15 دقیقه مطالعه
فروردین ۱۰, ۱۴۰۵

امر تضعیف و نابودسازی ادبیات و زبان فارسی در افغانستان،همراهی ناآگاهانه عوامل درونی

img 0440.jpg

در کشور افغانستان کوشش‌‌ها و هزینه‌های هنگفت‌ برنامه‌ریزی شده و هدفمند زیادی جهت تضعیف و نابودی زبان و ادبیات پارسی از سوی افغان‌ها/پشتون‌ها و معماران و هدایتگران‌شان در این امر ،عموما (غرب به ویژه انگلیس،آمریکا،روسیه و اعراب) انجام گرفته است این امر تا حدودی کامیاب بوده و توانسته تاثیر گسترده همراه با ایجاد تغییرات در نوع یا مدل عمومی این زبان در گویشوران و عموما در جامعه به برخی و‌ درصدی از اهداف خود برسد.

مثلا در هر جا که توانسته اصطلاح‌ها،نام‌ها و واژه‌های عربی و افغانی/پشتون را جایگزین برابر‌های فارسی مروج آن‌ها کرده و در نقاطی که این اقدامات ممکن نبوده به جایگزین برابر انگلیسی آن و یا برابر فارسی بسیار عامیانه که بار ادبی و مصلحت دستوری درستی ندارد پرداخته و هرگونه فعالیت در به‌روزرسانی و استفاده از برابرهای نوین فارسی را نیز تحت عنوان‌های گوناگون از جمله(اصلاح‌های ملی) نیز ممنونع یا مخدوش و مختل کرده.

این اقدامات در اصطلاح‌های نظامی،آموزشی، نهادی،ادبیات عرفی روزمره و یا ناخوانا سازی واژگان در اسناد و مدارک شناسایی،اداری و کتب درسی که پیش از این اقدامات عموما فارسی سره و رسا بودند صورت گرفته.برای نمونه به چند مورد از این دستبردها و جایگزین‌ها اشاره ‌می‌کنیم:
دانشگاه=پوهنتون
استادتمام دانشگاه=پوهاند
داروخانه=درملتون
خیابان=سرک
ورزش=سپورت
خودرو=موتر
پرستار=نرس
نمونه‌های بسیاری هستند که شامل این فهرست اند اما به همین موارد بسنده می‌کنیم.

قاعدتا در چنین حالتی که موجودیت یک زبان توسط عواملی زیر اقدامات خصمانه و‌ ضرب بسیار سنگین نابودگر می‌رود توقع مقاومت و فعالیت از فرهنگیان،روحانیت و گویشوران آن تبدیل به امری بدیهی و منطقی می‌گردد،مقاومت و فعالیت در راستای دفع اقدامات و ضربات متخاصم و تقویت پایه‌ها،تصحیح و به‌روزرسانی ،
ساخت برابر و ترویج آن در جامعه ،تولید محتوای جدید و گستردهٔ متناسب با نیاز‌های گویشوران آن زبان ،آگاه‌‌سازی از اقدامات و برنامه‌های خصمانه و ایجاد حساسیت نسبت به تضعیف،دستبرد یا ایجاد حالتی ناخوانا،فرسوده و پر وام‌واژه از زبان به دلیل در اختیار داشتن قدرت و سلطهٔ سیاسی و نظامی.
چنین توقعی در راستای پاسداری،گسترش و پاسبانی از یکی از بزرگترین و مهم‌ترین ارزش‌ها و دارایی‌های انسان، منطقی،عقلی و حیاتی است زیرا وجود،معنا و رستگاری‌اش به آن بستگی دارد.

اما در افغانستان در کنار بسیاری از شگردها و روش‌های مقابله با اعتراض‌ها و فعالیت‌هایی که در راستای دفع اقدامات و فعالیت‌های خصمانه علیه زبان و ادبیات پارسی صورت می‌گیرد شگردی
به کارگرفته می‌شود که عملا هر گونه اعتراض و فعالیت علیه جریان متخاصم را تحریف،بدنام و نامقبولی را نسبت به ادعا و فعالیت آن در جامعه و احتیاط و خاموشی را در اقشار تاثیرگذار زبان مورد هدف تخاصم واقع شده مانند فرهنگیان و جامعهٔ روحانیت خلق می‌کند.

