
اصحاب وحامیان گروه های جنایتکار وتبلیغ وترویج افکارافراطی درافغانستان
حدود یک دهه است جنگ های داخلی و داعش در سوریه و عراق فروکشیده و یک امنیت هرچند نسبی اما برقرار شده است،گروه های مسلح جنایتپیشه و داعش نیز گویی آب شده و زیر زمین رفته اند .این گروه های مسلح جنایتپیشه تحت عناوین و دلایل گوناگون در طی یک دهه جنایات بسیار وحشتناکی را در عراق و سوریه مرتکب شدند که همچون زخم ناسوری بر تن جامعهٔ هر کدام از این دو کشور مانده است و همچنان بیم برهم شکستن امنیت نسبی کنونی میرود.در طول سالهایی که گروه های جنایتپیشه در حال ارتکاب جنایت علیه مسلمانان در کشور های عراق و سوریه بودند در بیرون از این کشور ها افرادی با عنوان «عالمدین» و گروه های مختلف به بهانهٔ ترویج آگاهی و افکار و عقاید صحیح اسلامی در قالب نوشتاری،گفتاری و فعالیت های اجتماعی در حال حمایت و تقویت افکار این گروههای جنایتپیشه بودند و بال معنوی شان را تشکیل میدادند.
اما اکنون که جنگ و جنایت ها تقریبا به سطح بسیار کمتری رسیده و بعضا فروکشیده اصحاب و حامیان معنوی این گروه های جنایتپیشه در حال ترویج و تکثیر افکار و عقاید افراطی خود در دیگر کشورهای اسلامی اند،با عناوین و پوشش های مختلف در حمایت از گروه های مسلح و جنایتپیشه مانند گروه قومی و تروریستی طالبان،گروههای مخالف دولت های تاجیکستان و ازبکستان به تبلیغات مشغول اند.متاسفانه بخش بسیار کلانی از این حامیان معنوی گروههای جنایتپیشه در فضای زبان پارسی در فضای مجازی مانند تلگرام،فیسبوک،توییتر/ایکس و اینستاگرام مشغول ترویج و گسترش افکار و عقاید افراطی خود اند.این حمایت ها و تبلیغات برای گروه های مسلح جنایتپیشه بیشتر در قالب کانال های تلگرامی و نوشتاری انجام میشود که به چند دستهی مختلف در کشور های ایران،أفغانستان، ترکیه و پاکستان تقسیم میشوند اما تمرکز بر دو بخش ایران و افغانستان است.
در ایران بیشتر از میان کرد ها و بلوچ ها چنین فعالیتهای حمایت معنوی انجام میشود که بارز ترین نمونهی آن در بخش کردهای ایران کانالها و گروهی های سازمانیافته تلگرامی تحت عناوین مختلف مانند « رد شبهات » و اکثرا عالمان و دانشجویان مدارس دینی کردستان ایران و دیگر کانال ها که افکار افراطی و حمایت معنوی از گروه قومی و تروریستی طالبان را پخش و نشر میکنند.بخش دیگر مدارس دینی بلوچستان و خراسانات ایران اند که بدون استثناء همگی آشکارا از طالبان اعلام حمایت کرده و گروه ها و افراد ضد طالبان را گمراه و مزدور غرب دانسته اند.
در افغانستان وضعیت کمی شدیدتر است زیرا گروه قومی و تروریستی ای بر مسند حاکمیت گماشته شده است که از همین گروه های مسلح جنایتپیشه و عالمان حامی شان تغذیه میکند و جنبش ها وسازمان های دارای افکار افراطی از تفکراخوانی، تفکر تحریری و منهج سلفی در حال رشد بی وقفه اند و در بخش هایی از جامعه رخنه کرده اند به طوری که هیچ فردی از افراد جامعه جرات ایستادن علیه جنایات طالبان را ندارد و هر نوع ضدیت واختلاف با این گروه قومی و تروریستی را به منزلهٔ خروج بر حاکم مسلمان و گمراهی بر تک به تک افراد جامعه تلقین کرده اند.اگر سری به کانال ها و گروه های فارسی زبان اهل افغانستان بزنیم شاهد ترویج افکار و عقایدی خواهیم بود که در گذشته هیچ اثری از آن نبود و اما امروز با تمام قدرت کوشیده میشود تا یک اندیشه و باوری خشک و افراطی دینی بر اذهان جامعه قالب شود و آن را به هر سو و عمل که صلاح میداند وادارد.از جملهٔ این افکار و عقاید منهج سلفی و مدل های افراطی از تفکر اخوانیسم است که از سویی افراد و گروه های متسب به آن این تفکر حمایت بی کران و بی چون و چرای خود را همواره نسبت به گروه قومی و تروریستی طالبان و گروه های جنایتپیشهٔ سوریه ابراز داشته اند و همین رویکرد را اکنون در افغانستان دارند.
