پنج سال از واگذاری کشور و تسلطدهی گروه قومی-تروریستی طالبان در افغانستان میگذرد
چنانچه انتظار میرفت گروهها و تشکلهای مختلف مخالفان سنتی این گروه که عمدتا جبههٔ مقاومت ملی و اتحادی از اقوام غیر افغان/پشتون است به مقاومت در میدان(مسلحانه)سیاسی و فرهنگی پرداختند و همچنان این مقاومت ادامه دارد و چشماندازی که این مخالفین دارند نیز قاعدتا سرنگونی طالبان و تشکیل یک دولت برآمده از ارادهٔ مردم که رعایت حقوق،ایجاد امنیت و ارمغان توسعه و رفاه و حفظ منافع ملی را دنبال کند.
موازی با این جریان فعالیتهای دیگری نیز مشاهده میشوند که در واقع بازیگران،عوامل و اهداف خاص خود را دارند اما با مبداء و حامی خارجی که اهداف و برنامههای دیکته شده را دنبال میکنند.این فعالیت ها بیشتر در سطح رسانهای و اجتماعی صورت میگیرند که میتوان تخمین زد هدف و اولویت اصلیشان مهندسی افکارعمومی یا حداقل تاثیر نسبتا قوی بر آن است تا امکان دخالت و بازیگری موثرتر و عمیقتر برای شان فراهم شود.
عموما این فعالیتها به دلیل فارسیزبان بودن کشور افغانستان به زبان فارسی انجام میگیرد و رسانهها،تحلیلگران،کارشناسان حوزههای مختلف سیاسی،اقتصادی و فرهنگی و ارائه خدمات مختلف و موسسههای خیریه زیادی را در اختیار دارند که امکان ارتباط و تاثیرگذاری مستقیم را برایشان ممکن میسازد.
رسانهها،تحلیلگران و کارشناسانی که وجود و فعالیت مخالفان گروه قومی و تروریستی طالبان را باطل و معضلی برای کشور و جامعهٔ افغانستان جلوه میدهند و با ارائه خدمات مختلف و پشتیبانیهای اجتماعی توسط موسسههای خیریهٔای که ایجاد کرده اند نیز به تبیین افکار و ذهنیتی که در راستای پذیرش و حمایت از وجود و تسلط گروه طالبان باشد میپردازند.
حجم تولید صوتی،تصویری و متنی از فعالیت این عوامل در میان جامعه بسیار بالا و گسترده است به ویژه در میان جامعهٔ مهاجر افغانستانی در سراسر جهان که دور از واقعیتهای روز،ناآشنا با تاریخ و وقایع تاریخی و اکثرا فاقد سواد و درک صحیح سیاسی اند و مجراهای دریافت اطلاعات و تشکیل ذهنیتشان بر اساس فعالیت رسانهای و اجتماعی همین عوامل است که عملا ترکیبی از تضادها و تناقضها علیه ارزشها و منافع فردی و ملی خودشان نیز است.
در این که این عوامل در گام نخست توسط کشورهای همسایه برای دستیابی به اهدافشان تشکیل و تربیت شده اند شکی نیست اما چشمپوشی بر وجود و فعالیت مخربشان به صلاح کشور و ملت افغانستان نیز نیست زیرا تمام هدف و فعالیت این عوامل در راستای تضعیف جایگاه مخالفت و مخالفان سنتی و ناوابستهٔ داخلی علیه گروه قومی و تروریستی طالبان و هر گروه تندرو و تمامیتخواه قومی و دخالت بیگانه در امور داخلی کشور افغانستان بوده تا امکان و زمینههای ایجاد یک اجماع عمومی متشکل از تمامی اقلیتهای قومی و مذهبی در جهت تشکیل یک نیروی قوی و حافظ منافع ملی که از راه ارادهٔ خودشان یعنی ملت افغانستان بدون هیچ دخالت خارجی دولتی را ایجاد کند که رعایت حقوق،ایجاد امنیت و توسعه و رفاه اقتصادی،فرهنگی و سیاسی را به ارمغان آورد.
تشخیص درست این عوامل،فعالیتها و مجراها و بسترهای متنوعی که این فعالیتها را ممکن ساخته اند،افراد و گروههایی که با اینها در ارتباط و همکاری اند،رسانهها و دیگر منابری که تحت تاثیرشان قرار گرفتهاند امری عمومی و مسئولیتی ملی است که افراد دارای احساس و تعهد به میهن و ملت بومی و اصیل این کشور به آن تعهد دارند و در اجرا و افشاء و نابودی آن باید کوشا باشند.
مداخلهٔ دیگر کشورها در امور داخلی و خارجی هر کشوری و تلاش در تاثیرگذاری در حوزههای مختلف آن همواره وجود داشته و امری بدیهی است اما تفسیر آن و فعالیت و تقابل با آن امری سیاسی و ملی است که بخشی از مسئولیت هر شهروند نسبت به کشور و مردماش است.

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português