تقلیل مسئلهای ذاتا و ماهیتا باطل به موضوعی صرفا اجتماعی
پیش از واگذاری کشور افغانستان توسط آمریکا،شریکانش و دیگر بازیگران به گروه قومی و تروریستی طالبان شکی بر مخالفت این گروه در مورد تحصیل دختران و زنان نبود،این مخالفت بسیار عمیق و تند که در اکثر موارد تجلی یافتهٔ خود به انفجار مدارس و آمزوشگاهها و یا مسمومسازی،گروگانگیری و قتلعام دانشآموزان و دانشجویان منجر شده دو دلیل کاملا مستدل و مستند دارد که بر هیچ انسان دانا،منطقی و مسلمان پوشیده نیست،دلایل عبارتند از :
۱-دستهٔ دلایل قومی و قبیلهای جهت تحمیل عرف و سبکزیست قبیلهای افغانی/پشتونی تحت عنوانهای مختلف مانند عرف ملی و اسلامی
۲-برنامههای هدفمند جهت کاهش میزان تحصیل در مردمان بومی کشور یعنی پارسیها تا روند تحمیل عرف قبیلهای افغانی/پشتونی امکان و شتاب یابد و تضمین تسلط و تثبیت قدرت سیاسی افغانها بر کشور و جامعهٔ بومی ایجاد شود.
اما پس از واگذاری غیرانسانی و غیرمسئولانه نسبت به حق و حقوق کشور و جامعهٔ افغانستان
که در آگوست سال ۲۰۲۱ انجام شد واکنشها به مخالفت طالبان با تحصیل دختران و زنان رشد افقی و عمودی شدید داشت و از میان جامعهٔ افغانستان به ویژه زنان طیفهایی با نام و نشان مختلف شکلگرفت و با فعالیتهای مستمر و آشکار اعلام مخالفت و کشنگری علیه اقدام غیرانسانی و غیراسلامی طالبان مرتبط با ممنوعیت تحصیل دختران و زنان کرد.
هر کدام از این طیفها در حد و توان خود کنشگری و فعالیت قابل قدر و محق خود را با توجه به جنبهٔ مسئولیتانسانی،اسلامی و اجتماعی و همنوعی پیشگرفتند و به آنچه که باور داشتند و اعلام کردند نیز جامهٔ عمل پوشاندند،البته در این میان برخی افراد دیگر وجود داشتند و آنها هم نیز چنین ادعایی داشتند اما در راستای منافع افغانیت و تثبیت قدرت و تسلط و تحمیل عرف قبیلهای و بینشقبیلهای از اسلام بر کشور و جامعه بومی.
ایستادگی،کنشگریهای مختلف و گستردهٔ طیفهای اصیل در مخالفت با ممنوعیت تحصیل دختران و زنان از سوی طالبان، ثمرات خود را داشت و در «بهرسمیت شناختهنشدن» و آشکار شدن ماهیت تروریستی طالبان تاثیر بهسزایی داشت اما متاسفانه تبدیل به روندی خطرناک و منفعتساز برای گروه قومی و تروریستی طالبان شد،زیرا مسئلهٔ ممنوعیت تحصیل دختران و زنان افغانستان ذاتا و ماهیتا باطل است و حتی اگر این ممنوعیت برداشته شود همچنان آن ذات باطلی که ممنوعیت را ایجاد کرده بر مسند قدرت نشسته و هیچ تغییر اساسی در ماهیتاش نیز رخ نداده بلکه با رفع ممنوعیت به ابزاری برای رایزنی و دستیابی به روابط دیپلماتیک با کشورهای متعدد و دریافت کمکهای مالی میرسد.
ایستادگی و کنشگری طیفهای فعال اصیل در زمینه حق و حقوق زنان و صرف رفع ممنوعیت تحصیل آنان بدون اشاره و مطالبه سرنگونی کامل طالبان در واقع نوعی آغاز به تعریف از وسط داستان بود و همواره است،زیرا این هنوز مبارزه اعلام نشده نام شهدا اعلام شود که چنین چیزی بیرون از قوهٔعاقله و منطقحقنهاد است.
طالب ذاتا گروهی باطل است،چه رفتار و عقایدش خوب باشد و چه نباشد زیرا ماهیت تعامل این گروه بر اساس منافع و اهداف خودش که حفظ و تثبیت قدرت و تسلط و تحمیل عرف قبیلهای و بینش بسیار مرتجع و قبیله پسند افغانی/پشتونی از اسلام بر کشور و جامعهٔ افغانستان است و با فهم و درک این موضوع باید به ایستادگی و کنشگری علیه این گروه پرداخت و صرف ایجاد تغییر جزئی در بدنه و ساختار باطل نشان از کامیابی نیست بلکه ایجاد مجرایی جدید برای تنفس و بخشیدن جان تازه به آن است.
طیفهای اصیل به ویژه زنان،که در زمینههای مختلف علیه گروه قومی و تروریستی طالبان کنشگری میکنند باید در اساسنامه و ذهن خود تعریف درست این گروه را «گروه قومی و تروریستی است،ذاتا و ماهیتا باطل است و صرفا جهت حفظ و تثبیت قدرت و تسلط،تحمیل عرف قبیلهای و بینش قبیلهای افغانی/پشتونیاز اسلام بر جامه و کشور افغانستان ایجاد و گماشته شده است»اصل و اساس قرار دهند و هدفشان تضعیف و نابودی کل این بدنه و ساختار باطل باشد نه جزئی یا بخشی از آن.
فریاد «یاریخواهی» سردادن، تنها برای رفع ممنوعیت تحصیل دختران و زنان ،فریاد برای ایجاد تغییر جزئی در یک »کلیتباطل»است و هر تغییر جزئی که باطل را نفس و جانی تازه بخشد در واقع خدمت به آن است و تضمینی برای تداوم سایه و وجود ناپاک آن بر جامعه و کشور .

فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português