جامعهٔروحانیت اصیل
کشورهای اسلامی و جامعههای مسلمان در طول تاریخ پیدایش واحدهای سیاسی به نام کشور یا دولت-ملت تهی از نقش برجستهٔ جامعهٔروحانیت نبودهاند بلکه در تشکیل حکومت و مهندسی ساختار آن،ساخت ذهنیت و شکلدهی افکار جامعه،اتخاذ سیاستها و تصمیمهای کلان در سطح حاکمیت و جامعه و وقایع تاریخی که در نوع خود نقاط عطف به شمار میآیند نشان از نقش بسیار برجسته،پیوسته و موثر جامعهٔ روحانیت دارد بلکه در برخی از کشورها اعضای ارشد تاسیس کشور و تشکیل حکومت نیز بوده اند،مانند پاکستان،ایران،عربستان،افغانستان دولت مشروع شهید برهانالدین ربانی رحمتاللهعلیه و برخی دیگر از موارد.
اساسا جامعهٔ روحانیت نقش چراغراه و راهنما را در کشورهای اسلامی و جوامع مسلمان دارد،
نقشی که مسئولیت دینیشان نیز است،مسئولیتی که در صورت سهلانگاری در آن،سوءاستفاده از آن یا ترک آن سرانجام بسیار تلخ و خطرناکی برای جامعه و خود جامعهٔروحانیت نیز به همراه دارد.
۱۴ قرن وجود اسلام مبارک در سرزمینهایی که امروزه به نام«سرزمینهایاسلامی»شناخته میشوند جامعهٔروحانیت اصیل همواره در خدمت دینخدا و خلق مسلمان و حتی نرمی و روابط نیک با غیرمسلمانان بودهاند و با جانفشانی و گذشت از جان و دارایی خود و ایستادگی برای حق و ستمدیده در برابر باطل و ستمگر متحمل تاوانها و شکنجهها و تبعیدهای ناحق و ستمگرانه از سوی حکومتها،گروهها و افراد ستمگر،سوءاستفادهگر و یا بدعقیده شدهاند.
در درازای تاریخ بهویژه تاریخ اسلام حکومتهایی به نام «حکومتاسلامی» توسط گروهها،قومها
،مذهبها و افرادی برپاشدهاند که اساسا هیچ نزدیکی به دینمبین اسلام و رنگی و شأنی برای نمایندگی از آن نداشتهاند بلکه تحت پوشش دینی به مواردی که اسلام و علمای ربانی اسلام به آنها پایبند اند تجاوز کرده و بانی کشتارهایگسترده و بحرانهای بسیار ژرف در امت و سرزمینهای اسلامی شدهاند،مواردی چون حفظ:
۱-دین
۲-جان
۳-نسل
۴-عقل
۵-مال
از مبانی بسیار مهم زیست بشری اند که ستونی از ستونهای خانهٔ عدالت اسلامی اند که بخشی از آن بر این ستون استوار است.
___
با یورش استعمارگرانغربی به سرزمینهای اسلامی وضعیتنابهسامانی در سراسر این سرزمینها و ساختار جامعه و حکومتهای آنها درگرفت،
رفتهرفته با دخالتها و ایجاد تغییرهای ساختاری و پرورش هماندیشان و همکارانی ازقومها،
گروهها،مذهبها و افراد ناشایست و سوءاستفادهگر و جاهطلب برای خود همپیمانان و جایپا/پایگاه ساختند که در کنار ستم همهجانبهای که خودشان بر امت و سرزمین و تفکر اسلامی روامیداشتند این همپیمانانشان از اقوام،گروهها و افراد ناشایست و جاهطلب و مذهبهای باطله نیز با شدت و عدت بیشتری به ستم و چور و چپاول سرزمین و امت اسلامی پرداختند که متاسفانه با نگاهی سطحی به تاریخ ۳ قرن گذشته به ویژه یک قرن اخیر آن شاهد نسلکشیهای مسلمانان،تجاوز به جان،مال،ناموس،دین و زبان و فرهنگ آنان توسط همین همپیمانان و پرورشیافتگان دربار استعمار در سرزمینهای اسلامی خواهیم بود.
