ترکیه کشوری با جمعیت عمدتا مسلمان که از آغاز تاسیس تاکنون بخشی از سرزمینهای اسلامی شناخته و برشمرده میشود و به دلایل تاریخی و جغرافیایی و گردشگری جایگاه ویژهای نزد جهانیان از جمله مسلمانان دارد.
اما جدای از مبحث دینی و برادری آیا ترکیه کشوری است که بدون چون و چرا باید از سوی هر مسلمان دوست داشته شود و از سوی هر جامعه و کشور مسلمان برادر خوانده و رفتاری برادرانه در تعامل با او پیشه شود یا خیر نگاه دینی سرجای خودش و محاسبهٔ کشورها و جوامع به دلیل تفکرهای مختلف سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و نژادی یا قومی چنانچه باشد که منافع ملی و نوع تعامل آنها با ما اقتضا میکند؟
مثلا در کشوری مانند ترکیه که جامعهٔای عمدتا مسلمان دارد، نقش و تاثیر دین برسیاستهای داخلی و روشزیست جامعه نسبت به روابط تنگاتنگ با اروپا و سیاستهای اتخاذ شدهٔ عمدتا سکولار و غیراسلامی در دهههای گذشته هنوز گسترده و بالا است اما موازی با این امر به دلیل خطکشیهای مرزی و تعریف منافعملی و تطابق سیاستها و رویکرد درونی و خارجی با این منافع و مولفههای ملی مانند هویت که تبارترکی است تفکرهایی پدید آمدهاند که هم وارداتی اند و هم خودجوش،مانند تفکر ملیگراییتباری افراطی که عمدتا در رفتار و گفتار شهروندان آن در بیرون و درون ترکیه مشاهده میشود.
ترکها از شمار ملیگرا ترین مردمان اند، ملیگراییای که در واقع تبارگرایی افراطی است و توسط کسانی که از ماهیت تبارگرا و خوی مداخلهجویی تبارگرایانهٔ آن اطلاعی ندارند به عنوان میهنپرستی شناخته و ستایش میشود اما نزد کسانی که از ماهیت«تبارگرایی» و مداخلهجوییتبارگرایانه» آن و فراتر این موضوع از فعالیتهای مخرب و تروریستی گروههای منتسب و برآمده از آن در عراق،سوریه و دیگر کشورها به ویژه کشور خودشان آگاه اند به عنوان پانترکیسم«تفکر تبارگرا و مداخلهجویتبارگرایانه» و نیرویی ویرانگر با پتانسیل بسیار بالا در ارتکاب جنایات وحشتناک و ایجاد تفرقه و بحران سیاسی-اجتماعی را دارد شناخته و نکوهیده میشود.
پانترکیسم در کشورهای عمدتا مسلمان و یعنی افغانستان،ایران،ترکمنستان،ازبکستان،عراق،
سوریه و برخی کشورهای شرق اروپا که در گذشته بخشی از قلمرو خلافتعثمانی بودهاند با تاسیس موسسههای خیریه و ارائه حمایتهای مالی و فرهنگی و پیگیری برنامههای مختلف جهت تشکیل گروههای انسانی به نام ترکتبار و تسلیح آنها و سپس ایجاد حزب سیاسی با هدف خلق وزنهٔای جهت ایجاد چالش و اهرم فشار برای اعمال نظرات بر ساختار و چرخهٔ مدیریتی فعالیت میکند.
مثلا در افغانستان فعالیتهایی از این قبیل توسط موسسه تیکا در بسیاری از استانها سالهاست که با پوشش خیریه و حمایتهای توسعهمحور انجام گرفته و تا حدودی در ایجاد گروههای تبارگرا به عنوان ترکتبارهای فلان و فلان موفق بوده که نمونهای از این موفقیت را در هرات میتوان مشاهده کرد،نمونهٔ بارز آن مدارس افغان-ترک و همکاریهای مکرر انجمنادبی هرات و برخی از اهالی فرهنگ هرات با این موسسه است.
۱-آیا کشوری با چنین فعالیتهای غیراسلامی و متضاد با منافعملی که در نوع خود خارج از تعریف فعالیتهای تروریستی نیستند،برادر ماست؟
۲-آیا فعالیتهای منافقانه که منجر به تشکیل گروهکهای تبارگرا و موسسه تیکا و افرادی که با وجود آگاهی از چنین فعالیتهای خصمانه و غیراسلامی موسسه تیکا و افراد همکار با آن همچنان با این موسسه کار میکنند و روابط خوب دارند را نباید محکوم به خیانت به میهن و مردم دانست؟
۳-جامعه روحانیت و فرهنگیان سراسر کشور و هرات که زیر ستم هژمونیقومی افغانیت(پشتونیسم) خرد و خمیر شده اند و با سکوتشان در برابر آن جامعه را نیز به ناآگاهی و سهلانگاری از خطرات آن برای موجودیت و هویتشان (تاریخ و فرهنگ و زبان) و سرزمینشان دچارکرده اند،آیا میخواهند با سکوت و حتی همکاری با پانترکیسم و موسسههایی همچون موسسهٔ تیکا بلای دیگری به جان ملت و میهن و تمامیت پارسی بیندازند که به مراتب وحشیتر و ستمگرتر از هژمونیقومی افغانیت(پشتونیسم )است ؟

برای شناخت خطراتی که تفکر پانترکیسم و عوامل آن مانند موسسهٔ تیکا در سراسر افغانستان برای موجودیت،هویت و مردم پارسی دارند نیازی نیست به صدها کتاب و مقاله سر زد بلکه در آخرین فعالیت این موسسهٔ تروریستی در خصوص جستجوی «ترکانپنجشیر» و مدارس افغان-ترک و مطالهٔ رفتاری و فکری کسانی که در این مدارس کار یا تحصیل کرده و همچنان مشغول اند ماهیت خطرناک و تروریستی تفکر پانترکیسم و عوال آن مانند موسسهٔ تیکا را میتوان شناخت.
نهادها و سازمانهای خرد و کلان سیاسی،آموزشی و فرهنگی مانند «انجمن ادبی هرات» و دیگر حوزهها مانند رسانه که آگاه از این مسائل اند مسئولیت افشاء ماهیت،فعالیتها و اهداف شوم تفکر پانترکیسم و وجود عوامل و همکاران آن در افغانستان و هرات را به عهده دارند و هرگونه فرار از این مسئولیت و یا سهلانگاری و تقلیل آن به فعالیتهای معمولی هماهنگشده با فلان و فلان نهاد حکومتی و یا حتی تطهیر آن با استدلالهای دینی کمتر از خیانت به ملت،میهن و تمامیت پارسی نیست.


فارسی
العربية
English
Deutsch
Français
Español
Русский
中文
한국어
日本語
Türkçe
Italiano
Svenska
Norsk
اردو
Português