13 دقیقه مطالعه
بهمن ۲۹, ۱۴۰۴

افغانستان،عدم وجود حاکمیت بومی و ملی،زادگاه بستر فساد و نخبگان فاسد

img 9957.jpg

عدم وجود حاکمیت بومی-ملی

در کشور افغانستان به دلیل عدم وجود حاکمیت بومی-ملی،زمینهٔ شکل‌گیری یک نظام مسلط و سیستم کارآمد بر تمامیت کشور نیز از میان رفته است. حاکمیت و نظامی که روایتگر تاریخ و هویت بومی-واقعی سرزمین و مردم یعنی جامعه و حافظ اهداف و منافع ملی سیاسی٫اقتصادی و امنیتی آن باشد.

مُخل‌های نابودی روند تشکیل حاکمیت و حکومت بومی-ملی و نظام مسلط و سیستم کارآمد.

اگرچه‌که در یک و نیم قرن گذشته بار‌ها مانند حزب جمعیت‌اسلامی به رهبری شهید استاد ربانی رحمت‌الله علیه که منتهی به تشکیل دولت مشروع اسلامی و‌ قانونی اصطلاحا«دولت‌مجاهدین»شد و پیش‌تر از آن کوشش‌هایی در برجسته‌سازی ستم ملی‌ و حاکمیت‌فاشیست افغانی/پشتونی و تضعیف آن مانند امیر حبیب‌الله کلکانی و سپس متفکرین عمدتا چپ مانند طاهربدخشی و ببرک کارمل کوشیده شده تا حکومت بومی-ملی و نظام کارآمد و مسلط بر‌ تمامیت کشور تشکیل شود و تقریبا موفق هم بوده اما به دلیل مداخلات و فشارهای همه جانبهٔ قدرت‌های کلان منطقه،جهان و عوامل درونی آن‌ها تضعیف شده و هر جنبش،حرکت،حزب،تفکر و فردی که خواهان و مطالبه‌گر تشکیل حکومت بومی-ملی و‌ نظام کارآمد و مسلط بوده نیز با شکست و‌ نابودی روبه‌رو شده.از همین رو کشور و جامعه دچار چندقطبی و گسل‌های عمیق در زمینه‌هایی شده اند که بیشترین تاثیر بر شکل گیری همبستگی و انسجام را عملا برای یک جامعه در زمینهٔ دولت-ملت‌سازی ممکن می‌سازند مانند :

۱-هویت کلان ملی

۲-روایت منسجم و روشن سیاسی 

۳-ایجاد احساس تعلق به میهن.

۴-ایجاد نهادها

۵-ساختار بدون تبعیض و عدالت‌پیشه

۶-پدیدآوری اعتماد و رابطهٔ محکم و شفاف میان دولت (نهاد‌ها )و جامعه.

حاصل عامل‌های مخل

حاصل همهٔ این عوامل و‌ عناصر یک خلاء است که کشور و جامعه را دچار خود کرده و مانند یک گرد‌باد تند با شدت همه چیز را ریشه‌کن کرده و هر تکه را به جایی و سویی فروانداخته.اما خود این خلاء نیز خالق بسترها و بازیگرهای متعدد و مختلف بوده،بستر فساد و افراد آلوده به آن که برجسته‌ترین شان نخبگان روشنفکر و نخبگان است،قشری که در‌ نوع و ساختار خود پویا است اما مانند جان در یک تن پیر و فرسوده است که با هر تپش اعلام حضور می‌کند اما تهی از قدرت ایجاد تغییر و تحول است و هیچ ابتکاری که همبستگی و انسجام بیافریند را ندارد.قشر تهی از قدرتِ تحول‌ساز و ابتکار اتحاد‌ساز در واقع مفهومی برای قشری است که تحت نام‌ها و لقب‌های مختلف یاد می‌شود مانند :

۱-قشر روشنفکر

۲-فرهیخته

۳-نخبگان. 

با بررسی بسیار پیش‌پاافتادهٔ پروندهٔ هر کدام از این افراد متوجه بزرگترین خیانت‌ها در حوزه‌های مختلف امنیتی،فرهنگی،هویتی،مالی و اخلاقی خواهیم شد،حتی پس از وگذاری کشور به گروه قومی و تروریستی طالبان نیز این قشر فاسد و خائن دست از خیانت و زدوبندهای کثیف و شیطانی خود با پشتونیسم/طالبان و دیگر منابع شیطانی دخیل در وضعیت سیاه افغانستان برنداشته اند،نمونهٔ کوچک این خیانت‌ها انفعال در برابر تجاوزات پشتونیسم/طالبان به تاریخ،هویت و مردمان بومی کشور،پافشاری برخی از افراد برجستهٔ این قشر فاسد بر هویت جعلی و تحمیلی قومی افغان بر کشور و مردمان اصیل پارسی و بومی،پافشاری بر پذیرش و صحت «زبان دری» به جای نام اصلی آن که زبان فارسی است،و صد ها خیانت دیگر که این قشر فاسد و خائن همه روزه در‌ حال انجام آن است.

بستر فساد و نخبگان آلوده و سست‌عنصر

در افغانستان نیز به دلیل غیر‌بومی-ملی بودن حاکمیت(منبع قدرت کلان و چارچوب مسلط) بستر فساد در انواع مختلف نیز همواره پهن بوده و بخش کلانی از روشنفکر و نخبگان را به دام خود انداخته یا به دلیل ضعف اخلاقی و فکری خود پا به دام بستر فساد گذاشته اند.این قشر بیشتر متشکل از افراد دهه‌های ۱۳۴۰/۵۰/۶۰ خورشیدی است که میانگین سنی‌شان ۳۵/۶۰ سال است،قشری شاهد آغاز و پایان حکومت‌ها ،وقایع‌تاریخی،جنگ‌ها و توطئه‌هایی که منجر به تضعیف و نابودی روند تشکیل حکومت بومی-ملی،امنیت،اقتصاد،فرهنگ و بافت‌های جامعه شده‌اند است و در برابر هر کدام مواضعی گرفته و روایت خود را از تاریخ کشور ثبت کرده است و تجربهٔ بسیار گران و سنگینی را به دست آورده اما چون بستر فساد همواره پهن بوده و شدت افراد آلوده به فساد در  این قشر بالا بوده و منجر به تهی شدن هر چه بیشتر این قشر از قدرت ایجاد تغییر و تحول و قدرت اندیشه و ابتکار در راستای آفرینش اتحاد و انسجام بومی-ملی گردیده.

اصل ثابت

بسترفساد و اقشار فاسد در حاکمیت فاقد ریشه در واقعیت‌های بومی-ملی یک کشور و جامعه خلق و پیدا می‌شود،در واقع چنین حاکیمتی مانند انگلی است که از خون و تن این اقشار به ویژه قشر روشنفکران و نخبگان تغذیه می‌کند و به آن نیاز حیاتی دارد. 

هر گونه دوری،ضدیت و گسست و حاکمیت از واقعیت‌های بومی-ملی یک سرزمین و مردم آن منجر به پیدایش بسترهای گوناگون فساد و ضعف می‌شود که عاملی از عوامل بسیار موثر در روند شکست و فروپاشی دولت‌ها و ملت هاست.

ستون‌نویسان

دسته ها

خانه
انتخاب زبان
فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português