جامعهٔ افغانستانی مهاجر در آلمان
شهروندان افغانستانی در سراسر اروپا سکونت دارند و بزرگترین جامعهٔ افغانستانی با بیش از ۳۸۰ هزار نفر در آلمان و عمدتا در کلانشهرهای
۱-هامبورگ
۲-برلین
۳-فرانکفورت
۴-مونشن
۵-کُلن
ساکن اند.
آنچه از آمار ها برآورد میشود حدود ۴۰ درصد از جامعه افغانستانی ساکن آلمان در بازارکار اینکشور شاغل اند و ۶۰ درصد دیگر در مقیاس های مختلف مشغول به مواردی همچون :
۱-تحصیل
دورههای آموزشی فنیوحرفهای
۲- زیر سن کار ( زیر ۱۵ سال)
۳-مراقبت از فرزندان خردسال
۴-آموزش زبان
۵-یا به دلایل کهولت سن، ضعف در زبانآموزی و سکونت در شهر های کوچک و مناطق دور از مراکز اشتغال.
سیاستهای مهاجرتی و پناهندگی آلمان ادغام افغانستانیهای ساکن این کشور در بازارکار و دیگر مراکز اشتغال و آموزشی در میزان ۴۰ درصد را رضایتبخش نمیبیند و در ردهٔ موفقیتهای کوچک اما در نوع و مقیاس خود و نسبت به دیگر جامعههای مهاجر درآلمان مثبت ارزیابی میکند.
جامعهٔ افغانستانی در آلمان از تمام مزایا و خدمات کلی دولتی و موسسهٔهی غیردولتی که برای یک شهروند آلمانی ترتیب دیده شده و قابل درسترسی و استفاده اند برخوردار است و از برابری فرصت و شانس در تحصیل،آموختن شغل دلخواه،شرکت و فعالیت در عرصههای اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی در چارچوب قوانین مربوطه نیز همچنین برخوردار است.
اما زندگی در آلمان برای جامعهٔ افغانستانی مانند یک ژانر درام است که سکانسهای خاص ،شرین و تلخ خود را دارد،در بسیاری از آن ها با دیگر جامعههای مهاجر در آلمان همگرایی یا اشتراک دارد مانند حک شدن ذهنیت مهاجری در اذهان افراد مهاجر در یک جامعه که همواره خود را یک نوع غیر و جدا از کلیت جامعه میداند و در کنار هویت،فرهنگ، ودین خود میبایست به تمام این موارد از جامعه و کشور میزبان هم توجه داشته و مسالمتآمیز کنار بیاید.
عموما جامعهٔ مهاجر در هر کشوری که باشد وادار به کوشش بیشتر و اهداف بلندتر برای خود و فرزندان خود است و از همین رو هم اکثرا در پی استقلال شغلی اند و جامعهٔ افغانستانی هم از این قاعده مستثنا نیست و اگر سری به کلانشهرهایی که اکثرا در آنها ساکن اند بزنیم به محله ها و مکان هایی برمینوریم که عمدتا رستورانها،فرشوگاههای خوراکی،پوشاک و دیگر أنواع کالاها و اجناس مورد استفاده جامهٔ افغانستانی اند،البته ناگفته نماند که به دلیل صنعتی بودن کشور آلمان بخش بسیار کلانی از آن ۴۰ درصد شاغل از جامعهٔ افغانستانی در آلمان در کارخانه های تولیدی و شرکت های خدماتی مشغول به کار اند،همینطور در بخش های پزشکی،آموزشی،هتلها و دیگر موارد با میزان کمتر.
در کنار زندگی نسبتا مرفهی که در آلمان برای بسیاری از پناهندگان و مهاجران افغانستانی میسر است نگرانیهایی نیز وجود دارند که سکانسی از سکانس های تلخ درام زندگی اند، مانند عدم آموزش
زبان مادری و تحصیل به آن،ضعف در پایبندی به عقاید دینی،فرهنگ و کمرنگ شدن آگاهیهای تاریخی و هویتی ،این نگرانی در خانواده ها نسبت به فرزندان متولد آلمان بیشتر و توسط چرخههای مختلف همواره تقویت میشود.
موردی دیگر از نگرانی های جامعهٔ افغانستانی مهاجر در آلمان که بخش کلانی از جامعهٔ افغانستانی را درگیر خود کرده «مشکلات خانوادگی» عمدتا در دو دستهٔ «فرزندان با پدر و مادر» و «مشکلات زنا و شوهر با یکدیگر» است،دلایل این مشکلا اکثرا تضاد در نوع و روش زیست،باورها و ضعف در پذیرش مسئولیت همسرها نسبت به یکدیگر و فرزندان،و دلایل مشکل میان فرزندان و والدین نیز خویگیری،تربیت یا ادغام فرزندان در فرهنگ و روش زیستی جامعهٔ میزبان است.
از همین رو آمار طلاق و مشکلات خانوادگی در جامعهٔ افغانستانی اگر چه که دادهی مشخص و عینی در دسترس نیست اما گمان میرود بالا باشد زیرا اکثریت جامعهٔ افغانستانی مهاجر در آلمان از لحاظ فکری و باوری نسبتا محاظفهکار و پایبند به عرف به اصطلاح وطنی خود است. با توجه به شمار زیاد جوانان مجرد دور از خانواده در میان جامعهٔ افغانستانی و دوری شان از هر نوع آموزش و پرورش متناسب با باورها،فرهنگ و هویت شان خطر پیامدهای منفی نگرانیهای نامبرده همچنان تقویت و رشد بالا دارد و همین امر سبب گوشهگیری،بروز مشکلات روانی،توسعه فردی و اجتماعی و یا تشکیل خانواده میشود.


