای فلان و فلان ظهور کردند و این ظهور کمکم به دنیایمجازی نیز رسید و آن فضا را تبدیل به رسانهها،مکانهایی برای تخلیه عقدهها از هر نوعی با هر دلیلی،کسبدرآمد و انتشار و اشتراککذاری مخالفت،موافقت،پیشنهاد و تحلیل و تفسیر سیر تا پیاز کشور،جامعه و امور این دو شد.
اگر سری به این فضا بزنید خواهید دید که هیچ سنگ و کلوخی،رخداد،زمان،انسان و موضوعی نیست که مورد افاضات مختلف این جنابان قرار نگرفته باشد البته با ژست حقبهجانبی به دلیل در دست داشتن مدرک فارغالتحصیلی از فلان و فلان دانشگاه در فلان رشته.ولی این حالت که بیشتر شبیه به سکانسی از گفتگوی کارشناسانهٔ سیاسی در تاکسی با راننده و دیگر مسافران است چه تاثیری بر دنیای واقعی و افکار کاربران که حضور واقعی در جامعه و دنیای واقعی دارند داشته و همچنان دارد؟
پاسخ به چنین پرسشی البته که از چندینوچند راه و روش ممکن است اما اجمالا با «بیانچشمدید»یا «بیان مشاهدات»و تجربهٔ وجود وحضور ملموس این تاثیر به طور روزانه با حضور در جامعه و صحبت با مردم نیز میتوان پاسخی پیشکش کرد که حداقل تصویری در ذهن را ترسیم کند.
مثلا در ایران اعتراضهای مردمی،صنفی و دانشجویی رخ داده که هر کدام طبق معمول مانند هر اعتراضجمعی دیگری همراه با درگیری بوده است،درگیری در اعتراضهای عمومی بخشی از وجود این روند است، یا در جایی از منطقه و جهان اتفاقی رخداده است،به ویژه وقایع تاریخی معاصر و گذشته،در هر صفحه در مورد این اعتراضها،اتفاقها،وقایع تاریخی معاصر و گذشته قضاوتها و تحلیلهایی صورت میگیرد که خروجی آن ها به لطف دنیایمجازی تفاسیر کتبی و شفاهی اند،تفاسیری که در قالب متنهای بلند و سنگین با ادبیات خشک و تقلیدی کتابی یا آکادمیک توسط گروهی کلان و پرشمار که اکثرا در بخش معرفی صفحههای مجازیشان از چندین و چند مهارت،کارنامهتحصیلی و توانایی خارقالعاده که ویژهٔ تحصیلکردگان است دیدهمیشود نوشته شده و معمولا هر گونه مخالفت و مطالبهٔ علت،سند و روش و معیار برای صحت و هدف آنها هم توسط مفسر و نویسنده (صاحبصفحه و متن)نکوهیده و ناقض آزادی بیان پنداشته میشود.
تیکهای از فلان فیلم یا فلان دوران فلان حاکم و حکومت یا فلان عملیات نظامی و واقعه و جنش مردمی تا هزار و یک سوژهٔ دیگر،همگی و هرچیز در دستگاه فکری و تفسیری این جنابان کارشناس و تحلیلگر قرار میگیرد و در پایان هم مختصر متنی بر مبنای بینش،معیار و اطلاعات شخصی نگاشته و به اشتراک گذاشته میشود،این عمل در قالب آزادی بیان و نظر و حق استفاده مسالمتآمیز از ابزارها و فضاهای مختلف که امکان بیان افکار و نظرات و بروز احساسات و عواطف را فراهم میسازد انجام میگیرد،فارغ از این که همین محتوای تولید شده از چنین منابعی به دلیل وجود یک عنوان و سند علمی پشت سرش چه تاثیری بر افکار عمومی و جامعه در واقعیت دارد و خروجی این تاثیر چیست!!!
کاربران دنیایمجازی و دنبالکنندگان چنین صفحههایی که در آن ها تولید محتوای فکری و اطلاعاتی و تحلیلی صورت میگیرد دچار عادت به نوعی انتظار برای شنیدن نظر و رای فلان فرد و صفحهٔای میشوند که بیشتر تاثیر را بر ذهن و افکارشان گذاشته و از همین رو در پلهٔ یکم دچار تنبلی پیگیری و پژوهش و تحلیل شخصی میشوند و در ادامه که پلهٔ دوم است دچار تحریف،توطئه و آسیب فکری میشوند زیرا اکثر اطلاعات،تحلیلها و نظراتی که به خوردشان داده میشود پیرو معیارهای معقول و منطقی علمی و نهادی معتبر نیستند و صرفا برداشت متاثر از امیال و معیارهای شخصی افراد اند که کاربر از هدف و تفکر آن شخص هیج اطلاعی ندارد.
میل به تحلیل و تفسیر و نظردهی در افراد تحصیلکرده در ایران و ژست حقبهجانب و منبع علم و حق بودن در برخی از این افراد آفریدگار و رانهٔ بخشی از فضای متشنج سیاسی-اجتماعی است که جامعه را هم از اندیشیدن و اتخاذ تصمیم صحیح و قاطع در خصوص مطالبات اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی بازداشته بلکه منفعل و سردرگم ساخته.
جامعهٔ ایران اسیر محتوای فکری،تحلیلی و اطلاعاتی افراد و صفحههایی است که ژست دانایی در تمامی امور و حوزهها،میهنپرستی و آزادی دارند،البته بر مبنای بینش و باورهای خودشان.
این امر همزمان که نمایانگر آسیب جدی اجتماعی است نمایانگر ضعف در نظام آموزشی نیز است و اصلاح نظام آموزشی با تمرکز بر آموزش موثر در حوزههای تعلیمات و علوم اجتماعی و ایجاد حساسیت در مردم نسبت به صحت و ماهیت محتوای فکری-باوری در فضاهای مختلف توسط افراد و منابع گوناگون است.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português