فضای عمومی جامعهٔ افغانستان در درون کشور عموما توسط برخی افراد،گروه ها و سازمان های فکری و سیاسی با ترجمه و ترویج افکار افراطی حامیان معنوی گروه های جنابتپیشه در عراق و سوریه تحریف شده است و گسترش این افکار در جامعه مانند یک مرحلهٔ آمادهسازی جامعه برای ایجاد آشوب و بحران از نوع خطرناک آن که در عراق و سوریه مشاهده کردیم است ، نخست باید جامعه به سطحی از افراطیت برسد و از تمامی افکار و عقاید میانه دور بماند و دچار یک خشم و پرخاشگری درونی شود تا امکان رویارویی با دیگر گروه ها و سازمان های مخالف در درون خود را داشته باشد چنانچه که در سوریه و عراق تمامی گروه های مسلمان سال ها علیه یکدیگر جنگیدند و در کشتار مردم و ویرانی سرزمین ها هیچ غفلتی نورزیدند.

تبلیغ و ترویج افکار و عقایدی که گروه قومی و تروریستی طالبان را تطهیر و حمایت میکند در واقع مانند بیماری مغزی اند که توان اندیشیدن و تدبر و تصمیمگیری را از یک انسان مسلمان میگیرند و یک باور کلیشهای را در ذهن او میسازند که هر گروه مسلح و فردی اگر تحت نام اسلام هر کاری را انجام داد احتمالا مشروع و اسلامی است و هر گونه مخالفت و ضدیت با آن گروه یا فرد یا عمل چنانچه که این أصحاب و حامیان معنوی شان تبلیغ و ترویج میکنند بیرون از اسلام و گمراهی است و انسان مرتکب آن در واقع ضد دین اسلام است.تمام دغدغه و هدف این نوشتار یادآوری این باور کلیشهای نادرست و غیر اسلامی است که جامعهٔ مسلمان را از پویایی و تکاپو در جستجوی حق و تدبر در آن و شناخت جهان و هر آنچه در اوست و حتی باور درست و شناخت خدای یگانه «الله پاک» دور میسازد و این آن چه است که در سوریه و عراق انجام و در پی آن توان و قوهٔ تفکر،تدبر و تصمیمگیری جامعه از کار افتاد و مغلوب گروههای جنایتپیشه شدند و به ارائهی بدترین نوع و بینش و رویکرد از اسلام گرامی این دین صلح و آرامش منجر شد.
دین مبین اسلام دین این سرزمینهاست و هر مسلمان خرسند از وجود اسلام در هر مکانی است اما چنانچه که سرشت انسان با آزمندی و سوءاستفاده سر و کار دارد افراد زیادی با سوءاستفاده از دین مبین اسلام در پی زراندوزی و تاج و تخت سازی برای خود اند چنانچه که امروزه در أفغانستان میبینیم یک گروه قومی و تروریستی که صرفا برای ویرانی و ناامن نگه داشتن کشور أفغانستان و نابودی تاریخ،هویت و فرهنگ پارسی تشکیل شده است در حال جولان دادن و ارتکاب جنایت تحت نام دین است،یا دیگر گروه ها که دچار افکار و اعمال تکفیری شدند مانند القاعده و داعش ،آن چه امروز در أفغانستان به عنوان دین مبین اسلام ارائه میشود در واقع یک بینش و رویکر قبلیهای خشک و تهی از هرگونه محتوای سازنده و سودمند برای دنیا و آخرت یک انسان مسلمان است،با مطالعهٔ تاریخ أفغانستان که همان سرزمین خراسان است میتوان پی برد که این سرزمین همواره زادگاه و پرورشگاه پیشوایانی دینی بسیار ارزشمند و دانشمند بوده و همچنان است اما چون امروزه گروههای جنایتپیشه مشلح به أنواع سلاح های سازمانهای اطلاعاتی منطقهای و جهانی اند و از ریختن خون دیگران به دلیل کوچکترین اختلاف هیچ ترس و شرمی ندارند سکوت پیشوایاندینی خداترس و پارسا باعث رشد این گروهها و افکار و اعمال پلیدشان شده است.