امروزه نیز پس از چند دهه تجربه و تحمل جنگهای تحمیلی و ویرانیهای گسترده با برسرکارآمدن قومها،گروهها و افراد ناشایست،سوءاستفادهگر و جاهطلب توسط همان پشتیبانان استعمارگر خود درکشورهای اسلامی شاهد اوضاع به طورکلی متشنج،بحرانی و بیثبات شدهاست و میلیون ها مسلمان به دلایل مختلف از میهن خود آواره شدهاند،فرهنگ و زبانشان درحال نابودی است و از سویی دین و دنیایشان نیز همنیطور.
کشور افغانستان ،ویرانگاه کلان و نمونهٔ بارز مداخلات استعمارگران و حکومتداری عوامل ناشایست،سوءاستفادهگر و جاهطلب شان است که دهههاست مردم این سرزمین فرهنگی و مسلمان را درگیر افکار و سیاستهای قومی خود کردهاند،با آمیختن اندیشههای قبیلهای خود با احکام اسلامی و حقوقی هم نام و تصویری بد از اسلام به جهان صادرکردهاند و هم مردمان بومی این سرزمین را از آرامش و آسایش و عدالت که حق مسلم و مقدسشاناست محروم ساختهاند بلکه بارها به خاکوخون کشیدهاند و افکار و باورهای قومی-قبیلهای خود را بر قوانین رفتاری،حقوق انسانی و احکام اسلامی ترجیح داده اند.
خاموشی جامعهٔروحانیت اصیل در کشور افغانستان و به دنبالهٔ آن در دیگر کشورهای اسلامی اما کمکم بخشی از بحران گشته و بر تمام ستم موجود و سیاهی اوضاع کشور و جامعهٔ که حاصل سیاستها و تعامل قومگرایانهٔ عامل استعمار است چشم بسته و همچون مریدی به گوشهها خزیده و به ذکر رویآورده و کار جهان را رها نموده تا مبادا دچار خطایی شود!
ولکن روحانیوناصیل و ربانی افغانستان باید تقوا پیشهکنند و به اصل ارمغانهایی که دینمبین اسلام وعده داده و مقاصدی که شریعت اسلامی برای مسلمانان و زندگیشان برشمرده برگردند و احیای آنها را تبلیغ کنند و از لاک ترس و وحشت از قربانی دادن بیرون بیایند و علیه ستم و ستمگر و هژمونی قومی-قبیلهای چیره بر کشور افغانستان و جامعهٔ اصیل آن که تمام ارزشها و فرهنگ غنیاش یعنی پارسی در حال تضعیف و نابودی اند بایستند و از سویی دیگر جلوی هرچهبیشتر بدنام شدن دینمبیناسلام و ترویج روایت و رویکرد
قبیلهای توسط گروه ناشایست،سوءاستفادهگر،
جاهطلب و قومگرای عامل استعمار را بگیرند.
کشور افغانستان دهههاست که اسیر هژمونیقومی عوامل استعمار است،سیاستهای قومگرایانه،رویکرد و برداشت قبیلهای از اسلام و احکام آن،تجاوز به دین،جان،نسل،عقل و مال جامعهٔ آن و مداخلات کشورهای ذیالنفع و تشدید کنندهٔ این امور عملا این سرزمین را از هر لحاظ دچار سکتهها و فلج درصد کلانی از پیکرهٔ آن کرده است،اما جامعهٔروحانیت اصل گاها خواه یا نا خواه در این محور قرار گرفته و با همکاری خود آن را تقویت کرده که امروز به گذشت سالها از وجود خبیثهٔ این عوامل استعمار متوجه بطلان و و تضاد آن با تمامی اصول و احکام اسلامی و انسانی شده است و با تصمیم جدی و اتخاذ مواضع روشن و ترک هرگونه حمایت و اعلام همبستگی با مردم میتواند خسارتهای وارده را جبران کند و با اعلام ضدیت علیه عاملین تسلط داده شدهٔ استعمار بر کشور و جامعهٔ افغانستان و اعلام بطلان حکومت و رویکرد و برداشت آن از دین و اصول و احکام آن نفس تازهای به کشور و جامعه ببخشد و روزنهٔ امید را بگشاید.
جامعهٔروحانیت اصل چراغ راه امت است و راهنمای او در فراز و نشیب،همراه همیشگی و متعهد است و باید اینچنین عمل کند و از حالت خاموشی و گوشهگیری دوری کند.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português