این شگرد بسیار کارا برچسب قومگرایی و ایجاد نفاق در جامعهٔ مسلمان است که رنگ و لآب ملی-دینی را به آن می‌بخشند و طوری مدعای معترض برحق را جلوه و شرح می‌دهند که گویی هدف آن برتریجویی قومی-نژادی و ایجاد نفاق در جامعهٔ مسلمان افغانستان،از سویی هم درصد بالایی از افراد جامعه که ناآگاه از مسائل مورد ادعای «معترض»اند و ذهنیت تقلیدی کورکورانهٔ دینی و ملی در آن‌ها رشد داده شده به این شگرد و تحریف دامن می‌زنند و عملا تیشه به ریشهٔ خود می‌زنند.

بعد دیگر این ماجرا که چرخهٔ تضعیف و نابودسازی زبان و ادبیات فارسی را در افغانستان
تندتر ساخته خاموشی و سهل‌انگاری جامعهٔ روحانیت زبان فارسی است،اگر به سخنرانی‌ها،نوشتارها و محتوای صوتی و تصویری تولید شده توسط این قشر را زیر ذره‌بین ببریم و داوری‌ای در آن داشته باشیم متوجه ایرادها و مشکلات بسیاری خواهیم شد که نه‌تنها به شتاب چرخهٔ تضعیف و نابودسازی زبان و ادبیات فارسی که توسط افغان‌ها/پشتون‌ها و معماران و هدایتگران‌شان پیش‌برده می‌شود افزوده بلکه در چند زمینهٔ دیگر نیز برای خودشان مشکلات کلان و ژرف آفریده که عبارت اند از :
۱- دچاری به عقب‌افتادگی و ضعف در هنر و مهارت ساخت واژگان برابر و به‌روز‌رسانی ادبیات خودشان و جامعه
۲-ضعف در برقراری ارتباط رسا و متناسب با قالب‌زبانی مروج در میان فارسی زبانان بیرون از افغانستان
۳-تضعیف رابطه و ایجاد گسل میان خودشان و بخش کلانی از جامعه که توقع فعالیت و اعتراض علیه امر و مجریان تضعیف و نابودسازی زبان فارسی در افغانستان را از جامعهٔ روحانیت فترسی دارند.

ادبیات سخنرانی‌ای که در میان جامعهٔ روحانیت رواج دارد عموما همان قالب محلی و عامیانه یا اصطلاحا کوچه‌بازاری‌ای است که تهی از بار ادبی و واژگان نوین و اصلاح‌شده در جهت فهم و ایجاد روابط نزدیکتر گویشوران زبان فارسی از هر کشوری در نظر گرفته شده و این ایراد کلان را در استان هرات می‌توان در تک‌تک مسجدها و سخنرانی‌ها یا خطبه‌های عالمان دینی دید.
هرات سرزمینی که یکی از پایتخت‌ها و زادگاه‌ها و پرورشگاه‌های زبانی فارسی و علمای دینی و مفاخر فرهنگی و ادبی فارسی بوده و است متاسفانه دچار نوعی فرسودگی در زمینهٔ اصلاح و رشد زبان فارسی و ادبیات جامعهٔ آن به طور کلی و به ویژه در قشر روحانیت خود شده است.

برطرف‌سازی این ایراد و مشکل بسیار کلان و ژرف
در قدم اول ملزم کنار گذاشتن رفتارمحتاطانهٔ متاثر از حجمه‌ها و شگرد‌های مناقانه و باطل مجریان امر تضعیف و نابودسازی زبان و ادبیات فارسی در افغانستان و آگاه‌سازی مردم از وجود نین امر شر و خطرناکی است و در قدم دوم آغاز به تصحیح ادبیات‌سخنرانی،کاربرد واژگان و اصطلاح‌های فارسی و نوین و ترویج آن‌ها در جامعه و تشویق جامعه به ارج نهی به ادبیات پارسی و پاسداری و تولید محتوا در راستای گسترش آن است.

گل نیست،ماه نیست،دل ماست پارسی.

ستون‌نویسان

دسته ها

خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português